به گزارش خبرنگار ما، بهمنماه سال 94، مأموران پليس از قتل نوجوان 17 سالهاي به نام محمد در ساختمان نيمهكارهاي در تهرانپارس باخبر و راهي محل شدند. با انتقال جسد به پزشكي قانوني مأموران در تحقيقات خود از صاحبكار محمد دريافتند چند روز قبل مقتول با پسر نوجواني به نام فؤاد آشنا شده بود. او شبها به ساختمان نيمهكاره ميآمد و آنجا ميخوابيد. در اين مدت آنها تصميم گرفته بودند به تركيه سفر كنند، اما روز حادثه دوست مقتول به طور مرموزي ناپديد شده بود و محمد به قتل رسيده بود. بنابراين مأموران فؤاد 16 ساله را به عنوان مظنون با رديابي تلفن همراه شناسايي و دستگير كردند. او با اقرار به جرمش توضيح داد: براي كار ميخواستم به تركيه بروم، اما خانوادهام مخالف بودند. به همين دليل با آنها درگير شدم و خانه را ترك كردم. در خيابان قدم ميزدم كه با مقتول دوست شدم. او وقتي متوجه شد قصد رفتن به تركيه را دارم استقبال كرد و قرار شد با هم براي كار به تركيه برويم. روزي مقتول گفت 300 ميليون طلا و پول نقد دارد و براي سفر مشكلي نداريم. اين حرف مرا وسوسه كرد. شب حادثه با دوستم به بهانهاي با او درگير شديم و دوستم با چكش به سرش زد و من هم با بالشت او را خفه كردم. براي اطمينان از مرگ محمد با چاقو چند ضربه زدم و بعد از قتل با سرقت پول و طلاها فرار كرديم. متهم در ادامه گفت:
در حال فراهم كردن مقدمات سفر به تركيه بودم كه توسط مأموران شناسايي و دستگير شدم.
با اين توضيحات متهم به اتهام سرقت و مشاركت در قتل روانه زندان شد و دوست او بهرغم تلاش مأموران متواري شد. اين پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به يكي از شعبات دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و در آن جلسه به دليل مراجعه نكردن اوليايدم رئيس قوهقضاييه درخواست قصاص كرد. سپس متهم بعد از آخرين دفاع به قصاص و چند سال حبس و رد مال محكوم شد. اين حكم توسط قضات شعبه 38 ديوان با توجه به سن متهم و ماده 91 قانون مجازات اسلامي نقض و به شعبه همعرض ارجاع داده شد.
بنابراين متهم بار ديگر در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده محاكمه شد. در آن جلسه بعد از آخرين دفاع، هيئتقضايي متهم را با توجه به درك ماهيت جرم در زمان ارتكاب قتل به قصاص محكوم كرد.