ما نمونه رفتارهاي نابهنجار و زننده در مكانهاي عمومي و حتي سطح شهر كه محل تردد همه مردم است را از سالها پيش شاهد هستيم. حقيقتاً اين رفتارها در گروه آسيبهاي اجتماعي قرار ميگيرند و هر آسيب اجتماعي در هر زماني كه رخ بدهد طبيعي است دلايل متفاوتي دارد. مثلاً ما اگر تا 20 سال پيش جمع پسراني را در محله و پاتوقگاه ميديديم كه سيگار ميكشند تعبيرمان اين بود چون در خانوادههايشان چنين اجازهاي ندارند پس اين سيگار كشيدن را به جمع خودماني و دوستانهشان ميآورند.
تا همين چند سال قبل هم من اگر يك گروه جوان قليان به دست را در پارك ميديدم برداشت و تعبيرم اين بود كه چون در خانوادهشان اجازه قليان كشيدن ندارند و در عين حال كنار هم راحت هستند پس به پارك ميآيند.
همه اينها را گفتم تا توضيح دهم اما تعبير من در مورد رفتارهاي زنندهاي مثل شوخيهاي مختلط، بيحجابيهايي علني، صحبتهاي زننده و حتي آرايشهاي آزاردهنده در فضاهاي عمومي ساده و در دسترس نيست. من ميدانم دختري كه در فضاي سفرهخانه سنتي راحت لم ميدهد و جلوي چند مرد نامحرم قليان ميكشد كسي است كه درجمع خانوادهاش هم چنين رفتاري دارد. دختر و پسر جواني كه با دوستانشان در محيط رستوران ملاحظه فضاي عمومي را نميكنند و اختلاط نامحرم دارند همان گروهي هستند كه در فضاي خانواده، فاميل و فضاي مجازي هم از اين اختلاطها دارند و پنهانكاري نميكنند. پس چرا همه اينها در سالهاي اخير رفتارهاي زنندهشان را به مكانهاي عمومي آوردهاند؟ هدفشان چيست؟
از نظر من اولين و مهمترين هدف قبح زدايي است. تصور كنيد من و شما اگر 10 سال پيش يك دختر قليان بهدست با آرايش غليظ در كنار يك مرد نامحرم ميديديم چه واكنشي داشتيم؟ قطعاً چشمانمان از تعجب گرد ميشد. اينگونه رفتارها و مشابه آن از سوي اين افراد آنقدر تكرار شد كه امروز ما نه تنها نميتوانيم اعتراضي كنيم بلكه مجبوريم خودمان را از مكانهاي عمومي حذف كنيم. ميگوييد چرا؟ چون قطعاً مالك رستوران يا صاحب هر مكان عمومي سود و منفعتش را به رضايت ما يا قوانين ترجيح ميدهد پس اگر هم ما اعتراض كنيم نتيجهاي ندارد. از طرفي هم ديدن اين رفتارها آزاردهنده است و ما توان ديدنش را نداريم پس خودمان را حذف ميكنيم.
وقتي به عنوان يك خانواده كاملاً عادي رستوران ميرويم و رفتار نامناسب ميبينيم، وقتي سفره خانه سنتي ميرويم و شاهد صحنههاي زننده هستيم تصميم ميگيريم ديگر به اين مكانها نرويم و رفته رفته دايره رفت و آمدهاي عموميمان را محدودتر ميكنيم.
پس هدف دوم حذف ماست. منظور من از «ما» صرفاً قشر مذهبي نيست چون من خودم به عينه ديدم حتي افرادي كه خيلي هم مذهبي نيستند از ديدن رفتارهاي اينچنيني ناراحت ميشوند پس منظور از حذف ما، حذف كردن همه كساني است كه نميتوانند اين رفتارها، پوششها و سخنان زننده را در مكانهاي عمومي شاهد باشند و تحمل كنند. حالا اگر از من بپرسند اين وسط راه حل حذف اين رفتارها و ناهنجاريها چيست ميگويم مقاومت و تذكر.
چرا ما ترس داريم از اينكه زنگ بزنيم به نيروي انتظامي و بگوييم فلان خانم و آقا با پوشش نامتعارف در فلان رستوران باعث آزار ماست؟ ما اگر فقط به اندازه يك فنجان كافه يا يك پرس غذا به رستوراني اطمينان كردهايم بايد مالك رستوران بداند كه يك: در مقابل اعتماد ما مسئول است و دو: او سود كاسبياش را مديون كسبي است كه در كشور جمهوري و اسلامي دارد پس بايد پاسخگو باشد.
ياد بگيريم كه ما نبايد در مقابل اين رفتارهاي زننده طوري رفتار كنيم كه ديگر انگار قبح ماجرا ريخته است و در عين حال خودمان را هم حذف نكنيم. تردد در مكانهاي عمومي هر شهري حق همه انسانهايي است كه به حقوق اجتماعي خود و سايرين واقف هستند پس اگر كسي پيدا ميشود كه اين حقوق را نميداند يا حق شما را ناديده ميگيرد اين شما هستيد كه بايد به او ياد بدهيد و حقتان را بگيريد.
آخرين موردي كه در مورد رفتارهاي زننده اين قشر خاص به ذهنم ميرسد اين است كه اين افراد با تصور اينكه جزو روشنفكران هستند تلاش ميكنند رفته رفته تصور قشري شناور از مردم جامعه را به اين سمت ببرند كه پوشش، آرايش، رفتار و حتي كلمات آنها اقتضاي جامعه پيشرفته امروز است و اگر كسي اينطور رفتار نميكند عقب مانده و قديمي است. ما نبايد اين اجازه را بدهيم كه افسارگسيختگي پوشش و زنندگي رفتار نوعي باكلاسي قلمداد و در مقابل حجاب، متانت و حياي رفتار اجتماعي بيكلاسي تعبير شود.
* كارشناس ارشد جامعهشناسي و تحليلگر رفتار