
معصومه طاهري
در همه جاي دنيا توجه به زبان ملي از مصاديق مهم وفاق و اتحاد جوامع محسوب ميشود؛ چراكه هر زباني مخزني از تاريخ، ادبيات، دانش و خرد در خود دارد كه در طول ساليان سال به تدريج آنها را درون خود گردآوري كرده است، لذا با از دست رفتن اين گنجينه هويتي، فرهنگ و تمدن مردم آن جامعه به تدريج ضعيف و فقير ميشود. ممكن است حوزه مورد علاقه هر يك از ما مربوط به تكنولوژيهاي مدرن باشد و تمام نيازمان را در حوزه زبانهاي قدرتمند به راحتي پيدا كنيم؛چنانچه نيازي به مخزن دانش زبان ملي نداشته باشيم، اما به هر حال بخشي از هويت هر فرد مربوط به زبان مادري اوست كه نميتوان آن را ناديده گرفت،بنابراين بر مسئولان فرهنگي و آموزشي است تا با كمك رسانهها بر توانمندسازي و حفاظت از زبان ملي همت بيشتري داشته باشند؛ به خصوص در دوراني كه با رشد رسانهها و سيلاب اطلاعات درست و غلط افراد بيشتر در معرض خطر و از دست دادن مصاديق هويتي خود هستند به طور قطع حفظ زبان ملي نياز به توجه بيشتري دارد.
پيش از اين نيز در ديداري كه مقام معظم رهبري با معلمان و مسئولان آموزش و پرورش داشتند در ميان صحبتهايشان با گلايه فرمودند:« شايد به مسئولان محترم فعلي نگفته باشم اما قبلها مكرر گفتهام؛ اين اصرار بر ترويج زبان انگليسي در كشور ما يك كار ناسالم است. زبان خارجي را بايد بلد بود، اما زبان خارجي كه فقط انگليسي نيست، زبان علم كه فقط انگليسي نيست...»
توجه به زبان ملي و بومي يك اتفاق جهاني است به خصوص كشورهايي كه مدعي جهان اولي هستند نسبت به اين مسئله حساسيت و توجه زيادي دارند. مثلاً اخيراً در فرانسه مسئولان فرهنگي اين كشور سعي كردهاند تا زبان ملي فرانسه را كه درمعرض انقراض است حفظ كنند؛ از جمله نشريات مهمي چون فيگارو مدتهاي زيادي است كه هر هفته بخشي از مطالب خود را مربوط به زبان فرانسوي تنظيم كرده است زيرا به اين نتيجه رسيده كه زبان فرانسوي به دليل تهاجم بيش از اندازه لغات انگليسي و امريكايي در حال استحاله است به همين خاطر مسئولان فرهنگي اين كشور نگران تضعيف جايگاه زبان ملي فرانسه هستند، لذا از شيوههاي مختلفي براي حفاظت از زبان ملي خود استفاده كردهاند چنانچه از سال 1970 سازمان بينالمللي «فرانكوفوني» تأسيس شد كه هدفش ترويج و حمايت از زبان و فرهنگ فرانسه بوده است. اين سازمان 56 كشور عضو دارد و بدين طريق تقريباً 200 ميليون نفر از اروپا، امريكاي شمالي و آفريقا به اين سازمان تعلق دارند. زبان فرانسه، زبان رسمي در كشورهاي فرانسه، بلژيك ايالتهاي (والوني و بروكسل)، در برخي از كانتونهاي سوئيس، در لوكزامبرگ (در كنار لوكزامبرگي و آلماني)، در موناكو، در ايالت كبك كانادا و هائيتي است.
گذشته از اين، زبان فرانسه زبان رسمي در بسياري از كشورهاي آفريقاي غربي و مركزي، زبان ارتباطي در آفريقاي شمالي و زبان كاري سازمان ملل متحد و اتحاديه مشترك اروپاست.
به دليل تأثير فزاينده فرهنگ امريكايي از پايان جنگ جهاني دوم به اين سو، بسياري از واژگان آنگلوساكسوني وارد زبان فرانسه شدهاند. لغاتي مانند cool, fast- food, t- shirt Parking و week- end كه مدتهاست بخشي از زبان روزمره مردم اين كشور شدهاند و حتي در فرهنگ لغت زبان فرانسه هم جاي خود را پيدا كردهاند! به همين خاطر فرانسه به عنوان واكنش در سال 1994 ضمن اقدامات ديگر چندين نفر را براي موزيك فرانسوي در ارتباطات جمعي تعيين كرد. به اين ترتيب بايد در راديو حداقل 40 درصد موزيك به زبان فرانسه پخش شود.
فراموش نكنيم زبان فارسي هم آيينه هويت ما ايرانيان در ايران و جهان است و نبايد در حفظ و مراقبت و سالم نگهداشتن آن كوتاهي كنيم. زبان پرظرفيت و شيريني كه توانسته است بخش عظيمي از سرزمينهاي جهان را تحت نفوذ معنوي خود قرار دهد و براي ملتها، فرهنگ و دين و معرفت به ارمغان آورد؛ چنانچه امروز بيشتر سردرهاي ادارات و مغازهها در كشورهاي هند و پاكستان هنوز هم با زبان فارسي است.
زبان شيرين فارسي مجموعهاي ارزشمند شامل پارسي باستان، كتيبهها و سنگنوشتههاي قديمي با خطوط ميخي و فارسي ميانه يا فارسي دري با سنگنوشتههاي خطوط پهلوي و از سويي ديگر الهامگرفته از فرهنگ بعد از اسلام، همهجا بهترين سرمايه ملي و هويت ما ايرانيان است. اين امانت گرانبها، ميراثي است كه سينهبهسينه و نسلبهنسل پس از طي دوران سختي چون حمله و تسلط اقوام مهاجم و بيگانه به دست ما رسيده است و اهميت آن زماني بيشتر ميشود كه حماسهسراي بزرگ حكيم ابوالقاسم فردوسي عجم را با آن بها داده و قدر و قيمت بخشيده است و ميگويد: بسي رنج بردم در اين سال سي / عجم زنده كردم بدين پارسي