کد خبر: 887871
تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۹
آمریکا و شرایط استثنایی خاورمیانه
سعيد موسوي

از سال 1979 میلادی تاکنون، ایالات متحده آمریکا نقشه خاورمیانه جدید را دنبال کرده است. برنارد لوئیس، مستشرق انگلیسی تبار و یهودی‌الاصل که نیم قرن است به عنوان یکی از بزرگترین مشاوران کاخ سفید شناخته می‌شود، در نشست سال 1979 اعضای بیلدربرگ در اتریش، برای اولین بار از طرح جدید خود به نام کشورهای کوچک خاورمیانه پرده برداشت. طرحی که به موجب آن کشورهایی همچون بلوچستان، عراق شیعی، آذربایجان بزرگ، پشتونستان بزرگ و کردستان بزرگ شکل می‌گرفت و مساحت بسیاری از ایران کنونی را اشغال می‌کرد. کشورهای کوچکی که بر اساس قومیت، نژاد، زبان، مذهب و تاریخ دارای ویژگی‌های منحصر به فردی هستند. به گفته لوئیس، مدیریت کشورهای کوچک تک قومیتی، بسیار راحت‌تر از کشورهای بزرگ چند قومیتی است.

اما سال 1979 با حوادث بزرگ دیگری در خاورمیانه نیز همراه بود. در همین سال بود که مسجد اعظم در مکه به تسخیر اسلام گرایان افراطی درآمد و دولت محافظه‌کار سعودی برای حفظ موقعیت و جایگاه سیاسی خود، دست به معامله‌ای تاریخی با شیوخ سلفی خود زد. تنظیم قوانین و مقررات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی، ترویج بنیادگرایی سنی-وهابی ضد شیعی و مدیریت مساجد و مراکز دینی عربستان و تاسیس چند دانشگاه علوم انسانی در خدمت اندیشه وهابیت از جمله دانشگاه مدینه، دانشگاه محمد بن سعود ریاض، از جمله امتیازهایی بود که دولت آل سعود به محافظه‌کاران سلفی کشور خود داد.

اما در نقطه مقابل، سال 1979 در ایران، بزرگترین حادثه سیاسی-مذهبی تاریخ معاصر این کشور رقم خورد. پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل بزرگترین و منسجم‌ترین دولت شیعی منطقه که مبتنی بر اندیشه دادورزی، استقلال‌طلبی علوی و مردم‌سالاری دینی پایه‌گذاری شد.

اکنون که وارد سال 2018 میلادی می‌شویم، پس از گذشت 40 سال از نظریه خاورمیانه جدید لوئیس، عربستان و ایران شرایط جدیدی را آغاز کرده‌اند و سیاست‌های کاخ سفید و به دنبال آن رژیم اشغالگر قدس دچار دگرگونی‌های اساسی شده است. ایران که مدیریت محور مقاومت را در این 40 سال برعهده داشته است، اکنون با پیروزی در مقابل داعش در سوریه و عراق و لبنان، برگ برنده‌ منطقه را در دست گرفته است. به جرات می‌توان گفت که محور مقاومت در 40 سال گذشته چنین اقتداری در منطقه نداشته و تا به این اندازه دشمنان خود را در منطقه تحقیر نکرده بود. روی کار آمدن قدرت نظامی مقتدر در عراق با محوریت و نظارت مرجعیت شیعی و حضور مستشاری ایران، تشکیل محور مقاومت منسجم شیعی-سنی در سوریه در مرز اسرائیل، پیشرفت نظامی و تشکیلاتی مقاومت لبنان و دیگر اتفاقات بزرگ دیگر، همه این موارد در نهایت توان استراتژیک ایران در منطقه را نشان می‌دهند که در این چهل سال بی‌نظیر بوده است.

از سوی دیگر نظام آل سعود، به لحاظ شرایط منطقه‌ای در تجاوز به یمن درمانده شده و به لحاظ شرایط داخلی با روی کار آمدن نسل سوم خاندان سلطنی آل سعود روبرو شده است که در مقایسه با دو نسل قبل، نگرش‌های سیاسی و اقتصادی کاملا متفاوتی دارد. آل سعود اولین بار است که در طول تاریخ سلطنی خود، وارد جنگ نظامی مستقیم شده و هزینه‌های اقتصادی و سیاسی بسیاری برای خود به وجود آورده است. حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم دولت سعودی از نیروهای تکفیری، در نهایت علیه او تمام شد و با فاصله گرفتن از قطر، اعلام برائت از آنها نمود که این تصمیم هزینه‌های ایدئولوژیک بسیاری برای او داشت. در داخل کشور نیز، با توجه به هزینه‌های هنگفتی که دولت در حمله به یمن و حمایت از نیروهای تکفیری در طول چند سال اخیر صرف کرده است، بحران اقتصادی بیداد می‌کند. در این میان حضور مدیران جوان بی‌تجربه و ناکارآمد نیز در عقب‌رفت دولت آل سعود، مزید بر علت شده است.

دولت آمریکا نیز در طول چهل سال حضور فعال خود در خاورمیانه، با شرایط خاص و استثنایی روبرو شده است. به جرات می‌توان گفت کاخ سفید در طول حیات خود چنین رئیس‌جمهور آنارشیستی ندیده بود که بتواند روشنفکران، اندیشمندان و رسانه‌های هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه را در مخالفت با یک امر متحد کند. شرایط جدید خاورمیانه، ترامپ را به حربه شانتاژ سیاسی وادار کرده است تا شاید اینگونه فشارهای رسانه‌ای علیه خود را کاهش دهد. ترامپ جدای از فشارها و اعتراضات داخلی از جمله پرونده اتهام همدستی او با روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری، در بعد بین‌الملل نیز بسیار بداقبال بود. تجزیه و شکست نیروهای تکفیری که در سال‌های اخیر نقش خط مقدم دفاع از کیان رژیم صهیونیستی را داشتند، مهمترین بدبیاری ترامپ به حساب می‌آید. حرکت‌هایی از جمله جابجایی سفارت از تل‌آویو به اورشلیم یا اتهام‌زنی به ایران در ارسال موشک به یمن، نمونه‌های بارز شانتاژ سیاسی ترامپ است.

بنابراین با توصیفی که از شرایط جدید خاورمیانه در بدو ورود به سال 2018 داشتیم، مجددا به سال 1979 باز می‌گردیم، آنگاه که برنارد لوئیس مشاور ارشد کاخ سفید و عضو انجمن سری بیلدربرگ در نشست این انجمن می‌گوید: از سویی باید با اقدامات تبلیغی و رسانه‌ای به تحریک اقوام و اپوزیسیون‌ها پرداخت و از سوی دیگر با حمایت از دولت و جلوگیری از ایجاد فضای گفتگو میان دولت و مخالفیت، مانع به رسمیت شناختن حقوق عادی و بین‌المللی مخالفین شد. اینگونه می‌توان تنش را تا جایی افزایش داد که برای یک طرف غیر از استقلال و مبارزه مسلحانه و برای طرف دیگر غیر از سرکوب و حصر و قتل عام راهی باقی نماند.

گفتنی است برناد لوئیس در سخنرانی خود با عنوان «ایران در تاریخ» که در سال 1999 در مرکز موشه دایان، دانشگاه تل آویوایراد شد، راجع به آینده قدرت ایران اسلامی گفته بود: «در دو هزار سال گذشته هیچ کشور یا نیروی خارجی نتوانسته‌اند بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرات بنیادی بگذارند، که این نشانه فرهنگ برتر است». او در این سخنرانی تجزیه ایران به نیروهای منطقه‌ای و قومیتی را تنها راه تسلط بر آن می‌داند.

اما وقتی موفقیت ایران در سال 2017 را در مبارزه علیه داعش، مدیریت قائله کردستان، حمایت از مبارزان یمنی، همکاری با همسایگان خود، ایجاد پایگاه‌های نظامی و سیاسی متحد با خود در منطقه مانند فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن و افغانستان را مشاهده می‌کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که سیاست‌های آمریکا و متحدانش در طول چهل سال اخیردر برابر ایران، با شکست روبرو شده است و ایران نه تنها به هیچ وجه تجزیه‌پذیر نیست، بلکه با گذشت زمان اتحاد میان اقوام، گروه‌های مذهبی و دیگر فرقه‌های ساکن در ایران در مواجهه با اتفاقات منطقه همچون دفاع از عراق و سوریه در برابرداعش یا اتفاقات داخلی همچون زلزله کرمانشاه، بیشتر و بیشتر می‌شود.

و در پایان باید گفت، استراتژیست‌های کاخ سفید می‌بایست پس از گذشت 40 سال از تصمیمات کهنه خود در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران دست برداشته و تغییراتی که در شرایط منطقه‌ای روی داده است را باور کنند تا اینگونه شاید در سیاست‌های کلان خود نسبت به خاورمیانه بتوانند فارغ از حب و بغض‌ها، تصمیم عاجل و درست بگیرند و از این سیر انزوای جهانی که چه در اروپا و چه دیگر مناطق، برای آنها در حال پیش‌آمدن است جلوگیری کنند. باید بپذیرند که این ایران نیست که تجزیه می‌شود بلکه مخالفین مذهبی و ملی عربستان هستند که در نظام ملوک‌الطوایفی دولت عربستان، می‌توانند سر باز کنند و با اعلام استقلال، منجر به تجزیه سرزمین حجاز شوند.

.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار