
برخي مراكز آموزشي ميزان کار علمي نيروهايشان را با تعداد مقالههاي به چاپ رسيده از آنها ميسنجند. اين در حالي است که برخي پژوهشگران برجسته ممكن است تا سالها پيگير تحقيقاتشان باشند و در نهايت براي عمومي شدن به انتشاراتي معروف بسپارند. از سوي ديگر يک مدرس جاهطلب و البته پولدار از طريق شركتي انتشاراتي، تبديل به محققي با انبوه مقالات علمي شود.
كسب درآمد از مقالات علمي توسط انتشارات علمي بزرگ چندان شفاف نيست. درواقع ناشران علمي بلدند از زير عمده هزينهها شانه خالي کنند. دانشمندان به اختيار خود آثاري خلق ميکنند و رايگان به ناشران ميدهند؛ ناشر هم دبيراني را به خدمت ميگيرند که ارزش نشر اثر و گرامر آن را بررسي کنند، اما بخش اصلي بار دبيري (صحتسنجي اعتبار علمي و ارزيابي آزمايشها، يعني فرايند موسوم به داوري) را دانشمنداني فعال، به صورت داوطلبانه انجام ميدهند.
سپس ناشران محصول را دوباره به کتابخانه مؤسسهها و دانشگاههايي ميفروشند که هزينهشان را حکومت تأمين ميکند تا دانشمندان بخوانند، يعني همانهايي که اگر معناي جمعيشان را لحاظ کنيم، خالقان اصلي محصول بودهاند.
بخش انتشارات دانشگاهي مؤسسه پيرسون بريتانيا يكي از اين نمونههاست. اين شركت بزرگترين نهاد رسانههاي گروهي بريتانيايي و چندمليتي در سطح دنيا به شمار ميرود که در زمينه نشر روزنامه، مجله و کتاب، همچنين مديريت بر مدارس و آموزش و پروش فعاليت ميکند. انتشارات دانشگاهي پيرسون در سال 2012، در سه بخش کسب و کار اين شرکت يعني كالج پيرسون، تحصيلات تکميلي پيرسون و بخش تخصصي انتشارات آن بالغ بر 9 ميليارد دلار سود به همراه داشت.
الگوي کسب وکار پيرسون گيجکننده به نظر ميآيد. يک ناشر سنتي مثل يک مجله براي پول درآوردن ابتدا بايد هزينههاي انبوهي را بپذيرد. به نويسندگان براي مقالههايشان پول ميدهد؛ دبيراني براي سفارش، شکلدهي و بررسي مقالات استخدام ميکند و براي توزيع محصول نهايي ميان مشترکان و خردهفروشان پول ميدهد. همه اينها پرهزينهاند و مجلات موفق معمولاً سودي اندك دارند.
اميد به دسترسي آزاد مقالات دانشگاهي
بسياري از محققان خوب ميدانند که گويا معاملهاي نامنصفانه پيش روي آنهاست. جرج برلان، شيميدان دانشگاه ميدلز بورو، در سال 2014 در مقالهاي در گاردين نوشت اين کسب وکار «هرزه و غيرضروري» است و اعلام کرد که آن را «بايد يک رسوايي عمومي» دانست. به گفته اين محقق، دانشمندان همگي برده ناشران شدهاند. کدام صنعت ديگر است که مواد خامش را از مشتريانش بگيرد، همان مشتريان را وادار کند کنترل کيفيت اين مواد را انجام دهند و سپس همان مواد را با قيمتي بسيار متورم به همان مشتريان بفروشد؟
اما از اوايل قرن بيستم، دانشمندان سردمدار راهحلي شدهاند براي نشر اشتراکي که دسترسي آزاد نام دارد. اين طرح، براي حل مسئله توازن الزامات علمي و تجاري، عنصر تجاري را از معادله حذف ميکند. اين کار در عمل به قالب ژورنالهاي آنلاين درميآيد. دانشمندان قدري پيشپرداخت براي تأمين هزينههاي دبيري ميدهند و بعد تضمين ميشود که اثرشان تا ابد به صورت رايگان در دسترس همه است.
با اين وجود و به رغم حمايت تعدادي از بزرگترين آژانسهاي سرمايهگذار دنيا ازجمله بنيادهاي خيريهاي با بودجه مخصوص پژوهشهاي علمي فقط حدود 30 درصد از مقالههاي علمي در زمان انتشارشان به صورت رايگان عرضه ميشوند.
اين ايده که تحقيق علمي بايد به رايگان در اختيار همگان باشد مسيري بسيار متفاوت يا حتي تهديدي براي نظام فعلي است. گويا سرخوردگي از نظام فعلي رو به افزايش است و بايد به دسترسي آزاد مقالات دانشگاهي اميدوار بود.