
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل دختر جواني به اداره پليس رفت و از پسر جواني به اتهام آدمربايي شكايت كرد.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: مدتي قبل در تلگرام با پسر جواني به نام فرزين آشنا شدم. ما با هم ارتباط تلفني و پيامكي داشتيم و فرزين هم هميشه به من ابراز علاقه ميكرد و مدعي بود با من ازدواج ميكند. رابطه ما هر روز صميميتر ميشد و من بيشتر به او اعتماد ميكردم، اما مدتي بعد فهميدم كه او قبل از من با دختر ديگري رابطه دوستي برقرار كرده و وعده ازدواج داده است. به همين دليل تصميم گرفتم رابطهام را با او قطع كنم، اما فرزين اصرار داشت كه با من ارتباط داشته باشد. مدتي گذشت و او هر روز از طريق تلگرام براي من پيامكهاي عاشقانه ميفرستاد و سعي داشت مرا فريب دهد اما من جواب پيامكهاي او را نميدادم تا اينكه چند روز قبل همراه تعدادي از دوستانم داخل كافي شاپي در حال خوردن بستني بوديم كه فرزين وارد كافي شاپ شد و گفت با من كاري دارد و خواست همراه او به بيرون از كافيشاپ بروم. وي ادامه داد: من همراه او بيرون رفتم كه فرزين اصرار كرد سوار خودرواش شوم تا داخل خودرو با من حرف بزند.
ابتدا قبول نكردم اما او تهديد كرد كه آبرويم را پيش دوستانم ميريزد و من هم از ترس آبرويم سوار خودرواش شدم و شرط گذاشتم كه در همان مكان با هم حرف بزنيم اما وقتي سوار شدم او خودرواش را به راه انداخت و با تهديد چاقو از من خواست سكوت كنم. هر چقدر التماس كردم فايدهاي نداشت و فرزين مرا به پارك كوهستاني در اطراف تهران برد و آنجا پس از آزار و اذيت مرا از روي كوه به پايين پرتاب كرد و بعد هم از محل گريخت. در حالي كه به شدت زخمي شده بودم زن و مردي به دادم رسيدند و مرا به بيمارستان منتقل كردند. پس از طرح اين شكايت مأموران پليس به دستور بازپرس جنايي متهم را بازداشت كرد و مورد بازجويي قرار دادند. متهم در بازجوييها جرم خود را انكار كرد و در ادعايي گفت: شاكي مدتي قبل از خانهشان فرار كرد و بعد از من خواست به دروغ به خانوادهاش بگويم او پيش خانواده من بوده است كه من قبول نكردم و بعد او از من كينه گرفت و اين پاپوش را براي من درست كرد. تحقيقات از متهم ادامه دارد.