
نوشتن درباره دانشگاه جامع علمي كاربردي هم آسان است و هم سخت. آسان از اين جهت كه به راحتي ميتوان بر خيلي از كاركردهاي فعلي آن ايراد گرفت. براي نمونه در تعاريف بينالمللي، دانشگاه مكاني است براي افرادي كه مايل به ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر هستند تا در رشته مورد علاقه خود تخصص پيدا كنند. بنابراين ورود به دانشگاه براي كسب علم، با مدركگرايي بسيار تفاوت دارد زيرا مدركگرايي به علاقه و تخصص كاري ندارد و تنها مدرك تحصيلي را از دوره متوسطه به دوره دانشگاهي تبديل ميكند، آن هم بدون به دست آوردن تخصص يا تغييري چشمگير.
دانشگاه جامع علمي كاربردي به عنوان يك دانشگاه با در نظر داشتن ايجاد ارتباط دوسويه بين نظام آموزش عالي و بازار كار در هجدهم مهرماه سال 1373 تأسيس شد. چه بسا بيشترين خدمت آن برداشتن كنكور از تمام دورههاي مقطع كارداني است. كنكور و محدود بودن گنجايش دانشجويان چيزي است كه هميشه فشاري روحي و اجتماعي روي فرد كنكوري و خانوادهاش داشته است و بر خلاف ديگر نقاط جهان كه ورود به دانشگاه آسان و خروج از آن سخت است. در ايران خروج از دانشگاه به هر ترتيب امكانپذير ميشود اما با تأسيس دانشگاه جامع علمي كاربردي اينگونه برداشت ميشود كه مشكل ورود نيز حل شده است.
واگرايي بين دانشگاه و جامعه
بر اساس مطالعات انجام گرفته جمعيت جوان و فعال كشور تا سال 1400 بالغ بر 61 ميليون نفر ميشود و به عبارتي 5/2 درصد رشد خواهد داشت. پس سطح اشتغال نيز بايد رشدي معادل 5/2 درصد در سال داشته باشد تا وضعيت فعلي حفظ شود. يعني تا سال 1400 در ايران بايد 29 ميليون فرصت شغلي ايجاد شود.
اما نكتهاي كه در اينجا مورد نظر است عدم تناسب بين تعداد فرصتهاي شغلي تخصصي ايجاد شده در جامعه و تعداد فــــارغالتحصيلان است. در ايران فقدان ارتباط نزديك بين دانشگاهها و بخشهاي مختلف جامعه موجب شده است كه بين ظرفيت پذيرش دانشجو و نياز بازار به نيروي متخصص تناسب وجود نداشته باشد كه علت آن عدمهماهنگي و انسجام در تصميمگيري بين نظام آموزش عالي با ساير بخشهاي جامعه است. بر اساس اين نكات دانشگاه جامع يكي از مهمترين اهداف نظامهاي آموزشي خود را ارائه آموزش متناسب با مهارتهاي شغلي مورد نياز جامعه عنوان كرده است اما گويا عدم توفيق دانشگاه در ايجاد و تقويت روحيه علمي و انگيزه خدمت رساني به دانشجويان جزو موانع اصلي دانشگاه علمي كاربردي است. مطابق آمار به دست آمده بيش از نيمي از دانشجويان دانشگاه جامع علمي كاربردي شاغل هستند كه وجود همين آمار يكي ديگر از مشكلات دانشگاه جامع علمي كاربردي را نشان ميدهد زيرا دانشجويان اولويت اصليشان را به جاي تحصيل به شغل ميدهند.
فقدان روحيه كارآفريني
از سوي ديگر به دليل مشخص نبودن حداقل قابليتهاي علمي و عملي براي فارغالتحصيل شدن در نظام آموزش عالي، گرفتن حداقل نمره قبولي پيششرطي براي اخذ مدرك فارغالتحصيلي است. شرايط نامساعد اشتغال و اهميت ندادن به فارغالتحصيلان ممتاز، سبب بيانگيزه شدن و از بين رفتن علاقهمندي جمع كثيري از دانشجويان به ويژه در مقطع كارشناسي به فراگيري دروس نظري و فعاليتهاي عملي شده است.
اين شرايط سبب پرورش و توليد برخي فارغالتحصيلاني ميشود كه داراي روحيه علمي نيستند و در عين ناتواني در كسب مدارج علمي بالاتر، روحيه كارآفريني و يافتن كسب و كار مناسب را ندارند. البته در جايي كه هيئت علمي با فرآيندها و نحوه انجام امور در واحدهاي توليدي و خدماتي مرتبط با رشته تحصيلي فارغالتحصيلان آشنايي كاملي ندارند و باعث پايين آوردن سطح آموزش ميشوند، نميتوان خردهاي بر دانشجو گرفت.
ادامه همان مسير سنتي
شايد نوشتن از دانشگاه جامع علمي كاربردي به اين دليل سخت است كه به هر صورت امكان تحصيل را بدون گذشتن از سد كنكور فراهم ميكند و موجب ميشود افراد به خواسته فردي خود، خانوادهشان و جامعهشان مبني بر دارا بودن تحصيلات عاليه تا اندازهاي پاسخ گويند، با مدركي بالاتر از ديپلم بازنشسته شوند يا بعد از به دست آوردن مدرك دانشگاهي به ارتقاي شغلي دست پيدا كنند.
دانشگاه جامع علمي كاربردي براي پر كردن خلأ دانشگاهي كه بتواند غير از مباحث تئوري، در محيطي آكادميك، حرفهآموزي را نيز انجام دهد، وارد عرصه شده بود اما در عمل مسير همان دانشگاههاي سنتي ايران را ادامه داد.
چه بسا بتوان با دقت بيشتر در گزينش دانشجويان، استادان و افرادي كه مجوز تأسيس شعبههاي دانشگاه جامع را دريافت ميكنند اهداف اوليه اين دانشگاه را زنده كرد. در هر حال در سيستم آموزشي كه حتي دانشگاههاي معتبر آن در سطح علمي بينالمللي قرار ندارند چه انتظاري ميتوان از دانشگاه جامع علمي كاربردي داشت؟ با نگاهي به آمار سالانه رتبهبندي علمي دانشگاههاي جهان، ميتوان هر ساله جاي ايران را خالي ديد.