یکی از نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری در نطق تلویزیونی خود به حرف زدن سایر نامزدها و ایضاً سایر مخالفان و کلاً سایر افراد انتقاد کرد و گفت: در شرایطی که من هستم و آمدهام که باشم، چه لزومی دارد بقیه حرف بزنند؟!
وی افزود: تازه صدام هم از بقیه قشنگتره، مگه نه؟
ایشان با اشاره به اینکه سرچشمه همه مشکلات دولت، حرف است مخصوصاً حرفهای آدمهای ناوارد و ناشناس، گفت: باور ندارید از یک آشنا بپرسید. من خودم آشنا دارم میدانم.
این نامزد سپس به تشریح دلایل خود برای انتقاد از حرف زدن پرداخت: وقتی آدم حرف میزند چند تا مشکل به وجود میآید؛
اول اینکه دهان آدم کف میکند و زشت میشود.
دوم اینکه فک آدم خسته میشود و درد میگیرد.
سوم یک عده مجبورند بنشینند پای صحبتهای آدم، در نتیجه وقتشان تلف میشود و کارها عقب میماند.
مشکل دیگر اینکه رسانهها حرفهای آدم را به گوش مردم میرسانند و مردم از آدم طلبکار میشوند. حالا یا ناچار میشویم به حرفها و قولهایمان عمل کنیم که خیلی خیلی سخت است یا اینکه بزنیم زیر قولمان. ما هر دو روش را امتحان کردیم، هیچکدام فایده نداشت.
پس به این نتیجه رسیدیم که اصلاً از اول اگر حرف نزنیم خیلی بهتر است.
چه میشود که نامزدها بیایند بایستند جلوی روی مردم و مردم از روی قیافه و ظاهرشان یکی را انتخاب کنند و او را قاب بگیرند بچسبانند سر در دولت. همانجا باشد، نه حرفی، نه قولی، نه وعده و وعیدی، هیچ چیز! راحت چهار سال کشور را مدیریت کند بعد برود برای خودش در یکی از صفحات خوشگل تاریخ بنشیند و حالش را ببرد. هر از چند گاهی هم محض تفریح و تنوع یک چوبی را لای چرخ مملکت بگذارد تا خدای ناکرده سرعت مملکت زیاد نشود که تصادف کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: امروز ملت ما آماده شنیدن دروغ جدید در کشور نیست، چون هر چه بود را ما و قبلیها گفتهایم و گفتهاند و با اینکه تصدیق میکنم که دروغ گفتن خیلی حال میدهد اما در شرایط فعلی دروغدان مردم پر شده و دیگر جا ندارد. به خاطر همین تا اطلاع ثانوی دروغ جدید نگویید و همان دروغهای قبلی را تکرار کنید.
نامزد محترم ریاست جمهوری در جمعبندی صحبتهایش گفت: من به این نتیجه رسیدهام که با حرف زدن نمیشود مشکلات پیچیده کشور را حل کرد. در دور بعد میخواهم آزمایش کنم ببینم آیا با حرف زدن میتوان مشکلات ساده را حل کرد یا خیر. بنابراین به همگان میگویم که من را انتخاب کنید، حرف هم نباشد!