دو ماه و اندي از آغاز به كار شوراي پنجم پايتخت ميگذرد و اعضاي شوراي در اين مدت در بسياري از موارد در واكنش به مسائل و مشكلات شهري فقط به دادن هشدار بسنده كردهاند.
در جلسات شوراي پايتخت، اعضاي شورا با مطرحكردن مسائل و مشكلات شهري همچون تخريب باغات، آلودگي هوا، تردد موتورسيكلتها، ساختمانهاي ناايمن و ساير موارد فقط و فقط با طرح مسائل شهري به دادن هشدار در جلسه شورا اكتفا و اقدامات لازم و ضروري را براي جلوگيري از افزايش آسيبها و كنترل مشكلات به آينده موكول ميكنند.
در حقيقت شهر تهران با داشتن جمعيت 10 تا 13 ميليوني همچون موجود زندهاي نيازمند مراقبت ويژهاي است تا زندگي در آن جاري بماند و اگر مشكل و معضلي در بخشي از شهر به وجود آيد و بدان رسيدگي نشود، اين آسيب و معضل به كل شهر و شهروندان آسيب خواهد رساند. بر اين اساس، انتظار ميرود با توجه به اينكه همواره اعضاي شوراي شهر از تعدد آسيبها و مشكلات شهري سخن به ميان ميآورند در عمل نيز با نظارت و تصويب مصوبات براي رفع آن مشكل اقدام لازم را به عمل بياورند.
تجربه چندين دوره شوراي شهر نشان داده است تذكر و هشدار دادن نهتنها به حل و فصل مسائل و مشكلات كمك نكرده است، بلكه در مدت زمان كوتاهي فقط مسائل و مشكلات را در معرض توجه قرار داده و پس از آن به وادي فراموشي سپرده شده است. وجود برخي از مسائل و مشكلات شهري همچون تخريب باغات، آلودگي هوا و نابودي زيستشهري نيازمند تدوين قوانين براي اجرا در شهر است تا جلوي آسيب بيشتر به شهر و شهروندان گرفته شود.
در حال حاضر همسويي شوراي شهر و شهرداري با دولت اين انتظار را به وجود ميآورد كه اعضاي شوراي شهر به صورت عميق و ريشهاي به مسائل و مشكلات بپردازند و از پرداختن به راهكارهاي مقطعي دوري كنند. در حقيقت وقتي مصوبات و موضوعات جلسات شوراي پنجم مورد رصد قرار ميگيرد، مشخص ميشود كه مسائل درون سازماني شورا و شهرداري بيشترين وقت و زمان شورا را در بر ميگيرد و زماني به خبر دادن هشدار به مشكلات و معضلات شهري باقي نميماند.
عبور از اين ايستايي نيازمند فعاليت بيشتر تكتك اعضاي شورا و استفاده از نظرات كارشناسي دستگاههاي متولي در كميسيونهاي مربوطه است تا شاهد گرهگشايي از كلاف در هم تنيده مشكلات شهري باشيم.
پرداختن سرفصلي، گذرا و فهرستوار به مسائل و مشكلات شهري جز تهيه خوراك رسانهاي براي بولد كردن معضلات موجود فايده ديگري را به همراه ندارد.
وعدههاي انتخاباتي اعضاي شورا در ميان اين يكنواختي در حال گمشدن است، به گونهاي كه برخي از اعضاي شوراي شهر حتي به وعدههاي اوليه خود نيز بيتوجه بوده و از آن به راحتي عبور كردهاند. در حقيقت شورا قلب تپنده مديريت شهري است و اگر اين روند ادامه يابد، علاوه بر از دست دادن زمانهاي مفيد براي تصميمگيري و نظارت بر اجرا به نخنما شدن مشكلات خواهد انجاميد.
بر اين اساس، ضروري است تا اعضاي شوراي شهر با رصد دقيق مسائل و مشكلات به فكر رفع معضلات شهري بر آيند تا شهر طي مسير توسعه و ارتقاي زندگي شهري متوقف نشود.