
روحالله صالحي
نگاهي به تحولات سوريه از شكست تروريستها گرفته تا عقبنشيني جبهه ضدسوري از حذف پيششرط بركناري بشار اسد، حاكي از تغييرات ريشهاي نه فقط در سوريه بلكه در سطح منطقه است كه به توازن منطقهاي به نفع محور مقاومت ختم ميشود.
اين روزها تروريستها از عراق گرفته تا سوريه و لبنان روزگار سختي را ميگذرانند و شكستهاي زيادي را از نيروهاي مقاومت و ارتشهاي اين كشورها متحمل شدهاند. نيروهاي ارتش سوريه و متحدانش در هفتههاي اخير موفقيتهاي بسياري را در جبهههاي جنوبي و شرقي اين كشور مقابل داعش و ديگر گروههاي تروريستي كسب كردهاند و همين مسئله حتي حاميان غربي و عربي اين گروه را نيز مستأصل كرده است تا جايي كه ديگر اميدي به قدرت تروريستها براي سرنگوني نظام سوريه ندارند.
درهم شكستن صفوف تروريستهاداعش كه تا چند ماه پيش به عنوان قدرتمندترين گروه تروريستي در جهان شناخته ميشد و ابزارهاي مالي گستردهاي تحت تملك خود داشت، در ماههاي اخير بسياري از مناطق تحت كنترل خود را از دست داده و با هلاكت تعداد زيادي از عناصر اين گروه، صفوف تروريستها از هم پاشيده است. اين درحالي است كه اين گروه با حمايتهاي عربي و غربي براي خود خلافتي ادعايي دست و پا كرده بود و با كشتارهاي وحشيانه و ايجاد رعب و وحشت توانسته بود بر بخشهاي زيادي از سوريه و عراق مسلط شود اما نابودي داعش در عراق هيمنه اين گروه تكفيري را شكست و نشانه افول تروريستها نمايان شد. الان داعش تنها در بخشهايي از سوريه تسلط دارد كه آن هم به قدرت بازوي توانمند نيروهاي مقاومت روز به روز در حال فروريختن است و بايد گفت كه شمارش معكوس براي نابودي اين گروه در سوريه و منطقه شروع شده است. پس از شكستداعش در عراق، اكنون نوبت مناطق تحت تصرف داعش در سوريه به ويژه «ديرالزور و رقه» آخرين پايگاههاي تروريستها در سوريه فرارسيده است و چيزي نمانده تا داعش به پايان راه خود در سوريه و منطقه برسد؛ به ويژه كه اين گروه بسياري از پايگاهها، شهرها و مراكز نفتخيز را در بسياري از مناطق سوريه از دست داده است و ديگر از آن قدرت اسطورهاي دروغين و خيالي كه سعي داشت خلافت جهاني تأسيس كند، خبري نيست و به شير «بي يال و دم» ميماند كه تنها به حفظ جان خود ميانديشد.
تحولات اساسي در راه است داعشيها كه به لطف پيشرويهاي اوليه خود در عراق و سوريه از پيروزيهاي موقتي سرمست شده بودند اين روزها در پي شكستهاي متوالي دچار يأس و ناكامي شدهاند و به دليل از دست دادن اميدشان نسبت به حفظ مناطق تحت كنترل خود در سوريه و عراق و نزديك شدن به مرحله از دست دادن اين مناطق و تقويت اين فضا كه شكست آنها قطعي است، روحيه خود را به طور كلي از دست دادهاند و همين مسئله نيروهاي مقاومت را در موقعيت برتري قرار داده تا از اين فرصت به دست آمده براي در هم شكستن تروريستها استفاده كنند. يعني همان كاري كه در مرزهاي لبنان و سوريه در هفتههاي اخير اتفاق افتاد. همه اين پيروزيها به مدد مقاومت و ايستادگي ارتش سوريه و همپيمانانش در مقابل تكفيريها اتفاق افتاد و اكنون نيروهاي مقاومت فاتح ميدان نبرد در مقابل تكفيريها هستند. آزادسازي مناطق جديد مقاومت براي نظام سوريه و همپيمانان آن دستاوردي بزرگ و برگ برندهاي در هرگونه مذاكره براي آينده سوريه به شمار ميرود و اگر ارتش سوريه بتواند داعش را در ديرالزور و رقه شكست دهد ميتواند با دست پر در گفتوگوهاي صلح حاضر شده و شروط خود را به همگان تحميل كند. آزادسازي ديرالزور كه ارتش سوريه بر آن متمركز شده است، معادلات سوريه را دچار تحولات اساسي خواهد كرد و ميتوان پيشبيني كرد كه پس از آزادي حلب، دومين نقطه عطف در بحران سوريه رقم خواهد خورد و شكست مطقهاي ديگري بر جبهه حاميان تروريسم تحميل خواهد شد.
تسليم برابر ماندن اسد پيروزيهاي ميداني مقاومت نه تنها گروههاي تروريستي را در وضعيت ضعف قرار داده بلكه حاميان اين گروهها را نيز به تجديد نظر در مواضع سابق خود واداشته است. در واقع، نتيجه پيروزيهاي ميداني در عرصه سياسي، عقبنشيني آشكار جبهه ضد سوري است كه چرخش قابل ملاحظهاي در سياستهاي قبلي خود داشتهاند و الان با كنار گذاشتن پيششرط بركناري بشار اسد، خود را براي سوريه با حضور اسد آماده ميكند. بعد از اينكه دونالد ترامپ، رئيسجمهور امريكا حمايت سياسي و تسليحاتي از معارضان سوري را كنار گذاشت، كشورهاي عربي و غربي هم در تبعيت از ارباب خود چتر حمايت از معارضان سوري را زمين گذاشتند و حتي آمادگي خود را براي مذاكره با دولت سوريه و بازگشت روابط به دوران قبل از بحران اعلام كردند. كشورهاي غربي و عربي در شش سال گذشته با همه ابزارهاي مالي و تسليحاتي تروريستها را از سراسر جهان به سوريه اعزام كردند تا شايد بتوانند دولت سوريه را سرنگون كرده و محور مقاومت را تضعيف كنند اما سير تحولات آنگونه كه جبهه عربي- غربي انتظار داشت، پيش نرفت و با گذشت چند سال از جنگ خانمانسوز اكنون غرب و متحدانش به اين نتيجه رسيدهاند كه جايگزيني براي بشار اسد وجود ندارد. عقبنشيني حاميان تروريسم از پيششرط بركناري بشار اسد از قدرت، حاكي از اين است كه رسالت مقاومت از ابتدا در مسير درست بوده و كارنامه درخشاني از خود به جاي گذاشته است تا جايي كه دشمنان نيز به پذيرش مقاومت تمكين كردهاند. چيزي كه رابرت فورد، سفير سابق امريكا در سوريه به آن اعتراف كرده و گفته است كه بازي در سوريه تمام شده و محور مقاومت و بشار اسد پيروز شدهاند و باقي ماندن ايران در سوريه واقعيتي است كه بايد آن را پذيرفت. امريكا و متحدانش به خوبي اين مسئله را درك كردهاند كه برنده ميداني سوريه، «روسيه و ايران» هستند و براي جلوگيري از شكستهاي بيشتر بايد با اين كشورها مصالحه كنند زيرا در عرصه ميداني هيچ دستاوردي از سوي تروريستها وجود ندارد كه بتوانند به عنوان برگ برنده عليه سوريه و روسيه، از آن بهرهبرداري كنند، چراكه تجهيز مجدد تروريستها مقابل سوريه، شرطبندي روي «اسب بازندهاي» است كه تنها هزينه اضافي را روي دوش غرب و متحدانش ميگذارد.
كابوس وحشت در تلآويو پيروزيهاي مقاومت در منطقه و شكست پيدرپي تكفيريها، بيش از همه رژيمصهيونيستي را نگران كرده است. بر كسي پوشيده نيست كه صهيونيستها در همسويي با غرب و اعراب در حمايت از تكفيريها در سوريه سنگ تمام گذاشتند تا محور مقاومت را تضعيف كنند اما پيروزيهاي ارتش سوريه و همپيمانانش در ماههاي اخير كه به نزديك شدن ايران و حزبالله به مرزهاي اراضي اشغالي منجر شد، مقامات اسرائيلي را شوكه كرد تا جايي كه مقامات ارشد اسرائيل با سفر به امريكا و متعاقب آن روسيه نگراني خود را نسبت به تحولات سوريه نشان دادند، اما دست رد واشنگتن و مسكو به خواستههاي تلآويو در سوريه براي جلوگيري از نفوذ ايران، نشان داد كه كسب دستاوردي عملي براي صهيونيستها در سوريه دور از ذهن به نظر ميرسد. اكنون پس از اينكه اوضاع در سوريه به سود ارتش و همپيمانان دمشق پيش ميرود نتانياهو فكر دخالت نظامي مستقيم در سوريه را در سر ميپروراند. همچنان كه رسانههاي صهيونيستي كه از حمايت امريكا و روسيه سرخورده شدهاند، مدعي هستند كه اين رژيم براي تأمين امنيت خود ناگزير است به تنهايي با نفوذ ايران در سوريه مقابله كند. اظهارات از روي عصبانيت بنيامين نتانياهو، نخستوزير رژيمصهيونيستي و ديگر مقامات اين رژيم براي مقابله با نفوذ ايران و حزبالله در مرزهاي جولان اشغالي و ادعاي ساخت پايگاههاي نظامي و موشكي ايران در خاك سوريه همگي به اين مسئله اشاره دارد كه مقاومت تا بيخ گوش صهيونيستها نفوذ كرده و خواب راحت را از چشمان آنها ربوده است. برخلاف خواست رژيمصهيونيستي، الان ايران با اين رژيم هممرز شده است و دامنه نفوذ خود را تا مرزهاي اراضي اشغالي توسعه داده و به كابوسي براي سردمداران اين رژيم تبديل شده است. همه اين تحولات را اگر در كنار هم بگذاريم، ميبينيم كه بهرغم همه تلاشهاي جهاني براي شكست محور مقاومت اما اين محور الان بيش از گذشته در اوج قدرت است و نه تنها تضعيف نشده بلكه در سالهاي اخير اضلاع مقاومت گسترده شده و حتي به يمن و عراق هم كشيده شده است.
ارزيابي در مجموع ميتوان گفت تغيير معادلات ميداني و سياسي كه از آزادسازي حلب كليد خورد، همچنان ادامه دارد و با تار و مار كردن تروريستها در شرق و شمال سوريه طومار شش ساله تكفيريها در اين كشور در هم پيچيده خواهد شد. از طرفي، تغيير مواضع جبهه ضدسوري حاكي از اين است كه آنان نه تنها پيششرط بركناري بشار اسد را كنار گذاشتهاند، بلكه خود را براي مرحله جديد سوريه با حضور اسد آماده ميكنند. الان سوريه به لطف پيروزيهايي ميداني، در معادله بازي به طرف قدرتمندي تبديل شده كه هيچ گونه امتيازي به رژيمصهيونيستي و امريكا نخواهد داد و با تحميل شكست ديگري به واشنگتن و عمال منطقهاي آن، قدرتمندتر از گذشته برنامههاي خود را به پيش خواهد برد.