نويسنده: سحر ميراويسي
امروز با همسرم دعواي سختي داشتيم و احساس افسردگي ميكنم. چند روز است مادرم مريض شده و به همين خاطر به شدت افسردهام. نتيجهاي را كه انتظار داشتم نتوانستم به دست بياورم. بنابراين افسردهام. به دلايلي از خواهرم ناراحتم و اين مسئله مرا افسرده كرده است. اين جملات نمونههايي واقعي از مكالماتي است كه به طور روزمره از اطرافيانمان ميشنويم. جملاتي كه بيشتر ناشي از يك هيجان است تا يك تشخيص درست. اين مكالمات به خصوص در فصول پاييز و زمستان به دليل تغيير شرايط آب و هوايي و كوتاهتر شدن ساعات روز بيشتر شنيده ميشود. باورهاي عامه مردم در مورد تعريف افسردگي بسيار متنوع و در بسياري از موارد نادرست است و با تعريف دقيق و استاندارد افسردگي فاصله زيادي دارد.
مردم اغلب هر نوع ناراحتي، پريشاني، غمگيني و بلاتكليفي، چه بسا زودگذر و آني باشد را به مسئله افسردگي ربط ميدهند و با همين شواهد اندك و ناكافي خود را افسرده ميخوانند و بعضاً حتي تجويزهاي نادرست دارويي اعمال ميكنند. اين تشخيصهاي نادرست براي خودمان يا ديگران ميتواند عوارض نامطلوبي به بار آورد. اين باور اشتباه كه من افسردهام ميتواند اين احساس را در فرد دروني كند و تبديل به الگويي معيوب در زندگي فرد شود. بنابراين تشخيص افسردگي توسط افراد غير متخصص امكانپذير نيست و فقط يك فرد متخصص در اين زمينه صلاحيت تشخيص و درمان را دارد. با توجه به توضيحاتي كه داده شد در اين نوشتار سعي ميكنيم شما را با ملاكهاي درست و اساسي افسردگي آشنا (بر اساس راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني) و درمانهاي رايج را به اختصار معرفي كنيم.
افسردگي چه شاخصههايي دارد؟
اختلالات افسردگي متنوع و شامل چند نوع مختلف با ملاكهاي متفاوتند، اما همه آنها داراي يك ويژگي بارز و يكسان هستند. وجود احساس غم، پوچي يا خلق تحريك پذير همراه با تغييرات جسماني و شناختي كه به طور قابل ملاحظهاي بر توانايي عمل كردن فرد تأثير ميگذارند و عملكرد شغلي و زندگي شخصي و اجتماعي فرد را به طور چشمگيري مختل ميكنند و فرد نميتواند مثل سابق به طور عادي و طبيعي به انجام فعاليتهايش بپردازد و در بسياري از موارد حتي نميتواند مثل سابق به بهداشت و نظافت شخصي خود بپردازد.
دلتنگي شديد و از دست دادن علاقه به جنبههايي از زندگي كه قبلا براي فرد لذت بخش بودند در افراد افسرده كاملاً مشهود است، به طوري كه علاقه به مهماني رفتن، تفريح با دوستان و خانواده، شادي كردن و به طور كلي در جمع بودن كاهش پيدا ميكند و فرد افسرده در اغلب موارد تنهايي را به همه اين فعاليتها ترجيح ميدهد و فعاليتهايي كه تا همين چند هفته پيش مورد علاقهاش بود اكنون هيچ جاذبهاي ندارند.
بيشتر ساعات روز را تنها و بدون هيچ فعاليت مفيدي به سر ميبرد. همچنين اختلال هايي در رفتار خوردن و خوابيدن افراد مذكور بسيار به چشم ميخورد، به گونهاي كه در بيشتر اين افراد بيخوابي يا خواب زدگي ديده ميشود و مقدار خواب شبانه به طرز چشمگيري كاهش پيدا ميكند و همين امر باعث خستگي مفرط در طول روز و از دست دادن انرژي ميشود.
همچنين در الگوي خوردن اين افراد تغييراتي به صورت غير عمدي ظاهر ميشود كه ممكن است با بياشتهايي و كاهش وزن و در بعضي موارد با افزايش اشتها همراه باشد. در اين افراد هميشه مشكل عدم تصميم گيري، بيهدفي يا عدم تمركز وجود دارد به طوري كه نميتوانند در مورد مسائل و مشكلات روزمره تصميمگيري كنند و معمولاً اين كار را بر عهده ديگران ميگذارند و مشكل نداشتن تمركزشان ميتواند مانعي بر سر راه موفقيت در كارها و درست عمل كردن آنها باشد.
يكي ديگر از ويژگيهاي بارز افراد افسرده احساس بيارزشي يا گناه بيمورد است، به طوري كه علت هر گونه ناكامي و شكست اطرافيان را به خود نسبت ميدهند و در همه موارد خود را گناهكار ميپندارند و نگرش بسيار منفي به خود همراه با عزت نفس بسيار پايين دارند و خود را سزاوار تنبيه ميدانند، چراكه آنها بيوقفه به اشتباهات گذشته دل مشغولند و دائما خود را محكوم ميكنند. داشتن افكار مرگ يا گرايش به خودكشي هميشه ذهن اين افراد را درگير ميكند، به گونهاي كه فرد بارها تصميم به خودكشي و خاتمه دادن به زندگياش ميگيرد و به اين وسيله ميخواهد راهي براي گريختن پيدا كند و چه بسا اگر كمكهاي حرفهاي به شخص نشود، تصميمش را عملي كند.
تاكنون بايد روشن شده باشد شخصي كه واقعاً از اختلال افسردگي رنج ميبرد داراي چه ويژگيهايي است. فردي كه از بيماري افسردگي رنج ميبرد بايد پنج نشانه از ملاكهايي را كه معرفي كرديم به مدت شش ماه دارا باشد. بنابراين ناراحتيهاي ناشي از مشكلات روزمره، دعواهاي خانوادگي، شكست در امتحان و بسياري ديگر از موارد، گرچه ممكن است ما را ناراحت كند اما خيلي از اين دلتنگيها گذرا و كوتاه مدت است و اصلا صحيح نيست كه برچسب افسردگي به آنها بزنيم. به همين دليل در نظر گرفتن ملاكها و مدت زمان و شدت آنها بسيار حائز اهميت است.
عمدهترين دلايل ايجاد افسردگي
افسردگي هرگز ناشي از تنها يك دليل واحد نيست، بلكه تركيبي از عوامل در بروز آن نقش دارند. در بسياري از موارد توارث و ژنتيك عامل اصلي اين اختلال است و در حالتهاي ديگر، عوامل گوناگوني از قبيل از دست دادن فردي عزيز، مشكلات اقتصادي، طلاق، شكستهاي عاطفي و ساير عوامل تنش زاي زندگي ميتوانند به كاهش خلق و پديدايي استرس كمك كنند.
اقدامات پيشگيرانه
يادتان باشد اولين كسي كه ميتواند به شما كمك كند خودتان هستيد و تصور نكنيد كه محكوم به يأس و افسردگي هستيد. بنابراين به محض اينكه درك كرديد كه ممكن است به اين اختلال مبتلا باشيد حتماً به روانشناس يا روانپزشك متخصص مراجعه كنيد.
حذف مواد مخدر، داشتن خواب كافي و مناسب، شركت در فعاليتهاي ورزشي فردي و گروهي مانند كوهنوردي، توجه به جنبههاي مثبت و خوشايند زندگي و عدم تمركز روي جنبههاي منفي و ناخوشايند زندگي، رعايت يك رژيم غذايي خوب و مناسب و تقويت قدرت نه گفتن از جمله اقدامات پيشگيرانه در اين زمينه است.
درمان افسردگي
در حال حاضر راههاي مختلفي براي درمان افسردگي وجود دارد كه دارو درماني و روان درماني از جمله اين روشهاست. البته تحقيقات نشان داده است با توجه به شدت و مدت اختلال، تركيبي از دارو درماني و روان درماني، مؤثرترين نتيجه را حاصل ميكند.
بسياري از افراد از عوارض جانبي احتمالي داروهاي ضد افسردگي ميترسند و به همين خاطر از مصرف اين داروها اجتناب ميكنند، اما بايد در نظر داشت كه سود داروها بسيار بيشتر از عوارض آنهاست و كمك شاياني به بهبود حال فرد مورد نظر خواهد كرد.
روشهاي روان درماني، تحت نظر روانشناسان مجرب، گرچه وقت و انرژي بيشتري نسبت به دارو درماني ميطلبد، اما روش مؤثر و مناسبي جهت درمان اختلال افسردگي است. در نهايت به خاطر بسپاريم كه زندگي صحنه عشق است و كسي از يأس به جايي نرسيده است.