ميلاد عرفانپور نخستين کتاب خود را با عنوان از «شرم برادرم» در قالب رباعي، به سال ۱۳۸۵ منتشر کرد. 
نویسنده: جواد محرمي
ميلاد عرفانپور نخستين کتاب خود را با عنوان از «شرم برادرم» در قالب رباعي، به سال ۱۳۸۵ منتشر کرد. او در سه مجموعه شعر بعدي خود نيز سرودن در همين قالب را ادامه داد. دو اثر «پاييز بهاريست که عاشق شده است» و «پادشهر» را در سال ۱۳۸۸ و «جشن فراموشيها» را در سال ۱۳۸۹ روانه بازار کتاب کرد. او در رشته «سياستگذاري فرهنگ و ارتباطات» در دانشگاه امام صادق تحصيل کرده و فارغالتحصيل دوره کارشناسي ارشد از همين دانشگاه است. موضوع پاياننامه او تحليل گفتمان انتقاد اجتماعي در شعر شاعران انقلاب اسلامي بوده است. عرفانپور در سال ۱۳۹۴، مجموعه شعر تازهاي در قالبهاي رباعي، نيمايي و غزل منتشر کرد که آخر مجلس نام داشت. دفتر شعري که مضمونهاي غالب آن را مناجات، عرفان، شهادت و وقايع روز انقلاب اسلامي و جهان اسلام تشکيل ميداد. کتاب بيخبريهاي اين شاعر در يازدهمين دوره جشنواره قلم زرين نامزد شد و بدين ترتيب او جوانترين نامزد اين جايزه از ابتداي تأسيس بود. او همچنين دبير و داور در برخي جشنوارههاي شعر بوده است. گفتوگوي «جوان» با اين شاعر انقلابي همزمان با ارائه اثر تازه وي به سيامين نمايشگاه کتاب تهران انجام شده که پيشروي شماست.
بله. مجموعه شعري با نام «راهبندان» که شامل ۶۵ رباعي است. همين امروز و فردا روانه عرضه در نمايشگاه کتاب است. اين مجموعه رباعي را انتشارات شهرستان ادب منتشر کرده است.
بله. راهبندان در ادامه مسير طبيعي ترانهسرايي من سروده شده است.
«راهبندان» شايد به لحاظ قالب و محتوا با آثار قبلي من خيلي متفاوت نباشد، اما حتماً به لحاظ موضوعي حال و هواي تازهاي دارد. بخش قابلتوجهي از رباعيات به موضوعات اجتماعي و فضاي معاصر شهري مرتبط است.
شعر را آيينه اجتماع و زندگي خودم ميدانم، به طور قطع يک شعر تأثيرگذار و مردمي نميتواند از رويارويي با اجتماع بيبهره باشد و وجه غيرقابل انکار آن را همين مسئله تشکيل ميدهد. پاياننامه دانشگاهي من هم به موضوع انتقاد اجتماعي در شعر شاعران انقلاب اسلامي تعلق داشت. معتقدم شاعر متعهد نميتواند نسبت به کژيها، ناراستيها و تلخيهاي جامعه روي برتابد و آنها را به کل ناديده بگيرد، هرچند که اين ناملايمات روح شاعر را آزار بدهد و او را برنجاند. نکته ديگر اينکه شعري تأثيرگذار است که از سر دلسوزي و صدق گفته شده باشد و شعري که صادق نباشد، روح تأثيرگذاري در آن دميده نشده است، شعر اجتماعي و انتقادي نقطه عطف خود را در دوران مشروطه طي ميکند و در دوران انقلاب و پس از آن هم شاهد اين تأثيرگذاري هستيم و معتقدترين شاعران ما همواره منتقدترين شاعران ما بودهاند و نقد درون گفتماني در اشعار آنان مشاهده ميشود.
شاعر بايد زيباييها را هم در کنار تلخيها ببيند. هرگز دوست ندارم در اشعارم غلبه يأس بر اميد وجود داشته باشد يا حتي چنين چيزي استنباط شود. همواره تلاشم اين بوده که مجموعه شعرهايم در کنار هم احساس اميد و روشني را القا کنند. کار شاعر حتماً نميتواند رنجاندن خاطر مخاطب باشد. شعر اصولاً براي تلطيف ذهن و روح آدمها سروده ميشود. کارويژه شعر نميتواند غير از اين باشد.
آخر مجلس مجموعه ويژهاي بود، سال 87 سروده شد و اتفاقات خوبي براي آن رقم خورد از جمله اينکه از طريقي به دست رهبر معظم انقلاب رسيد و ايشان از خواندن آن متأثر شدند، اما راهبندان ويژگيهاي مختص به خودش را دارد. هفتمين مجموعه رباعي من است و اميدوارم استقبالي که از مجموعههاي قبلي شد، از اين مجموعه هم اتفاق بيفتد. انتظار طبيعي من اين است که بتواند دلها را تکان بدهد و اين جز با لطف حضرت حق ميسر نخواهد شد.
رباعي دهها سال در شرايط فترت به سر ميبرد. البته پس از انقلاب اسلامي شاعراني چون قيصر امينپور و سيدحسن حسيني و در روزگار حاضر شاعري چون بيژن ارژن به اين قالب گرايش نشان دادند و براي احياي آن همت گماردند. احيا و بازآفريني هويت رباعي و اينکه چرا من به اين قالب شعري گرايش دارم به اين برميگردد که رباعي شگفتانگيزترين و منحصربه فردترين قالب شعر فارسي محسوب ميشود. دليل اين شگفتي و ممتاز بودن به وزن منحصر به فرد آن در شعر فارسي و انحصاري بودن آن باز ميگردد. رباعي برخلاف دوبيتي صرفاً ابداع شاعران فارسي است و از گستره موسيقيايي و ظرفيت بسيار مناسبي برخوردار است. به لحاظ افسون و شگفتي وزن، زيباترين وزنهاست. کوتاهي، موجز بودن و کشف محور بودن از خصوصياتي قلمداد ميشود که باعث شده گرايش به اين وزن در دوره احياي آن روز به روز بيشتر شود. اين گرايش مبتني بر کشف محوري و نگاه و مضمون تازه است. البته دست يافتن به رباعي خوب، شيرين و دوستداشتني و دلخواه سخت است.
در مردمي بودن آن، توجه به دردهاي مردم و جامعه جديترين موضوع شعر انقلاب اسلامي است. مسير اصيل شعر انقلاب هم بايد همين باشد. شعر متعهد نميتواند فارغ از مردم و دغدغههاي آنها باشد. به طور طبيعي جريان شعر انقلاب اسلامي پيوند وثيقتر و عميقتري با تودههاي مردم و مسائل حقيقي آنها دارد.