کد خبر: 827588
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۰
درخواست مردي كه هنگام ميانجيگري مرتكب قتل شده بود
كارگر جواني كه هنگام ميانجيگري بين دو نوجوان افغان مرتكب قتل يكي از آنها شده بود، روز گذشته در حالي به اتهام قتل پاي ميز محاكمه حاضر شد كه فرزندش چند روز قبل در بيمارستان متولد شد. او از اولياي دم خواست كه به خاطر نوزادش از او گذشت كنند.
به گزارش خبرنگار ما، پنجم آبان‌ماه سال گذشته بازپرس ويژه قتل تهران از قتل پسر نوجوان افغاني در ساختماني در حال ساخت در شرق تهران با خبر و در محل حاضر شد. جسد متعلق به كارگري 18 ساله به نام عين‌الدين بود كه با ضربه چاقو كشته شده بود. يكي از شاهدان گفت: عين‌الدين با يكي از دوستانش داشتند روي هم آب مي‌پاشيدند و شوخي مي‌كردند كه با هم درگير شدند. همان لحظه يك جوان ايراني كه نادر نام داشت و او هم از كارگران ساختمان بود براي ميانجيگري وارد شد تا آنها را از هم جدا كند، اما دو كارگر افغان گفتند كه دعواي آنها به او ارتباط ندارد و با او دعوا كردند. هنگام دعوا دو افغان چاقو كشيدند و درگيري بالا گرفت و حادثه اتفاق افتاد.

بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني مأموران پليس دست به تحقيق زدند و متهم را كه به شهرستان زابل گريخته بود، بازداشت كردند. او در شرح ماجرا گفت: من چند روز قبل از حادثه براي كار به تهران آمدم و توانستم در يك ساختمان در حال ساخت كار پيدا كنم. روز حادثه دو جوان افغان با هم درگير شدند. جلو رفتم و از آنها خواستم سر كارهايشان برگردند و درگيري را تمام كنند كه يكي از آنها به خاطر دخالت من عصباني شد و با چوب به سرم زد. نفر دوم هم چاقو درآورد. من چاقو را از دستش گرفتم. همانطور كه چاقو دستم بود، مقتول جلو آمد و يك ضربه به سينه‌اش خورد. وقتي او را خون‌آلود ديدم، ترسيدم و با اينكه زخمي شده بودم با كمك يكي از همان كارگران افغاني به زابل فرار كردم.
پرونده نادر بعد از كامل شدن تحقيقات، روز گذشته روي ميز هيئت قضايي شعبه چهارم دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. بعد از اعلام رسميت جلسه از سوي قاضي عبداللهي، اولياي دم درخواست قصاص كردند. سپس متهم به درخواست قاضي در جايگاه قرار گرفت و گفت: مدتي قبل از حادثه با كاري كه در شهرستان داشتم زندگي‌ام سخت اداره مي‌شد به همين دليل تصميم گرفتم به تهران بيايم تا كار بهتري پيدا كنم.  چند روز بود كه به تهران آمده بودم و بعد از پيگيري‌هاي زياد در يك ساختمان در حال ساخت مشغول كار شدم. يك روز صبح در همان ساختمان مشغول كار بوديم كه دو نفر از كارگران ساختمان از تبعه افغانستان شلنگ آب را گرفتند و با هم شوخي ‌كردند تا اينكه چند قطره آب روي گوشي موبايل يك نفرشان پاشيد و سر همين موضوع باهم درگير شدند. چون كم سن و سال بودند، جلو رفتم و خواستم آنها را از هم جدا كنم كه گفتند به تو ربطي ندارد و با من هم درگير شدند. يكي از آنها با چوب به سر من زد و سرم زخمي شد. حدود 15 كارگر به كمك آنها آمدند و تنها يك نفر به كمك من آمد.

متهم در خصوص قتل گفت: در آن درگيري يك نفر چاقو كشيد. خواستم از خودم دفاع كنم،  چاقو را از او گرفتم. در حالي كه چاقو دستم بود نفر ديگري تلاش مي‌كرد آن را از دستم بگيرد كه عين‌الدين جلو آمد و چاقو به سينه او اصابت كرد. من هم خيلي ترسيده بودم به همين دليل موقعيت را مناسب ديدم و فرار كردم. ساعتي بعد كارگر افغاني كه در درگيري به كمك من آمده بود، پيشنهاد داد تا به شهرستان سيستان و بلوچستان فرار كنم. وقتي به زابل رسيدم در يك سوپرماركت به عنوان كارگر مشغول كار بودم كه سه‌ماه بعد در بهمن‌ماه توسط مأموران شناسايي و دستگير شدم.
بعد از شرح ماجرا و دفاع وكيل مدافع متهم در آخرين دفاعش گفت: به خاطر ميانجيگري وارد درگيري شدم و در آن درگيري براي دفاع از خودم مرتكب قتل شدم. فرزندم 40 روز است كه به دنيا آمده و از خانواده مقتول مي‌خواهم‌ گذشت كنند و اجازه دهند فرزندم سايه‌ پدر داشته باشد.
در آخر بعد از آخرين دفاع متهم، هيئت قضايي وارد شور شد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار