کد خبر: 868531
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
صاحب طلافروشي خيابان جواديه كه بهمن ماه سال قبل طلافروشي‌اش مورد دستبرد مسلحانه دو سارق قرار گرفت...
صاحب طلافروشي خيابان جواديه كه بهمن ماه سال قبل طلافروشي‌اش مورد دستبرد مسلحانه دو سارق قرار گرفت، در حاشيه بازسازي صحنه سرقت مسلحانه به خبرنگار ما گفت: من 40 سال است طلافروشي دارم و در اين مدت هيچ‌وقت مورد دستبرد سارقان قرار نگرفتم تا اينكه ساعت 19 و 30 دقيقه شامگاه 26 بهمن ماه سال قبل دو سارق مسلح به طلافروشي‌ام دستبرد زدند. آن شب در حال تعطيل كردن مغازه بودم كه پسر جوان قد كوتاهي پشت ويترين مغازه‌ام آمد و زنجير و پلاكي كه به اسم مادر بود، قيمت گرفت. به پسر جوان گفتم كه مغازه را تعطيل كرده‌ام، اما او اصرار كرد اين زنجير طلا را براي مادرش مي‌خواهد بخرد. وقتي با اصرار او روبه‌رو شدم در مغازه را باز كردم و وقتي وارد شد در مغازه را دوباره بستم. پسر جوان چند قطعه ديگر طلا را هم قيمت گرفت و بعد قيمت زنجير و پلاك مادر را سؤال كرد. من متوجه حركات مشكوك او شدم و در را باز كردم و از پسر جوان خواستم بيرون برود كه ناگهان از پشت گردنم را گرفت و اسلحه كلتي روي سرم گذاشت و تهديد كرد هيچ حركتي نكنم. سارق مسلح با ته تفنگ مدام به سرم ضربه مي‌زد تا اينكه احساس خنكي كردم و فهميدم ته تفنگ او سرم را شكافته و خون جاري شده است. در همين هنگام همدست سارق كه كلاه‌كاسكت به سر داشت از موتورسيكلتش پياده و وارد مغازه شد.
 
او با لگد چندين ضربه به من زد و بعد در حالي كه همدست او با اسلحه روي سرم نشسته بود و مرا كتك مي‌زد سارق نقابدار تمامي طلاها را كه حدود يك كيلو و 300 گرم بود، داخل كيسه‌اي ريخت. مرد مسلح قصد داشت مرا داخل مغازه حبس و فرار كند كه از دام آنها فرار و از مردم درخواست كمك كردم.
 
وي ادامه داد: دو سارق وقتي با فريادهاي كمك‌خواهي من روبه‌رو شدند، سوار موتورسيكلت شدند و فرار كردند. اهالي محل فقط تماشاچي بودند و هيچ عكس‌العملي انجام ندادند. مردان قوي هيكلي كه همه بدن خود را خالكوبي كرده‌اند و به قول خودشان از خوبان آن منطقه هستند، فقط صحنه را تماشا مي‌كردند و جرئت نزديك شدن به سارقان مسلح را نداشتند، به همين دليل سارقان موفق به فرار شدند.
 
تكان بخوري شليك مي‌كنم بري بهشت زهرا
صاحب طلافروشي امين در ابتداي خيابان عباسي جنوبي، تقاطع خيابان هلال كه مرد سالخورده‌اي بود، همزمان با بازسازي صحنه سارقان مسلح در مغازه‌اش ماجراي سرقت را شرح داد.  وي گفت: ساعت 11 و 47 دقيقه روز چهار شنبه 10 خرداد ماه امسال داخل مغازه نشسته بودم كه مرد نقابدار كوتاه قدي ناگهان وارد مغازه‌ام شد.

در حالي كه به شدت شوكه شده بودم، مرد مسلح تفنگ را به سمتم نشانه گرفت و بعد از فحاشي از من خواست تا هيچ حركتي نكنم. قصد داشتم آژير خطر را به صدا در آورم كه به من نزديك شد و گفت تكان بخوري شليك مي‌كنم بري بهشت زهرا. خيلي ترسيده بودم و تسليم او شدم تا اينكه همدستش در حالي كه كلاه‌كاسكت به سر داشت، با ساكي وارد مغازه شد. سارق مسلح با تفنگ مرا نشانه گرفته بود و تهديد مي‌كرد تكان نخورم و همدستش تمامي طلا‌ها را كه حدود 5 كيلو و 800 گرم بود، داخل ساك ريخت. آنها قصد داشتند به گاوصندوقم دستبرد بزنند كه متوجه يكي از كاسب‌هاي محل شدند كه به آنها شك كرده بود. سارق مسلح به همدستش گفت كاسب‌ها متوجه شده‌اند و بهتر است فرار كنند. پس از اين هر دو از مغازه بيرون آمدند و من با داد و فرياد از همسايه‌ها كمك خواستم. در چنين شرايطي اهالي محل به كمك من آمدند و همگي دو سارق را تعقيب كرديم كه سارق مسلح تفنگش را به سمت مردم گرفت و براي ترساندن آنها يك تير شليك كرد. وقتي مردم صداي شليك تير را شنيدند، از تعقيب آنها منصرف شدند و دو سارق كه موتورسيكلتشان را ابتداي خيابان پارك كرده بودند، سوار شدند و از محل گريختند. 
 
وي در پايان در‌باره عدم ايمني مغازه‌اش گفت: مغازه من در خيابان شلوغي قرار دارد و ما هرگز فكر نمي‌كرديم كه مورد دستبرد سارقان قرار بگيريم از طرفي هم اين خيابان به خاطر اينكه مغازه طلافروشي زياد دارد، هميشه مأمور پليس در حال گشت زدن است، اما آن لحظه مأمور گشت براي پيگيري حادثه‌اي به خيابان ديگري رفته بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار