
ابراهيم مرادي *
قتل عمدي به عنوان يكي از جرائم طبيعي همواره در طول تاريخ عملي خشن و از هولناكترين جنايات بشر بوده كه علاوه بر از بين بردن امنيت، احساس امنيت را نيز در جامعه مخدوش مينمايد و مورد مذمت تمامي جوامع و اديان بوده است. در قرآن كريم نيز آياتي به بحث قتل پرداخته است. تأثير رواني اين بزه سنگين تا سالها در اذهان باقي ميماند.
به رغم وضع قوانين مختلف و سنگينترين مجازاتها براي قتل، اما بازهم شوربختانه شاهد بروز ارتكاب آن هستيم. خلقت انسان بر پاكي و حقيقت جويي استوار است و خالق هستي همه انسانها را در زيباترين صورت جسمي و رواني آفريده است،اما شرايط محيطي و شخصي حاكم بر فرآيند رشد و تحول هر انساني نقش بسزايي را ايفا ميكند و هر انساني نسبت به اين فرآيندها واكنشهاي مختلفي را از خود بروز ميدهد.
تحليل آماري در خصوص انگيزههاي قتل نشان ميدهد به ترتيب نزاع و درگيري، اختلافات خانوادگي، رابطه نامشروع، اختلافات مالي، سرقت، انتقام و اخاذي از اهم موارد انگيزههاي انجام قتل است. مسائل مالي و نداشتن حالت عادي رواني متأثر از مصرف مشروبات الكلي، استعمال مواد مخدر، حسادت، انتقام و نداشتن كنترل عصبي در زمان حادثه به علت فشارهاي اجتماعي از ديگر عوامل انگيزشي قتل است.
وقوع قتل عمدي يا به صورت اتفاقي يا مسبوق به تصميم قبلي است كه غالباً اين اتفاق به خاطر نقض يا دفاع از غريزه جنسي ، غريزه خانوادگي،غريزه كسب اعتبار و شهرت طلبي است. نزاع و درگيري بالاترين نرخ علت قتلهاي كشور به شمار ميرود كه هيچ توجيه منطقي در آن وجود ندارد و معمولاً هم سر موضوعاتي كه فاقد ارزش محسوب ميشود رخ ميدهد. همراه داشتن سلاح سرد و ناكارآمدي مجازاتهاي بازدارنده حمل سلاح نيز از ديگر عوامل به شمار ميرود. در اين نوع قتل شخص قاتل قصد كشتن طرف مقابل را ندارد و صرفاً ترساندن مقتول يا ايراد ضربه هدف نهايي است،اما رفتار قاتل منتج به قتل ميگردد.
نوع ديگري از قتل، قتلهاي خانوادگي است كه در بستر خانواده با روابط خويشاوندي سببي و نسبي واقع ميگردد به نحوي كه يكي از اعضا اقدام به كشتن عضو ديگر مينمايد.
متأسفانه در جامعه امروزي به دليل تهاجم فرهنگي و ترور افكار به وسيله ماهواره و اينترنت هر روز شاهد تيرهتر شدن روابط خانوادگي ، ترويج بيبند و باري و روابط ناسالم بين افراد هستيم كه اين امر در تعارض با آموزههاي ديني حاكم بر جامعه و خانوادههاي ايراني است و در نهايت هم منجر به وقوع قتل يا ساير جرائم در فضاي خانواده ميشود كه عمدهترين مصاديق آن قتل فرزند توسط پدر و مادر يا برعكس يا همسركشي يا قتل برادر و خواهر به دست يكديگر است.
در بررسي پروندههاي حادث شده استعمال مواد مخدر و روانگردان توسط يكي از طرفين، فشارهاي روحي و رواني به دليل مشكلات اقتصادي و بيكاري، نااميدي به آينده، بيماريهاي رواني ناشي از توهمات شيطاني، مشكلات مالي طرفين از جمله ارث، انحرافات و بدبينيهاي جنسي نسبت به طرف مقابل منجر به بروز قتلهاي عمدي شده است.
شوربختانه بايد نوشت رايجترين قتلهاي خانوادگي همسركشي است كه آمار بالايي را به خود اختصاص داده و عمده دلايل آن خيانت زن و شوهر به يكديگر (يا توهم اين موضوع)، ايجاد رابطه نامشروع زن يا شوهر با ديگران يا كشتن براي حفظ آبروي خانوادگي است.
در خصوص آلات استفاده شده در قتلها نيز وجود سلاح سرد بسيار پر رنگ است كه در اين مورد ميتوان به عللي چون ارزان بودن و دسترسي آسان به آن اشاره كرد.
اين موارد هم به عنوان پيشنهاد ميتواند وضعيت قتل را در جامعه ايراني بهبود بخشد:
1- تشكيل پرونده شخصيت براي مجرمان خطرناك شهر و كساني كه قبلاً مرتكب بزه قتل عمد شدهاند و بنا به جهات قانوني مجازات قصاص در مورد آنان منتفي شده است.
2 - برخورد شديد و بدون اغماض نسبت به حاملان سلاح سرد. 3- آموزش از طريق رسانهها جهت ارتقاي سلامت خانواده. 4- نظارت بر نقاط پر جمعيت و داراي موقعيت خاص شهر از طريق نصب دوربين مداربسته و افزايش گشتهاي پليسي.
* بازپرس ويژه قتل دادسراي عمومي و انقلاب كرج