سالانه حدود 90 تن زباله بيمارستاني و 7 هزار تن زباله شهري در شهر تهران توليد ميشود كه در ايستگاهها جمعآوري و به كهريزك منتقل ميشود.
اين زبالهها بايد به صورت مكانيزه پردازش و بازيافت شود كه در حال حاضر به صورت نيمه مكانيزه صورت ميگيرد.
در همين زمينه معاون خدمات شهري و محيطزيست منطقه۲۱ از جمعآوري روزانه 4 تن پسماند خشك از راستههاي تجاري و مراكز اداري با هدف حفاظت از محيطزيست شهري و استفاده از پسماندهاي قابليت بازيافت مجدد خبر داد.
سياوش زابلي با اشاره به اينكه امروزه يكي از معضلات مهم شهرنشيني، روند روبهرشد توليد پسماند است، گفت:«بازگرداندن و بازيافت مواد قابل استحصال با استفاده از روشهاي نوين و مناسب به چرخه توليد ملي، تأثير مستقيمي بر كاهش هزينهها داشته و توجه ويژه به اين مهم منتج به حمايت هرچه بيشتر از حفظ سرمايه ارزشمند محيطزيست ملي شهر و كشورمان خواهد شد.»
وي با بيان اينكه در زمان مشابه سال گذشته حجمي معادل 5/2 الي۳تن پسماند خشك به صورت روزانه از فعاليت اقتصادي راستههاي تجاري و مراكز اداري ورودي غربي پايتخت جمعآوري و تفكيك شده است، افزود: «با برگزاري مستمر دورههاي آموزشي تفكيك پسماند خشك از مبدأ ويژه فعالان راستههاي تجاري و مراكز اداري منطقه۲۱ و جمعآوري منظم و تفكيك پسماند خشك اين مراكز، در حال حاضر توانستهايم جمعآوري پسماند خشك از راستههاي تجاري و اداري محدوده غربي پايتخت را به 4 تن برسانيم.»
متأسفانه تفكيك زباله از مبدأ بهطور كلي جدي گرفته نميشود. مديريت شهري، وزارت صنايع و سازمان محيطزيست، بايد به يك الگو برسند كه اين نهادها در كاهش توليد زباله به خصوص پلاستيك، نقش داشته باشند. وزارت صنعت، معدن و تجارت به همراه سازمان محيطزيست در اعطاي مجوز به صنايع تزريق پلاستيك نقش مهمي دارند. ضمن اينكه سازمان محيطزيست هم علاقه يا ارادهاي براي كمك به ايجاد بازيافت مكانيزه در كلانشهرها حداقل تاكنون نداشته است.
اين در حالي است كه بخشي زيادي از درآمد زبالهها نصيب مافياي زباله ميشود كه سود اصلي را آنها به دست ميآورند و بخش نامرغوب زبالهها توسط شهرداري جمعآوري ميشود.
دو سال پيش در منطقه كهريزك درياچهاي چهار هكتاري از شيرابه زبالهها تشكيل شده بود كه يك تهديد بزرگ زيستمحيطي محسوب ميشد. البته به منظور ساماندهي و جمعآوري شيرابههاي زبالهها در آن زمان اقدامات مؤثري انجام شد و اين معضل اكنون مرتفع شده است.
در دهههاي قبل سازمان خدمات موتوري شهرداري، مسئوليت جمعآوري زباله را به عهده داشته است. در اواخر دهه 70 هم واگذاري جمعآوري زباله به پيمانكار اجرايي شد. در اين روش چون پيمانكار وجود دارد، هزينههاي جمعآوري زباله افزايش داشته است.
در اين حالت خودروهاي شهرداري را در اختيار پيمانكار ميگذارند. در واقع اصل كار برونسپاري درست بوده، ولي برنامه كاري غلط بوده است. يعني تصديگري شهرداري كاهش پيدا كرد، اما هزينهها افزايش داشته است.