کد خبر: 905921
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۰
ترامپ چه قبل از ورود به کاخ سفيد و چه بعد از ورود به آن همواره زبان تند خود را نسبت به برجام حفظ کرده بود و از نواقص اين توافقنامه مي‌گفت که به نظرش، اين نواقص باعث شده تا امريکا بدترين توافق را در طول تاريخ خود امضا کرده باشد.

دکتر سيد نعمت‌الله عبدالرحيم‌زاده

برنامه جامع اقدام مشترک، برجام يا Joint Comprehensive Plan of Action، توافقنامه‌اي بود که بين ايران و گروه 1+5 متشکل از روسيه، چين، آلمان، بريتانيا و امريکا به علاوه اتحاديه اروپا و در تاريخ 14 جولاي 2015 امضا شد. اين توافقي بود که بعد از يک دوره از تحريم‌هاي گسترده 12 ساله و دو سال مذاکره فشرده به دست آمد و وقتي که به امضا و تأييد همه طرف‌ها رسيد اين تصور را به وجود آورد که زمان به تحقق رسيدن رؤياها فرا رسيده است؛ رؤياي شروع دوره‌اي از شکوفايي اقتصادي، رؤياي پايان تحريم‌ها و رؤياي چرخيدن چرخ سانتريفيوژها همراه با چرخيدن چرخ کارخانه‌ها! حالا دو ماه تا سه سالگي برجام مانده، نه تنها آن رؤياها محقق نشده بلکه حيات خود برجام به صورت جدي به خطر افتاده و احتمال فروپاشي آن با کار دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور امريکا، تقويت شده است. ترامپ روز سه‌شنبه هشتم مي‌ در مقابل دوربين‌هاي تلويزيوني ظاهر شد تا قصد خود را براي خروج از برجام اعلام کند و بعد هم با يک فرمان اجرايي امريکا را به طور رسمي از برجام خارج کرد. شايد اين کار ترامپ زمينه‌اي براي فروپاشي برجام باشد يا تداوم حيات آن بدون حضور اين کشور اما تا اينجاي کار رؤياهاي برجامي به هم خورده و بايد با ديد بازتري به اين توافقنامه و واقعيت‌هاي آن نگاه کرد.
امريکاي بدعهد
ترامپ موقعي فرمان اجرايي براي خروج از برجام را امضا کرد که هنوز سه روز تا پايان امضاي قبلي او براي تمديد تعليق تحريم‌هاي هسته‌اي عليه ايران باقي مانده بود و به عبارت ديگر، او با امضاي فرمان اجرايي در روز سه‌شنبه امضاي قبلي خود در روز جمعه 12 ژانويه را نقض کرده است. امضاي او در 12 ژانويه تا 12 مي‌ اعتبار قانوني داشت و او منتظر تمام شدن اين مهلت نماند و سه روز قبل از اين مهلت هم تعهد امريکا به برجام را نقض کرد و هم مهلتي که خودش آن را تأييد و امضا کرده بود. بنابراين، بدعهدي ترامپ تنها محدود به نقض يک توافقنامه بين‌المللي يا سرپيچي از قطعنامه 2231 شوراي امنيت نمي‌شود، بلکه او قوانين و مقرراتي را نقض کرد که در خود امريکا محترم شناخته مي‌شود و بيش از هر کسي، بايد خود ترامپ آنها را رعايت کند. از سوي ديگر، کارنامه دولت قبلي امريکا در حدود يک سال و نيم از اجراي برجام نشان مي‌دهد که حاکميت امريکايي در آن زمان هم چندان وفادار به برجام نبود و در مورد آن بدعهدي مي‌کرد. تمديد لايحه تحريم ايران يا آيسا، در اوايل دسامبر 2016 و سکوت شخص باراک اوباما، رئيس‌جمهور سابق امريکا، نسبت به آن تنها مورد از بدعهدي و تخلف امريکا از برجام نيست بلکه اين کشور با وجود لفاظي‌هاي جان‌کري، وزير خارجه سابق امريکا، در مورد حمايت از برجام نه تنها هيچ اقدامي براي برچيدن ساز و کارهاي اجراي تحريم‌ها برنداشت بلکه وزارت خزانه‌داري دولت اوباما به تعهد امريکا براي سهولت دسترسي ايران به بازارهاي جهاني عمل نکرد و تا روز آخر از آن دولت، اجازه معامله با دلار را به ايران نداد.
نواقص برجام
ترامپ چه قبل از ورود به کاخ سفيد و چه بعد از ورود به آن همواره زبان تند خود را نسبت به برجام حفظ کرده بود و از نواقص اين توافقنامه مي‌گفت که به نظرش، اين نواقص باعث شده تا امريکا بدترين توافق را در طول تاريخ خود امضا کرده باشد. او در 12 ژانويه زمان امضاي تمديد تعليق تحريم‌ها گفت: اين آخرين بار است تمديد تعليق تحريم‌ها را امضا مي‌کند و اگر چهار شرط مورد نظرش برآورده نشوند از برجام خارج خواهد شد. آن چهار شرط عبارت بودند از انجام بازرسي‌هاي فوري از همه اماکن هسته‌اي ايران به محض درخواست بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، دادن تضميني به امريکا مبني بر نزديک نشدن ايران به سلاح هسته‌اي، محدوديت بي‌پايان بر فعاليت هسته‌اي ايران و عدم‌تفکيک برنامه موشکي ايران از فعاليت هسته‌اي آن. مخاطب ترامپ در آن موقع نه ايران بلکه کنگره و شرکاي اروپايي امريکا بود و به همين جهت هم نگاه‌ها اول به کنگره بود که نمايندگان سنا و مجلس نمايندگان براي تحقق شروط او چه مي‌کنند. هر چند که در اوايل خبرهايي در مورد فعاليت باب کورکر و تام کاتن، دو سناتور جمهوري‌خواه، براي تنظيم و ارائه لايحه‌اي به سنا به عنوان الحاقيه‌اي به برجام و براي رفع نواقص آن منتشر مي‌شد اما بعد معلوم شد که آن خبرها بيشتر گمانه‌زني بوده تا واقعيت داشته يا شايد اين دو سناتور با توجه به مشکلات کار از خير چنين لايحه‌اي گذشتند. به نظر مي‌رسد که تلاش شرکاي اروپايي امريکا در اين سه ماه براي برآوردن شروط و در واقع، رضايت ترامپ راه به جايي نبرده و تمام اخبار و تحليل‌ها در مورد رسيدن به توافقاتي همه از نظر ترامپ آنقدر رضايت‌بخش نبود که او را به ماندن در برجام قانع کند. حالا که ترامپ از برجام خارج شده ديگر نمي‌تواند از نواقص برجام بگويد بلکه اين کار او نقص اصلي و واقعي برجام را آشکار کرده است. در واقع، خروج ترامپ آن هم با يک برنامه نمايشي تلويزيوني اين سؤال را پيش کشيده که شالوده برجام چقدر محکم بوده که يک طرف آن توانسته به اين راحتي از آن کنار بکشد؟ کوچک‌ترين توافق حتي در مواردي بسيار جزئي مثل خريد ملک، مغازه يا خودرو شامل مفادي است که هر طرف با خروج از توافق بايد متحمل چه خساراتي باشد تا اينکه تضميني براي پايبندي طرف‌هاي قرارداد به آن باشد.
بيداري از خواب
بايد گفت که ترامپ با برنامه نمايشي تلويزيوني خود در روز سه‌شنبه فقط از برجام خارج نشد بلکه نقص اصلي آن را نشان داد و به اين جهت، خروج او از برجام موجب بيداري نزديک به سال از خواب برجامي شد. به نظر مي‌رسيد که اميدها به برجام در زمان امضاي آن به اندازه‌اي زياد بود که نقص اساسي آن در نظر گرفته نشد تا با وضع مفادي به آن براي پايبندي تمام طرف‌ها به اصل برجام تضميني وجود داشته باشد و ترامپ نتواند به اين راحتي از آن خارج شود. يک وجه ديگر قضيه را مي‌توان به اين صورت ديد که عمل ترامپ به لحاظ حقوقي چه عواقبي مي‌تواند داشته باشد و آيا مي‌توان از خلف وعده او و خروجش از توافق مورد تأييد امريکا اقدام حقوقي کرد يا نه؟ شايد بتوان با استناد به قطعنامه 2231 راهي در اين مورد يافت اما روشن است که نمي‌توان با تکيه بر برجام پاسخ حقوقي به او داد. اين چالش اساسي است که تمام آن اميد و خوش‌بيني‌ها به برجام را بر باد داده و نه تنها در مورد ماندن يا نماندن ديگر طرف‌هاي برجام ابهاماتي را به وجود آورده، بلکه اين مسئله را هم مطرح کرده که در برجام چه تضمين‌هايي براي پايبندي طرف‌هاي برجام به تعهداتشان وجود دارد. تجربه اين دو سال و چند ماه نشان مي‌دهد که علاوه بر امريکا، حتي طرف‌هاي اروپايي هم براي اجراي تعهداتشان صداقت چنداني نداشته‌اند چنانکه به بهانه تحريم‌هاي غير هسته‌اي يا بازگشت تحريم‌هاي هسته‌اي حاضر نشده‌اند به تعهد خود براي وارد کردن شرکت‌ها و بانک‌هاي خود به بازار ايران عمل کنند.
اين عدم تمايل دولت‌هاي اروپايي به دليل نبود راهکار نيست چراکه آنها پيش از اين توانسته بودند از شرکت‌ها و بانک‌هاي خود در مقابل آيسا دفاع کنند و اجازه ندهند آن بسته تحريمي به آنها لطمه‌اي بزند تا ارتباط اقتصادي خود با ايران را ادامه بدهند. دولت‌هاي اروپايي به خصوص سه دولت آلمان، بريتانيا و فرانسه حالا هم مي‌توانند مشابه آن مورد عمل کنند يا خود جداگانه يا از طريق اتحاديه اروپا قوانيني را تصويب کنند که امريکا با بازگرداندن تحريم‌ها نتواند رابطه اقتصادي اروپا با ايران را قطع کند و اين رابطه بر مبناي برجام به حيات خود ادامه بدهد. دولت‌هاي اروپايي حتي مي‌توانند پا را فراتر از اين گذاشته و قوانيني را تصويب کنند که به آنها اجازه عمل مقابله به مثل مي‌دهد چراکه هم برجام و هم قطعنامه 2231 زمينه حقوقي به آنها مي‌دهد تا در مقابل امريکا دست به مقابله به مثل بزنند و در مقابل جريمه‌هاي امريکايي، دولت امريکا يا خزانه‌داري آن را محکوم به پرداخت جريمه کنند. اين تنها موارد ممکن در دست اروپا براي بقاي برجام نيست و اگر آنها در ادعاي خود براي بقاي برجام صادق هستند بايد در عمل نشان بدهند که حاضر به چه کاري براي حفظ برجام در مقابل بازگشت تحريم‌هاي ترامپ هستند. به عبارت ديگر، خواب برجامي در اين نزديک به سه سال به دليل اعتماد بي‌منطق به طرف‌هاي برجام بود و حالا ترامپ با خروج از برجام اين خواب را بر هم زده و نبايد با لالايي‌هاي افرادي مثل امانوئل مکرون، رئيس‌جمهور فرانسه، آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، ترزا مي، نخست‌وزير بريتانيا و فدريکا موگريني، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، به خوابي ديگر رفت و بر مبناي گفته پيامبر اکرم (ص) که مؤمن از يک سوراخ دو بار گزيده نمي‌شود، اين بار بايد بيدار ماند و طرف‌هاي اروپايي را با گرفتن تضمين‌هاي عيني و به خصوص حقوقي به برجام پايبند کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار