
در شرايطي كه زخمهاي ناشي از فتنه داعش در كشورهاي منطقه و به ويژه عراق التيام نيافته و اين بحران هنوز ادامه دارد و كشورهاي منطقه درگير بقاياي اين تروريستهاي دستساز امريكا و مرتجعين منطقه هستند،. زمينههاي شكلگيري يك فتنه جديد آن هم در شمال عراق و به بهانه همهپرسي براي تشكيل كشور مستقل كردي با عامليت «بارزاني» و البته با هدايت صهيونيستها و ديگر قدرتهاي غربي كليد خورده است؛ فتنهاي كه در صورت اوجگيري و تعميق آن، منطقه با چالشهاي پيچيدهتري از ماجراي گروه تروريستي داعش مواجه خواهد شد. اگرچه رسوايي امريكاييها و ديگر قدرتهاي غربي و عربي در ماجراي گروهك تروريستي داعش سبب شده است كه آنها در اين ماجرا حتي مخالفت خود را به ظاهر با ماجراي همهپرسي اعلام كنند، اما رمزگشايي نشريه امريكايي نيوزويك نيمه پنهان اهداف امريكاييها را در اين ماجرا آشكار ميكند.
اين نشريه امريكايي در تحليلي در اين زمينه با اشاره به اينكه دولت كردي نقطه اميد امريكا در منطقه است، مينويسد: ما مسئوليت اخلاقي داريم تا از خروجي اين «همهپرسي» حمايت كنيم. اقليم كردستان ميخواهد ارزشهاي ليبرال ما را در آغوش بكشد. اكنون امريكا با تصميمي بزرگ مواجه است،ترامپ اين شانس را دارد تا رهبري امريكا را نشان دهد و ارزشهاي امريكايي را ارتقا بخشيده و يك متحد امريكا (دولت كرد) را تقويت كند. اسرائيل نيز از حمايت ترامپ از همهپرسي كردها استقبال خواهد كرد و اگر اين امر هوشمندانه مديريت شود، دولتهاي عملگراي عرب همچون مصر، عربستان سعودي، اردن و امارات نيز به شرطي كه كردستان بتواند به عنوان سدي در برابر ايران بايستد از اين مسير پيروي خواهند كرد. مستندات اين راهبرد امريكايي 11 سال پيش در نشريه نيروهاي مسلح امريكا در قالب «طراحي دوباره مرزهاي خاورميانه» و تجزيه خاورميانه به كشورهاي كوچكتر ذكر شده بود. گلوبال در تحليلي در اين زمينه مينويسد: «طراحان خاورميانه جديد مدعياند كه تجزيه خاورميانه اگرچه ممكن است تبعاتي به همراه داشته باشد، اما اين آسيبها درد «ضروري» و «اجتنابناپذير» هستند.»
نشريه نيروهاي مسلح امريكا مرزبندي مجدد خاورميانه از سوي امريكا را به نفع اقليت قومي و مذهبي دانسته و تنها راهحل مشكلات امريكا در خاورميانه را پاره پاره شدن اين منطقه ميداند. در مورد رژيم صهيونيستي نيز اگرچه مقامهاي اين رژيم خوشحالي خود را از انجام همهپرسي و پيامدهاي آن در عراق مانند امريكا و ديگر كشورهاي عربي و اروپايي كتمان نكردهاند، اما مواضع مشاور بارزاني نسبت به حمايت صهيونيستها قابل توجه است. ميرزا ديناي، مشاور بارزاني ميگويد: لازم است كه اسرائيل به حمايت از كردها ادامه دهد. تمايل داريم كه (اسرائيل) ما را در ايجاد يك كشور دموكرات و سكولار نظير دولت اسرائيل كمك كند. ديناي به اين هم اكتفا نكرده و در ادامه رژيم نامشروع صهيونيستي را «جواهر خاورميانه» مينامد. اما روند تحولات گذشته مناطق كردنشين شمال عراق بيانگر اين است كه با توجه به ظرفيتهاي پيشبيني شده در قانون اساسي عراق براي مناطق كردنشين شمال اين كشور و مساعدتهايي كه طي سالهاي اخير دولت مركزي عراق به اين بخش از كشور عراق داشته است، اكراد اين كشور به بسياري از مطالبات قانوني خود دست يافته و دولت مركزي نيز به رغم درگير بودن با چالشهاي متعدد داخلي و فتنه داعش، در حد توان به اين بخش كمك كرده و به همين دليل است كه شرايط زيستي و امكانات رفاهي اكراد شمال عراق در مقايسه با ديگر قسمتهاي اين كشور بهتر و مناسبتر است و بديهي است كه با مهار چالشهاي امنيتي و حذف داعش اين شرايط بهتر خواهد شد.
مغايرت اقدام بارزاني در همهپرسي استقلال كردستان عراق با چند اصل قانون اساسي اين كشور و اعلام مخالفت پارلمان و دولت مركزي با اين همهپرسي، در شرايطي صورت ميگيرد كه ادامه تصدي بارزاني در اقليم در دو سال اخير به دليل طي نكردن فرآيندهاي قانوني فاقد وجاهت بوده و اين پروسه حقيقتي تلخ است كه دستهايي پنهان تلاش دارند با هدايت غلط مطالبات مردم اين منطقه، كردستان عراق را وارد ورطهاي نمايند كه عملاً هزينههاي آن را اكراد منطقه، مردم عراق و ساكنين كشورهاي همجوار بايد بپردازند و منافع آن را نيز البته صهيونيستها و قدرتهاي فرامنطقهاي خواهند برد. مستندات اين مدعا را در گزارههاي زير ميتوان برشمرد:
1 ـ در صورت اعلام استقلال، به دليل مخالفت سازمان ملل، كشورهاي همسايه و ... و ظرفيتهاي محدود منطقه كردستان،امكان عملي براي استقلال وجود نخواهد داشت و پيامدهاي اين تصميم، مشكلات مردم اين منطقه را افزايش خواهد داد.
2 ـ رقابت دروني گروهها و طوايف اكراد كردستان عراق، عملاً عرصه قدرت در اين كشور را به محلي براي منازعه تبديل خواهد كرد، رقابتهايي كه در دهه 90 هزاران كشته را به مردم اين منطقه تحميل كرد.
3 ـ مخالفت ديگر اقوام ساكن در اين مناطق، نظير كركوك و ... با دولت كردي، عملاً حسن همجواري كنوني را به منازعه و چالش تبديل خواهد كرد و اين امر حتي ميتواند به چالش گسترده مذهبي و تقابل ميان شيعيان و اهل سنت در عراق بينجامد كه نتيجه طبيعي آن شكلگيري داعشيهاي نويني است كه اين بار با بهرهگيري از تجارب گذشته ميتوانند امنيت كل منطقه را تحتالشعاع خود قرار داده و منافع قدرتهاي استكباري را در اين منطقه تضمين كنند.
4 ـ تنازعات مذكور زمينه دخالت خارجيها در عراق را تشديد كرده و به طور طبيعي حاكميت مركزي را به شدت تضعيف خواهد كرد، نكتهاي كه ميتواند به يك دومينوي تجزيه در ديگر بخشهاي عراق و كشورهاي منطقه بينجامد و اين خواست اصلي امريكا و صهيونيستها است كه پيش از اين به آن اشاره شد. بر اين اساس، مصلحت مردم كرد عراق ايجاب ميكند كه اقليم با ابطال همهپرسي، مطالبات قانوني مردم كرد عراق را در بستر حكومت فدرال مركزي دنبال كند.