مرد محکوم به مرگ که به اتهام قتل خواهرش در بازداشت به سر میبرد، روز گذشته محاکمه شد و بار دیگر جرمش را انکار کرد.
به گزارش خبرنگار ما، سیام اردیبهشتسال۹۵، مأموران کلانتری۱۳۴ شهرک غرب از قتل زن ۶۷ساله به نام اشرف در منزلش باخبر و راهی محل شدند. برادر آن زن به نام هوشنگ که در محل حضور داشت هراسان در شرح ماجرا گفت: «من و خواهرم بعد از فوت پدر و مادرم در خانه موروثی زندگی میکردیم. خواهرم مجرد و ازدواج نکرده بود. او در طبقه اول بود و من طبقه دوم بودم. شب گذشته حالم خوب نبود به همین خاطر مجبور شدم به بیمارستان بروم و تا ساعت۲ ونیم شب کارم طول کشید. همان موقع به خانه برگشتم که خواهرم از صدای بسته شدن در پارکینگ از خواب بیدار شد و به پاگرد آمد. تا مرا دید شروع به داد و فریاد کرد و گفت: باعث شدم از خواب بیدار شود. سعی کردم او را آرام کنم، اما او همچنان سر و صدا میکرد و ساکت نمیشد. آنجا بود که خواهرم از عصبانیت سنگی برداشت و به طرف من حمله کرد.»
آن مرد در ادامه گفت: «اشرف با سنگ به دستم کوبید و چند تا از انگشتانم شکست. من هم عصبانی شدم و با مشت و لگد او را کتک زدم. سر خواهرم به میلههای راهپله برخورد کرد و روی زمین افتاد. اهمیتی ندادم و به طبقه بالا رفتم و خوابیدم. امروز ظهر وقتی برای خرید شیر میخواستم از خانه بیرون بروم متوجه شدم اشرف همچنان روی راهپله افتاده است. نزدیک رفتم که فهمیدم نفس نمیکشد.»
بعد از این توضیحات آن مرد بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل شد. در حالیکه تحقیقات در این زمینه ادامه داشت، خواهر کوچک متهم نزد مأموران رفت و از برادرش شکایت کرد و گفت: «هوشنگ مدتها به خاطر سهم ارث پدری با خواهرم اختلاف داشت به همین خاطر او را به قتل رسانده و حالا دروغ میگوید. برایش درخواست قصاص دارم.»
با اعلام نظریه پزشکی قانونی مبنی بر اینکه علت فوت را ضربه مغزی اعلام کرده بود، برادر دیگر متهم از شکایت انصراف داد و اعلام گذشت کرد.
به این ترتیب پرونده کامل و به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در اولین جلسه محاکمه متهم بعد از شرح ماجرا قتل را انکار کرد و گفت: «قصد کشتن خواهرم را نداشتم. او با سنگ حمله کرد و انگشتان دستم را شکست به همین خاطر عصبانی شدم و او را هل دادم.»
در پایان هیئت قضایی متهم را به قصاص محکوم کرد و این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد، اما از سوی قضات شعبه ۲۴ دیوان نقض و پرونده به همان شعبه ارجاع داده شد.
بنابراین متهم صبح دیروز بار دیگر در همان شعبه به ریاست قاضی عبداللهی پای میز محاکمه قرار گرفت. ابتدای جلسه خواهر متهم در جایگاه ایستاد و گفت: «برادرم با نقشه قبلی و به خاطر ارث و میراث خواهرم را به قتل رساند. او آنقدر بیرحم بود که وقتی خواهرم را هل داد و روی زمین انداخت رهایش کرد و رفت. اگر او را به بیمارستان میرساند شاید الآن خواهرم زنده بود. حاضرم تفاضل دیه را بپردازم تا هوشنگ اعدام شود.»
سپس متهم در جایگاه ایستاد و گفت: «خواهرم ازدواج نکرده بود و زن بدخلقی بود. او بعد از فوت پدر و مادرم در خانه آنها تنها زندگی میکرد. او با رفتارهایش باعث شد همسرم از من جدا شود و با فرزند معلولم تنها زندگی کند.»
متهم ادامه داد: «آن شب وقتی از بیمارستان به خانه برگشتم خواهرم شروع به داد و فریاد کرد و میگفت: دنبال تفریح رفته بودم و به دروغ میگویم بیمارستان بودم. هرچه سعی کردم به او بگویم اشتباه میکند و حالم خوب نیست بیفایده بود تا اینکه با سنگ به سمت من حمله کرد. آنجا بود که کنترل اعصابم را از دست دادم و او را کتک زدم.»
متهم در آخرین دفاعش گفت: «خواهرم وقتی روی زمین افتاد سرش به میلههای نرده راهپله خورد، امکان دارد همان ضربه موجب مرگ او شده باشد.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.