
تيم ملي در هر بازي به مقتضي شرايط حريف به زمين ميرود و در همه خطوط، نظمي خاص دارد. هرچند ميتوان گفت در فاز تهاجمي با نوعي دستپاچگي و شايد بيبرنامگي روبهرو هستيم، اما در ساختار دفاعي و خط مياني تيم ما مقابل قطر و چين خيلي دونده بود و بازيکنان به خوبي يکديگر را حمايت ميکردند. البته تيم ملي خيلي محتاط و فوتبال منضبط دفاعي بازي ميکند که به هر صورت در نتايج صفر - صفر و حتي يک بر صفر هم مربي ريسک نميکند و به بازيکنان آزادي عمل نميدهد. تيم ما در نتيجهگرايي خيلي خوب کار ميکند و اين را کارشناسان هم تأييد ميکنند، اما فوتبال جلوههاي ديگري هم دارد که شايد زمان نياز باشد يا بازيکنان به توانمنديهاي بالاتري برسند تا بتوانند حريفان خود را با اقتدار در کنترل خود بگيرند. مقداري بياحتياطي در خط مياني يا خط دفاعي ما، فضا را براي تيم حريف در يک سوم دفاعي تيم ما مهيا ميکند تا دروازه ما آسيبپذير باشد. همين سبب شده که فوتبال ما اصطلاحاً تماشاگرپسند نباشد و فوتبال زيبا و مدرني ارائه نميدهد، اما در انتها سه امتياز در اختيار ماست.
تيم ملي به احتمال بيش از 90 درصد عازم روسيه ميشود، اما اين کفايت نميکند. ما بايد به فکر ارائه بازيهاي خوب در جام جهاني بوده و نگاهي هم براي صعود به مرحله بعد داشته باشيم. بايد ظرفيت و کيفيت فني را پيدا کنيم تا تيم عملکرد خوبي در جام جهاني داشته باشد. در جام جهاني 2014 برزيل شايد 70 درصد اهداف کرش، بالا بردن قابليتهاي بدني و ميزان دوندگي تيم بود که در اين زمينه به نتايج خوبي هم رسيديم، اما در جام جهاني بعدي بايد فاکتورهاي ديگري هم اضافه شود و آن هم کيفيت فني تيم است. روي نيمکتمان کرش از لحاظ فني، همبستگي و انضباط تيمي، بسيار توانمند است و خوب عمل ميکند، اما در مسائل اجتماعي ورزش و اخلاقي، يک مقدار از اِشلهاي بينالمللي جدا شده است. به عنوان نمونه مقابل چين يکي از مربيان تراز اول فوتبال جهان مقابل ايران شکست خورد و صادقانه پذيرفت که ايران بهتر بازي کرد و براي توجيه شکست به مسائل حاشيهاي نپرداخت. کرش ويژگيهايي دارد که ناشي از عدم مديريت بر اوست و در شش سال گذشته، به خوبي و در چارچوب ظرفيتهاي ورزشي ما کنترل نشده که به خود اجازه ميدهد هر صحبتي را مطرح کند.