در يكي از كتابفروشيهاي بزرگ شهر مشغول نگاه كردن و ورق زدن كتابهاي داخل قفسهها بودم كه صداي چند پسربچه توجه مرا به خود جلب كرد. با هيجان خاصي كتابهاي مخصوص سنشان را ورق ميزدند و ميخواندند. در ابتدا از اين همهمه و سروصدا ناراحت شدم و غرولندي هم نثار والدين بيفكرشان كردم ولي وقتي شوق بچهها را براي كتاب خواندن ديدم و صبوري مادرانشان كه پسران خود را در انتخاب كتاب همراهي ميكردند از عصبانيت زودهنگام خودم پشيمان شدم. مهم آشنايي كودكان با كتاب و مأنوس شدن آنها با اين يار باوفا است، ديگر سروصدا و برهم خوردن نظم كتابفروشي مهم نيست. پايه و اساس كتابخواني هر فردي در خانواده است و والدين در تشويق فرزندان به كتابخواني نقش بسزايي دارند.
كتاب خواندن والدين باعث رشد و تكامل ذهني و رفتاري كودكان ميشود. يكي از مهمترين جنبههاي توسعه توانمنديهاي كودك، كتاب خواندن براي وي است. شايد پيش خود فكر كنيد كودكان با خواندن كتاب فقط مدتي را در كنار مادر يا پدر به آرامش سپري ميكنند و تنها فايده آن خوب به خواب رفتن كودك است. شايد هم از اينكه كودكتان از شما ميخواهد كه مدام برايش كتاب بخوانيد، خسته شدهايد اما اشتباه نكنيد. اين كار نه تنها براي امروز كودك مفيد است بلكه روي شخصيت آينده وي نيز تأثير مستقيم دارد. كارشناسان آموزشي معتقدند: «بچههايي كه در سالهاي قبل از مدرسه با كتاب پيوندي عميق دارند، در دوران تحصيلشان موفقتر ميشوند و در بزرگسالي هم كاغذ و كتاب را از خود جدا نميكنند. اما بار آوردن يك كودك كتابخوان، چندان هم ساده نيست.»
تربيت كودكاني كتابخوانكودكان امروزي از بدو تولد چنان با وسايل ديجيتالي عجين هستند كه تصور ميشود درشكم مادر نيز با وسايل ديجيتالي سروكار داشتهاند! شايد دليل اين عجين بودن كودكان با وسايل ديجيتالي، استفاده بيش از حد مادران از وسايل ديجيتالي مثل موبايل، تبلت و كامپيوتر در دوران بارداري باشد. در هرحال كتابخوان كردن كودكي كه با يك موبايل هوشمند ماهرانه بازي ميكند بسيار سخت است و اين تربيت نيازمند دقت و هوشمندي بسياري است. همانطور كه گفته شد خانواده مهمترين عامل مؤثر در ايجاد عادت به مطالعه و ترويج فرهنگ كتابخواني است. محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين، طرز تفكر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه و كتابخواني، وجود كتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده، نقش به سزايي در تقويت عادت مطالعه و كتابخواني دارد.
براي ترغیب كودكان به كتابخواني از سنين پايينتر بايد توجه داشته باشيد، هر كتابي كه براي كودك خود انتخاب ميكنيد با وجود تقسيمبنديهاي سني كه ناشران در پشت جلد كتاب انجام ميدهند شما بايد بهترين گزينه را انتخاب كنيد. اگر انتخاب صحيحي انجام ندهيد كودكتان علاقه بيشتري به بازيهاي رايانهاي از خود نشان ميدهد و هميشه از زير بار كتابخواندن يا گوش دادن شعر و قصه فرار ميكند. براي سنين زير دو سال بيشتر كتابهاي مصور انتخاب كنيد چون كودك دوست دارد با كتاب بازي كند و رنگ و نقاشي كتاب براي او جذاب است. در سنين بين دو تا چهار سال كودك با كتاب بهعنوان اسباببازي، بازي ميكند و هنوز نميداند در كتابهايش قصهها جا خوش كردهاند. او با كتاب و قصه عجين شده اما هنوز نميداند صفحههاي كتاب، كلمات و داستانها را در خود جا دادهاند. از ديدن تصاوير كتاب لذت ميبرد اما هنوز نميداند اين شكلها ماجراي كتاب را شرح ميدهند.
كتابخواني براي كودكان در سنين قبل از شروع مدرسه باعث ميشويد شخصيت كودك پرورش پيدا كند. خواندن داستان و قصه در سنين زير سه سال در زمينههاي زبانآموزي و آموختن كلمات تازه، نقش بسيار مهمي دارد. كودك به كمك قصه و شعرخواني، يا گوش دادن به آن يا بازگو كردن قصههايي كه شنيده است، چگونگي بيان احساسات، عواطف و افكار را آموخته و ياد ميگيرد كه چگونه در برخورد با مشكلات شخصي اعتماد بهنفس داشته باشد. قدرت تخيل و تفكر كودكان از طريق خواندن يا شنيدن قصه و شعر پرورش پيدا ميكند و كودكان از طريق اين قصهها به ارزشهاي اخلاقي مانند راستگويي، مقاومت در برابر زور، اميدواري، جوانمردي، طرفداري از حق و حقيقت و نتايج آن پي ميبرند و تلاش ميكنند خود را در دنياي واقعي مشابه شخصيتهاي موجه داستان جلوه بدهند.
خواندن كتاب، مجله و روزنامه را به عادتي براي دانشآموزي كه تازه وارد مدرسه شده است تبديل كنيد. كودكان ابتدايي را با خود به كتابخانه ببريد و بگذاريد خودشان كتاب مورد نظرشان را انتخاب كنند. آنها را در كتابخانه عضو كنيد. هرگز به آنها اجبار و اصرار براي خواندن نكنيد چون باعث بيرغبتي براي مطالعه ميشود. بايد تلاش كرد آنها به ميل خود مطالعه كنند و اين رغبت زماني پديدار ميشود كه آنها مطالعه را عاملي براي خشنودي خود بدانند.
نقش نظام آموزشي در فرهنگ كتابخواني
خانواده پايه و اساس فرهنگ مطالعه را در كودك خود بنا ميسازد اما نظام آموزشي در تداوم و نهادينه كردن آن نقش پررنگتري دارد. سيستم آموزشي مقاطع راهنمايي و دبيرستان در ترويج فرهنگ كتابخواني در بين نوجوانان و جوانان نقش بزرگي را بازي ميكند. چه بسا آنچه را خانواده تلاش كرده و به كودك خود آموزش داده است در اين مقاطع تغيير كند يا اصلاح شود.
در اكثر مدارس كشور هيچ تلاشي براي ايجاد اشتياق به كتابخواني انجام نميشود و معمولاً كتابخانهها در مدارس بيشتر نقش انباري را بازي ميكنند تا محلي براي تحقيق و مطالعه. مسئولان، كتابخانهها را از بين افرادي انتخاب ميكنند كه خيلي از آنها تخصصي در كتابداري ندارند و صرفاً چون به مطالعه علاقهمندند براي اين امر انتخاب ميشوند.
همين بيتوجهي باعث نزول سطح مطالعه در بين كودكان و نوجوانان ميشود، در حاليكه شالوده شوق به مطالعه و كتابخواني در مدرسه گذاشته ميشود. ولي نه تنها در مدارس به اين موضوع توجهي نميشود كه در سطح جامعه نيز كتابخانههاي زيادي وجود ندارد. حال شما خود قضاوت كنيد جواني را كه در خانواده جز تلويزيون چيزي نديده و كتابخانه و كتابخوان هم در خانه نداشته است و در مدرسه هم كتابخانه بيشتر شبيه به يك انباري خاك گرفته، بسته و غيرقابل استفاده بوده و در محله خود چيزي به عنوان كتابخانه نديده است،
چه توقعي ميتوان داشت كه آن موجي كه در جوامع ديگر در ارتباطبا مطالعه و بهروز شدن اطلاعات جوانان وجود دارد در اين جامعه وجود داشته باشد. جامعه جهاني هر روز در پرتو تحولات جديد، تكنولوژي مدرن و جديدي را به جامعه ارائه ميدهد و در اين ميان اگر كسي از دانش و فناوريهاي روز عقب بماند هيچ فرصت جبراني براي سالهاي از دست رفته ندارد. كودكان و جوانان خود را دريابيم و آنها را از دام بيسوادي نجات دهيم.