2 ميليون نفر كشته و ميليونها نفر زخمي نتيجه زلزله شهر تهران! اين تيتر ميتواند غمانگيزترين تيتر رسانههاي جهان در طول تاريخ انتشارشان باشد. شايد گم شدن شهر تاريخي در روم باستان در زير خاكسترهاي آتشفشاني كه هزاران سال است به نشاني براي تعريف خطر آتشفشان تبديل شده است، نيز به عمق چنين فاجعهاي نرسد، تهديدي كه وقوع آن ما را به ضربالمثلي براي طول قرنها يا تمام عمر بشريت تبديل كند.
عبور از كوچهپسكوچههاي شهر ديگر تداعيكننده روزگاران نهچندان دور نيست، شهري كه انسان محور بنا شده بود؛ آبخوريها و پيرنشينها، سرسراها و شاهنشينها، حوض ها و كوچه باغها المانهاي اين شهري بودند كه جمعيتي عظيم را در خود جاي نداده بود. المانهايي كه جاي خود را به شيشهها و سنگهايي دادند كه با كوچكترين آسيب، صدمات جبرانناپذيري به بار ميآورند و لابيمنهايي كه اميد رسيدن به آنها براي عده بسياري از جمعيت 8 ميليون نفري شهر در زمان زلزله شايد تبديل به آرزويي دست نيافتني شود. اما شهرسازي و معماري تمام داستان زلزله نيست! سؤالي دارم كه واقعاً خودم نميتوانم به درستي به آن پاسخ دهم! «اگر شما در پي وقوع زلزله در خانهاي اسير شويد، چگونه از آن خارج خواهيد شد؟!» خارج خانه چه ميگذرد؟ عدهاي به دنبال جاي امن هستند و عدهاي به دنبال امدادرساني، هر لحظه حس ميكني زير پايت خالي ميشود، بگذريم از اينكه شرايط جوي ميتواند كار را چندين برابر مشكل كند. آيا واقعاً آمادگي براي زنده ماندن در شرايط عدمقطعيت در زمان بحران وجود دارد؟ آيا مسئولان توانايي رسيدگي به تمامي مشكلات را در زمان طلايي مديريت بحران دارند؟
پاسخ به اين سؤالات روشن است؛ پس از حادثه پلاسكو برخي از مسئولان از خطر وقوع بحران در شهر را در صورت ريزش چند ساختمان با هم خبر دادند. حال زلزلهاي را در نظر بگيريد كه احتمال ريزش ساختمانها را در شهر دارد و شرايطي ويژهاي را بر زندگي شهري تحميل ميكند. وقوع هر بحران بر اساس شرايطي كه دارد درسهاي متعددي را داراست كه بايد با هوشمندي از آنها عبرت گرفت. زلزلههاي اخير كشور نشان داد كه فرصتهاي طلايي در زمان اوليه وقوع بحران به ارزيابيهاي مسئولان ميگذرد و شهروندان آموزشهاي لازم را براي اين موضوع نديدهاند. سؤالات متعددي در شهر مطرح است و همه به دنبال اين سؤال هستند كه در كجا مستقر شوند، آيا خودرو جاي امني است، خانههايشان، پاركها يا پلها، همه اين سؤالات در حالي بين مردم رد و بدل ميشود و هركسي از روي احساس و پيشفرضهاي ذهني به آن پاسخ ميگويد كه اگر زلزلهاي با ميزان خرابي بالا در شهر رخ دهد، شايد تعداد زيادي از افراد به دليل نديدن آموزشهاي لازم جان خود را از دست بدهند. متخصصان صنعت ساختمان باور دارند كه هزينه مازاد ساخت خانههاي ايمن تنها يك درصد است و اين در حالي است كه حدود 20 درصد از آسيبهاي جاني ناشي از زلزله جهان متعلق به ايران است. از اين روست، ضرورت دارد كه تمامي دستگاههاي متولي در اين حوزه دور يك ميز بنشینند و به صورتي ويژه و بدون در نظر گرفتن موضوعات كور سياسي به انجام اقدامات مؤثر در كاهش آسيبهاي ناشي از زلزله بپردازند. مطمئناً هزينه پخش برنامههاي آموزشي مقابله با زلزله در ساعات مناسب و شبكههاي مناسب كمتر از هزينههاي ناشي از زلزله است و بهطور حتم آسيبهاي ناشي از زلزله براي تمامي دستگاهها طبق برآوردهاي صورت گرفته حداقل 14برابر هزينههاي پيشگيري است.
* کارشناس رسانه