پسر دایی و پسرعمه مسلح که به یک صرافی در میدان فردوسی تهران دستبرد زده بودند، روز گذشته محاکمه شدند.
به گزارش خبرنگار ما، بیستوهشتم بهمنسال۹۵، با اعلام سرقت از صرافی خیابان فردوسی، مأموران پلیس به محل اعزام شدند. بررسیها نشان داد دو مرد جوان در حالیکه لباس محلی به تن داشتند و مسلح بودند، با شلیک تیر به پای یکی از صاحبان صرافی، مرتکب سرقت ۶۵میلیون تومان، دلار و یورو شدهاند.
به این ترتیب تحقیقات فنی برای شناسایی سارقان آغاز شد تا اینکه ۴۸ساعت بعد از حادثه دو متهم که فرزاد ۲۴ساله و عباس ۲۳ساله نام داشتند و پسرعمه و پسر دایی بودند در یکی از روستاهای شهرستان کوهرنگ بازداشت شدند. فرزاد گفت: «چند روز قبل از حادثه در خانه نشسته بودیم و مشغول دیدن «فیلم فرار از زندان» بودیم. از آنجائیکه درکوهدشت شغل مناسب و درآمدی نداشتم، از طرفی همسرم باردار بود و هزینههای زندگیام زیاد بود، براساس همان فیلم با پسرداییام نقشه سرقت مسلحانه کشیدیم. به همین دلیل به تهران آمدیم و با شناسایی یک صرافی در خیابان فردوسی نقشه سرقت را طراحی کردیم. برای این کار نیاز به یک خودرو داشتیم، بنابراین قبل از سرقت به محله دهکده المپیک رفتیم و دو نفری به عنوان مسافر سوار خودروی پراید شدیم. وقتی به اتوبان همت رسیدیم، به بهانه حالت تهوع از راننده خواستم ماشین را متوقف کند، سپس از ماشین پیاده شدم. همان لحظه راننده هم پایین آمد و یکباره عباس دستش را دور گردن راننده انداخت و من با زدن گاز اشکآور او را زمینگیر کردم و با سرقت خودرو فرار کردیم.»
متهم در ادامه گفت: «فردای آن روز حوالی ظهر با خودروی سرقتی به صرافی مورد نظر رفتیم. وقتی وارد مغازه شدیم عباس چند دسته پول را داخل کیسه ریخت. در آن لحظه وقتی مقاومت یکی از صاحبان صرافی را دیدم به ناچار یک تیر شلیک کردم که به پای او برخورد کرد.»
در ادامه پسر دایی فرزاد به نام عباس ۲۳ساله با تأیید توضیحات پسرعمهاش گفت: «کشاورز و دامدار هستم. دو ماه قبل با همسرم عقد کردیم و قرار بود مراسم ازدواج بگیریم، اما درآمد این کار برای شروع زندگی و تهیه مخارج ازدواج کافی نبود. این موضوع باعث شد به فکر سرقت مسلحانه بیفتم و با پول آن مراسم ازدواج را برگزار کنم.»
متهم در ادامه گفت: «وقتی به روستایمان رسیدیم هر کس به سمت خانه خودش رفت و قرار بود بعد از چند روز که اوضاع آرام شد پولها را بین خودمان تقسیم کنیم، اما پلیس ما را دستگیر کرد.»
با اقرار متهمان، دو مردجوان راهی زندان شدند و پرونده در حال کامل شدن تحقیقات بود که دو شاکی پرونده (صاحب صرافی و راننده خودرو) با مراجعه به دادسرا اعلام رضایت کردند، بنابراین پرونده تنها با یک شاکی که روز حادثه پایش بر اثر شلیک گلوله زخمی شده بود به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
صبح دیروز جلسه رسیدگی به ریاست قاضی زالی برگزار شد. فرزاد که با قرار وثیقه یک میلیاردی آزاد بود به اتهام مشارکت در سرقت خودروی پراید با سلاح سرد، مشارکت در سرقت مسلحانه صرافی همچنین ضرب و جرح صاحب صرافی، در جایگاه ایستاد و گفت: «همه اتهاماتم را قبول دارم، اما برای سرقت خودرو از گاز اشکآور استفاده نکردم و مسلح نبودم. در سرقت از صرافی نیز دست به پولها نزدم و عباس چند دسته پول برداشت و فرار کردیم.»
در ادامه متهم در حالیکه اشک میریخت، گفت: «باور کنید این بار اول و آخرم بود. همان لحظه پشیمان شدم، اما مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بودم. ما قصدمان سرقت بود و نمیخواستیم به کسی آسیبی بزنیم، اما با مقاومت صاحب صرافی دستپاچه شدم و ناخواسته شلیک کردم. به سختی توانستیم رضایت دو شاکی را جلب کنیم و امیدوارم شاکی سوم نیز رضایت بدهد، اما او در زندان است و خیلی موقعیت ملاقات حضوری نیست. حالا از هیئت قضایی میخواهم به خاطر همسر و فرزند ۱۸ماههام به من رحم کنند.»
سپس عباس که از زندان به دادگاه اعزام شده بود به اتهام مشارکت در سرقت خودروی پراید و مشارکت در سرقت از صرافی در جایگاه قرار گرفت و با قبول اتهاماتش گفت: «آن روز فرزاد دست به پولها نزد و این من بودم که دلار و یوروها و مقداری پول ایرانی را داخل ساک گذاشتم و از صرافی خارج شدیم. به خاطر شروع زندگی دست به سرقت زدم و این بار آخر است و پشیمانم.»
بعد از آخرین دفاع متهم، ریاست دادگاه بنا به اظهارات دو متهم عنوان اتهامی عباس را به مباشرت در سرقت مسلحانه و عنوان اتهامی فرزاد را به معاونت در سرقت مسلحانه تغییر داد.
در پایان با قبول این اتهامات از سوی دو متهم، هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.