
حفظ اخلاق و اصول نقادي در جشنواره سيوپنجم چگونه گذشته، براي فيلمهاي نمايش داده شده در سينماي دهه فجر نقدهاي زيادي در رسانههاي ديداري، شنيداري، مكتوب و شبكههاي اجتماعي عرضه شد اما آيا ميشود گفت كداميك از آنها توانسته است جنبه سازندگي داشته باشد؟ «فيلم خوب، بد، جلف» كه عصر روز جمعه گذشته روي پرده رفت ميتوانست بهتر ديده شود. شكلگيري اين فيلم به سريال پژمان برميگردد اما بقيه ماجرا بهسوي ديگري ميرفت، نقش اين فيلم متفاوت بود، فاصله اين فيلم با تشابهاش به هفت سال قبل و فيلم روباه برميگردد. به نظر اصحاب برنامه كافه راديو، نقدها كمكم بهسوي انتقامگيري پيش ميروند. آنها معتقدند بعضي از نقادان در نقد خود بيتربيتي ميكنند و اينگونه لقب رك را توجيه كرده و به خود اختصاص ميدهند.
نقادان رسانههاي مكتوب فيلمهاي اين دوره را بيرحمانه درو ميكنند كه بعضي از نقدهاي آنها بوي غرضورزي ميدهد. نمايش «فيلم خوب، بد، جلف» بيش از 120 دقيقه طول كشيد و ديدن آن در كنار تماشاچي، منتقد را به حرفهاي تازهاي پيوند ميداد كه دامنه نقد عقيدههاي متفاوت را ميرساند. نمايش اين فيلم در سينما كورش و در كنار بينندگان عمومي ميتواند گاردگيريهاي متفاوت منتقد را روشن كند. پيمان قاسمخاني، كارگردان اين فيلم بهصراحت اعلام ميكند و به جان خودش قسم ميخورد در اين لحظه كه اولين فيلم كارگرداني شده توسط خودم را ميبينم متوجه ميشوم كه ارتباط خوبي با بينندگان برقرار كردهام و خوشحالم. نوشتن اين فيلمنامه براي من خيلي ساده نبود اما چون كمتر كسي حاضر ميشود در اين حوزه يعني نوشتن فيلمنامه كمدي وارد شود ناچارم به خودم بيشتر فشار بياورم. اين فيلم زندگي دو بازيگر است كه نقشهاي خود را نتوانستهاند بيابند و در قالب پليس بروند، البته اين فيلم كمدي است كه در قالب جدي فرورفته است.
از ويژگيهاي آن تنها اين بود كه هركس در هر زمان وارد سالن نمايش ميشد ميتوانست با آن ارتباط برقرار كند، البته بعضي از فيلمها اينگونه نيست و نميتواند باشد كه به ضعف سناريو مربوط است. سام درخشاني ميگويد: من از همه دعوت ميكنم اين فيلم شاد و مفرح را كه نزديك يك ساعت و نيم است ببينند، شايد تنها نمايشي باشد كه بتواند يأس بينندگان فيلمهاي جشنواره امسال را كه اكثراً فاقد بعضي از جنبههاي هنري و سينمايي است بزدايد. اما حالا كه بحث كمدي پيش آمد بد نيست بدانيد فيلم «ماهگرفتگي» كه كارگردان آن قبلاً «خروسجنگي» را روي صحنه برده بود اميد آن دارد كه فيلمش كمدي كه نه بلكه ارزشي ديده شود و در كنار اينها ماهگرفتگي فيلم غلوآميزي است كه سعي ميكند بهزور جيغ آخر بازيگر و موسيقي خود، عواطف تماشاگران را جذب كند. گودرزي ميگويد: آخرين اثر داوودنژاد تحت عنوان «فراري» نيز نشان از آن داشت كه نويسنده ميخواهد با نمايش لحظهها به مخاطب ندا دهد. اين فيلم خانوادگي توانسته است با كمترين هزينه و بدون استفاده از بودجههاي دولتي پيامهايي را به بينندگان برساند. فيلم در نظر داشته ضمن استفاده از لهجههاي مختلف با همه اقشار ارتباط عاطفي برقرار كند اما دبير جشنواره آقاي محمد حيدري معتقد است: «استقبال مردمي خيلي پررنگ بوده و من بهشخصه از روند آن كاملاً راضي هستم اما از نبودن كاخي دائمي براي برگزاري جشنواره نگرانم كه اميدوارم در آينده اينگونه نباشد.» و البته امسال محيط جشنواره به خصوص در برج ميلاد بسيار سوتوكور بود اما مستندهاي مختلف توانستند حضور موفقي داشته باشند كه البته مشاوران جشنواره توانسته بودند با آنها بهعنوان فيلم، خودشان را به حاشيه جشنواره بچسبانند! در حال حاضر فيلمهاي مستند تنها داراي تكستارههاي خاكستري هستند كه هنوز نتوانستهاند آنگونه كه بايد با مستندات خارجي رقابت كنند.
سحر مصيبي كارگردان فيلم «صفر تا سكو» معتقد است: زندگي سه خواهر ووشوكار را از روستايي در سميرم به تصوير كشيده، داستان حضور و ترقي خواهران منصوريان ميتواند اين فيلم داستاني را از پرده به صداقت برساند، اما مهتاب كرامتي تهيهكننده اين فيلم معتقد است: براي فيلم مستند بايد ايده تازه و بكر باشد، او دغدغه خود را هم داستاني ميداند و هم مستند كه بايد با هم توأم باشند.
قريبپور در طول اكران و با برخوردي جدي سعي كرد اجازه ندهد افراد نامربوط بتوانند پا به منطقهاي بگذارند كه به منتقدان و رسانهها تعلق دارد. اين مرد جدي توانست تالاري را كه تا سال قبل معروف بهجاي زنبيل گذاشتن بود! از اين حالت خارج و محيط را تنها براي حضور منتقدان حرفهاي و رسانهاي آماده كند. قريبپور در حاشيه گفت: «اميدوارم در ارديبهشتماه 96 اپراي خيام را روي صحنه ببرم.» اما از حق نبايد گذشت، برگزاري پنج سئانس نمايش فيلم در برج ميلاد آنهم همهروزه و پذيرايي و دادن 5 هزار پرس غذاي گرم مطلوب در اين مكان و مديريت قريبپور 67 ساله كاري ستودني است.