کد خبر: 878642
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۹
برجام به اولويت استراتژيك در دولت يازدهم و سپس دوازدهم تبديل و بسياري راهبردهاي تكميلي و جايگزين مورد غفلت واقع شد.
زينب عامري
برجام به اولويت استراتژيك در دولت يازدهم و سپس دوازدهم تبديل و بسياري راهبردهاي تكميلي و جايگزين مورد غفلت واقع شد. مع‌الاسف همين يگانه راهبرد دولت نيز با شناخت كامل و در مسير درست حركت نكرد، از همين رو در دست‌انداز نقض و سوء‌استفاده عليه جمهوري اسلامي افتاد. 

عدم‌جامعيت راهبردهاي دولت زمينه‌ساز طرح مسائل حاشيه‌اي پيرامون برجام شد و از آنچه بنا بود دريچه‌اي به سمت فرصت‌هاي نو باشد و تهديدي عليه منافع جمهوري اسلامي پديد آورد كه طرح مذاكره بر سر مسائل موشكي و مواضع منطقه‌اي كشور، آخرين نمونه آن است. در رابطه با اين مسئله چند نكته مهم گفتني است:

۱- مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست جمهوري در آخرين گزارش سالانه خود جذب«سرمايه خارجي»را اولويت اقتصادي براي رشد و توسعه كشور برشمرد و بر اين موضع تأكيد كرد كه بدون جذب سرمايه‌گذاري خارجي امكان توسعه و رفاه اقتصادي پيش‌فرض براي ملت ايران ميسر نخواهد بود يا دست‌كم خيلي سخت خواهد بود و برجام گامي مهم و رو‌به‌جلو به سمت اعتماد‌سازي در اين مسير برداشته است. اول آنكه اين قاعده جهان‌شمول نبوده و الزاماً جذب سرمايه خارجي موجب توسعه اقتصادي هر ملتي نشده است. 
نمونه آن تجربه كشور چين است كه در مسير سرمايه‌گذاري و كمك مالي امپرياليسم قرار نگرفت و تن به تعديل ساختاري – با هدف تثبيت و نگهداري نظام سرمايه‌داري از طريق وابسته‌تر كردن و نيازمند‌تر كردن كشورهاي در حال توسعه به نظام سرمايه‌داري - نداد.
 چين به جاي اقتصاد برون‌زا و تأكيد بر سرمايه خارجي به كشاورزي سنتي تكيه كرده و با استراتژي‌هاي خاص، خود را از مدل اقتصاد باز ايالات متحده رها كرد و اكنون در آستانه قدرت اقتصادي جهان در سال 2025 قرار گرفته است. تجربه كشورهايي چون چين نمونه نقيض در مقابل لزوم برجاميزه كردن ايران است كه نشان مي‌دهد جذب سرمايه خارجي تنها راه‌حل ايران نبوده و نيست. 

۲- حتي اگر پيرو راهبردهاي استراتژيك دولت، جذب سرمايه‌گذاري براي ايران را هنوز اولويت اقتصادي بدانيم، مهم‌ترين اصل زيربنايي جهت اين جذب حداكثري چيست؟ «امنيت» مهم‌ترين اصل زيربنايي و اعتمادساز براي سرريز سرمايه به كشور است و نه صرفاً يك توافق كه از سوي طرفين آن نيز با چالش و حاشيه فراوان رو‌به‌روست.
۳- در نظام‌هاي دموكراتيك تأمين امنيت بر عهده دولت است كه در نظام جمهوري اسلامي ساير ارگان‌هاي امنيت‌ساز نيز در خدمت اين هدف مقدس و در مسير كمك به دولت هستند. در نتيجه ارتباط مستقيمي ميان استراتژي اتخاذي دولت نسبت به اين ارگان‌ها در داخل كشور و جذب سرمايه خارجي وجود دارد. 
سرمايه‌گذاري كه دولت يك كشور را در تقابل با نيروهاي امنيت‌ساز آن مشاهده كند هرگز به آن كشور و دولت متبوعش براي سرمايه‌گذاري كلان اقتصادي اعتماد نمي‌كند و چنين ريسكي را نخواهد پذيرفت. 

پس فرضياتي كه از حلقوم رسانه‌هاي شبه‌انقلابي و ضدانقلابي و گاه دشمنان دوست‌نما شنيده مي‌شود كه خواهان انفعال، سكوت و كنار كشيدن دولت از تقابل ميان خصم و سپاه و بسيج هستند، تنها يك تله زيركانه براي از كار انداختن قواي اصلي در مسير توسعه اقتصادي و تماميت سياسي كشور است و هرگز نمي‌تواند رنگ و بوي ايران‌دوستي داشته باشد. 
۴- حال چگونه دانفورد، رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا مي‌تواند بر كرسي اين ادعا بنشيند كه مذاكره بر سر مسائل موشكي ايران، نخست به نفع ايران و سپس برجام است؟! 
در حالي كه هدف ايران از برجام رفع فشار و تحريم‌ها و باز كردن مسير سرمايه‌گذاري و توسعه اقتصادي براي كشور بود و مسير مذاكره غيرهسته‌اي خدشه‌دار كردن توان دفاعي و بناي امن جمهوري اسلامي است.
 
ايالات متحده نه با بلاهت و سبك‌سري كه با يك ايدئولوژي كاملاً حساب شده و پخته در مسير برجام سنگ‌اندازي مي‌كند. بدين وسيله از برجام عليه برجام استفاده شده است و مضاف بر آن امتيازهاي ديگري روانه سبد ايالات متحده مي‌شود. 
اينكه حسام‌الدين آشنا و سازمان مطالعات استراتژيك رياست جمهوري مدام و علناً در گزارش‌هاي خود به اين اشاره مي‌كنند كه امريكا قادر به خروج كامل از توافق نيست، ناشي از غفلت‌هاي بسياري در اين سازمان است.
 
غفلت از شرايط و تغيير ابزار‌هاي خصم در مقابله با جمهوري اسلامي كه گاه ميدان‌ها را به ميزهاي مذاكره تبديل مي‌كند و در هر ميدان ابزارهاي گوناگوني را براي در بند كردن دشمن و كسب منافع خود به كار مي‌گيرد. 

اگر مطالعات استراتژيك دولت و از آن مهم‌تر خود دولت، تعميق شناخت و رمزگشايي قابل قبولي از استراتژي‌هاي دشمن مي‌كرد، پيش از اين به اين حقيقت مي‌رسيد كه پروژه انحلال برجام توسط خود برجام كليد خورده و فعال شده است. تنها زمين آن از هسته‌اي به موشكي و سپس مسائل منطقه‌اي و دست آخر مسائل داخلي و ملي در حال جابه‌جايي است. دولت در شرايط كنوني و در اتخاذ راهبردهاي آتي پيرامون برجام چند مهم را مدنظر داشته باشد:

۱- همانگونه كه رهبر معظم انقلاب نيز بيان كردند: (راه مقابله با اين مخالفت‌ها، اين است كه برخلاف خواسته آنها، بر عناصر اقتدار ملي، تكيه و ايستادگي كنيم)، يعني مسيري كاملاً خلاف اراده و خواست آنان در پيش گيريم و هر چه بر مسائل دفاعي، امنيتي و منطقه‌اي كشور چانه‌زني بيشتري حادث شد ما نيز در مسير افزايش قدرت دفاعي و نمايش آن به دشمن بيشتر بكوشيم و ذره‌اي در اين مسير عقبگرد و ترديد و تعلل نشان ندهيم. تنها در اين صورت خواهيم توانست اين حصار فشار را بشكنيم. 
۲- اتخاذ رويكردي جدي و حركتي بدون ايستايي و رو به آينده از سوي دولت مي‌تواند اين پيام را به جهان مخابره كند كه ايران اسلامي براي ساخت آينده‌اي بدون برجام آماده و قدرتمند است. 
اينكه دولت نتواند آينده بدون برجام را براي خود و كشور متصور باشد يا برعكس غرب را محتاج برجام نشان دهد، مي‌تواند در تغيير توازن قدرت و منفعت به نفع جمهوري اسلامي اثرگذار باشد. 
۳- در حالي كه مهره‌هاي امريكايي چون ترامپ و تيلرسون به تقابل دولت و حكومت براي بهره‌برداري بيشتر از برجام و پياده كردن برجام۲و۳ مي‌انديشند و در سخنان، خود را حامي ملت و دولت و روياروي نظام معرفي مي‌كنند تا پروژه عوام‌فريبي و خباثت‌شان را كامل كنند، دولت بايد بيشترين اتحاد را هم با مردم و هم با نظام - و در حقيقت به نفع خود- به دست آورد و به مثابه پلي ميان مردم با هر گرايش سياسي و حكومت عمل كند تا از ضريب مانور ايالات متحده روي اين مسائل براي به چالش كشاندن برجام بكاهد و قدرت عمل را در دست گيرد. 
اگر چه برجام هرگز تنها گزينه توسعه اقتصادي ايران نبوده و نيست اما چگونگي عملكرد دولت در شرايط كنوني مي‌تواند مانع آسيب بيشتر اقتصادي و سياسي به ايران از مجراي برجام گردد و موضع بهتري را در اين مجال براي كشور به ارمغان آورد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار