صادق زيبا كلام در يادداشتي كه در وب سايت خود منتشر كرد، ضمن متهم كردن اصولگرايان و رسانه ملي به نا اميد كردن مردم از برجام، در عين حال اذعان كرد، اكنون پس از 16 ماه از امضاي برجام از اين توافقنامه آبي براي مردم گرم نشد.
وي در بخشي از يادداشت خود نوشته است:
« در جريان جنگ با عراق بالاخره مردم اميدوار بودند كه روزي آن جنگ تمام ميشد. يا ساير بحرانها و مشكلات ديگر؛ اما هستهاي و درستتر گفته باشيم بحران يا مناقشه هستهاي 13سال است كه كشور را گرفتار خود كرده و بدبختانه هيچ نوري هم در انتهاي تونل نسبت به تمام شدن آن به چشم نميخورد. بعد از به روي كار آمدن آقاي روحاني و شروع دور جديد مذاكرات با امريكاييها، چقدر اميدوار بوديم كه بعد از هشتسال رويارويي با غرب بر سر مناقشه هستهايمان در دوران آقاي احمدينژاد، آن تحريمها و مصيبتهايي كه كشور را در سالهاي آخر زمامداري اصولگرايان در خود فروبرده بود، روزنه اميدي به نظر ميرسيد در انتهاي تونل بحران هستهاي نمايان شده.
... چه شبها كه به همراه ويژهبرنامههاي زنده بيبيسي فارسي از مذاكرات هستهاي به صبح رسانديم!... اما امروز بعد از گذشت قريب به ۱۶ماه از آن توافق تاريخي كه بهتدريج به نام «برجام» معروف شد، به نظر ميرسد كه بسياري از آن شور و هيجان، از آن اميد و گشايش جاي خود را به هالهاي از نااميدي، افسردگي و سرخوردگي دادهاند. بهنحويكه گفتيم خبر فروش بيش از ۸۰ فروند ايرباس امريكا به ايران نتوانست يخي را بشكند و آبي را در دل مردم ايران گرم نمايد. چرا اينگونه شده؟ چرا بسياري از مردم آن اميد، آن شور و هيجان و آن انتظار بهتر شدن اوضاع بعد از توافق هستهاي را ازدستدادهاند؟ چرا به نظر ميرسد كه مردم از داستان هستهاي، از داستان توافق هستهاي، از داستان برجام و اساساً هر چيز ديگري كه مرتبط با هستهاي ميشود، ديگر سرخورده شدهاند و خيلي برايشان اهميتي ندارد كه چه تصميمي گرفته شده و كدام سياست قرار است اعمال شود؟... چرا اينقدر بسياري از ما ايرانيان نسبت به برجام و تحولات مرتبط با آن سرخورده و بيتفاوت شدهايم؟ چرا ديگر برايمان اهميتي ندارد كه فيالمثل رئيسجمهور جديد امريكا چه موضعي نسبت به برجام اتخاذ كرده يا كنگره يا سنا چه چيزي تصويب كردهاند؟ پاسخ بازميگردد به خسته شدن روحي بسياري از ايرانيها از كل مناقشه هستهاي...»