در راستاي تغييرات واژگاني، چند سالي است كه كار بررسي كتابهاي درسي در پايههاي مختلف تحصيلي در دستور كار قرار گرفته است.
مسئولان واژه گزيني معتقد هستند وقتي از سنين پايين به دانشآموزان آموزشي داده شود، اين در ذهن هر يك از آنها حك ميشود و ميتوان انتظار داشت كه دانشآموزان در سنين بزرگسالي نيز با توجه به آموزشي كه در مقطع كودكي و نوجواني به آنها داده شده است، عمل كنند. البته آغاز اين اقدامات با همكاري وزارت آموزشوپرورش كليد خورد تا بهصورت ريشهاي از سنين كودكي اين تغييرات را كليد بزنند. در نهايت هم براي تعداد 10 هزار و 267 واژه بيگانه استفاده شده در كتابهاي درسي واژههايي مصوب شده است، اما نكته مهم اينجاست كه تا مدتهاي زيادي اين واژگان جايگزين در كتابها استفاده نشد و مشكلات تطبيق شباهت معنايي دليل اصلي اين مهم مطرح شد. جالب اينجاست بعد از اعمال تغييرات هم انتقاد دبيران و كارشناسان را به دنبال داشت، مخالفان تغيير واژگان بهخصوص در كتب علوم تجربي معتقد بودند اين اقدام غيرعلمي و جفا به واژهها است.
به طور مثال گفته ميشد كه عمده واژگان بيگانه به كار رفته در اين كتابها، مربوط به اصطلاحات علمي است كه پيشنهادات معادل جايگزين مناسبي محسوب نميشود. كلماتي مانند كامپيوتر، ايده، كليشه، اسكلت، ريسك، ترافيك و كلينيك كه براي آنها، واژگاني مانند رايانه، انديشه، قالب، استخوانبندي يا استخوانگاه، خطر، آمد و شد و درمانگاه پيشنهاد شده بود. سرانجام موافقتها و مخالفتها به اينجا رسيده است كه عدهاي معتقد هستند عزم و همت براي استفاده از اين واژگان در ميان خانوادهها اولويت نخست فرهنگسازي محسوب ميشود و از آنجايي كه برخي افراد نسبت به استفاده از اين واژگان مقاومت ميكنند، با اجبار هرگز نميتوان اين امر را فرهنگسازي كرد. مخالفان بهخصوص معلمان همچنان ميگويند ما از به كار بردن واژههاي مأنوس و زيبا كه هم با زبان، هم با دل و هم با خردمان سازگار باشد، استقبال ميكنيم، اما متأسفانه بيشتر واژههاي جايگزين و پيشنهادي، ويژگي محبوب شدن را بين همگان ندارند و از هماينك نامأنوس و مهجور هستند. آنها معتقدند دانشآموزان در برخي گروهها بهخصوص تجربي، در صورت قبولي در دانشگاه، به اندازه كافي با سيل عظيمي از واژههاي علمي روبهرو ميشوند، در نتيجه اگر قرار باشد از همين ابتدا برخي واژگان را نياموزند كاري بس دشوارتر خواهند داشت. معلمان علوم تجربي تكرار واژههاي جايگزين را شكنجه عظيم وصف كردند و ميگويند خرد معلم، اصلاً اجازه نميدهد كه به DNAدنا بگويد. به كنترل، واپايش بگويد. به آرتروز، آماس بگويد.
در نهايت نيز از سازندگان اين واژه خواسته شده است تا به خاطر فرزندان و آيندهسازان اين سرزمين آنها را مردد و آشفته نكنند و فكري به حال اين واژگان كنند.