کد خبر: 817341
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۲
متهم در نوجواني و به خاطر يك دوست ناباب مرتكب قتل شده بود
دانش‌آموزي كه در نوجواني مرتكب قتل شده بود و با پرداخت ديه 500 ميليون توماني از قصاص فاصله گرفته است، روز گذشته در آخرين جلسه دادگاه گفت كه در مدت هفت سال حبس موفق به ادامه تحصيل و قبولي در رشته حقوق شده است.
به گزارش خبرنگار ما، دهم اسفندماه سال 88 مأموران پليس تهران از قتل مرد ميانسالي در خيابان رسالت باخبر و در محل حاضر شدند. بررسي‌ها نشان داد كه مقتول هدف چاقوي دو سارق موتورسوار قرار گرفته است. رهگذران كه سارقان را گرفتار كرده بودند، آنها را تسليم پليس كردند. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، دو متهم مورد تحقيق قرار گرفتند. آرمين 16 ساله گفت: همراه دوستم سعيد، سرقت مي‌كردم. هنگام حادثه قصد سرقت كيف مقتول را داشتيم كه مقاومت كرد به خاطر همين با چاقو به او ضربه زديم. او توضيح داد: يكبار از مدرسه به خانه برمي‌گشتم كه سعيد اصرار كرد به خانه‌شان بروم تا الكل مصرف كنيم.   قبول كردم و بعد از مصرف الكل قرار شد با موتور در خيابان گشت بزنيم. در حال پرسه‌زني، سعيد كيف رهگذري را سرقت كرد. بعد از آن بود كه شروع به سرقت كرديم. متهم در شرح حادثه هم گفت: آن روز بعد از مصرف مشروب با موتور راهي خيابان شديم. مرد ميانسالي را كه در حال صحبت با تلفن همراهش بود، ديدیم. فرصت را مناسب ديديم و مي‌خواستيم كيفش را قاپ بزنيم، اما او مقاومت كرد. من از ترس يك ضربه چاقو به او زدم كه با همان ضربه فوت شد. سعيد 18 ساله هم حرف‌هاي آرمين را تأييد كرد.

پرونده بعد از كامل شدن بررسي‌ها در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران بررسي شد. دو متهم در جريان محاكمه هم حرف‌هاي اوليه خود را براي دادگاه شرح دادند. هيئت قضايي بعد از شور آرمين را به اتهام مباشرت در قتل به قصاص و به خاطر سرقت به حبس محكوم كرد. سعيد هم به اتهام معاونت در قتل و شركت در سرقت به حبس محكوم شد. بعد از تأييد رأي در ديوان عالي كشور آرمين موفق شد با پرداخت ديه 500‌ميليون توماني از مجازات قصاص فاصله بگيرد، بنابراين ‌ پرونده براي رسيدگي از جنبه عمومي جرم به شعبه رسيدگي كننده فرستاده شد. او روز گذشته بعد از اينكه قاضي رسميت جلسه را اعلام كرد، در جايگاه قرار گرفت و گفت: آن زمان خيلي كم سن و سال بودم و متأسفانه فريب حرف‌هاي رفيقم را خوردم. خلاف‌هايم از زماني شروع شد كه شروع به مصرف الكل كردم. سرقت برايم تفريح شده بود اما الان برايم جرم سنگيني است. يك دوست ناباب سبب شد تا قاتل شوم.

قاضي: در اين چند سال چه چيزي خيلي آزارت مي‌داد؟
حضور در زندان خيلي آزار دهنده است اما عذاب وجدان بيشتر اذيتم مي‌كند. عذاب وجدان به‌خاطر اينكه كسي را كشته‌ام و مادرم كه به خاطر من در اين مدت سرطان گرفته است. پدر و مادرم براي پرداخت ديه مجبور شدند، خانه‌شان را بفروشند و الآن مستأجر هستند. متهم سرش را با گريه پايين انداخت و گفت نمي‌دانم چطور مي‌توانم جبران كنم.

قاضي: آيا در اين مدت اشتباهاتت را جبران كردي؟
فكر نمي‌كردم آزاد شوم، اما وقتي رضايت اولياي دم را شنيدم گويا زندگي دوباره گرفتم و تصميم گرفتم براي شادي روح مقتول و بخشش گناهانم پنج جزء قرآن را حفظ كنم و قرائت قرآن را خوب ياد بگيرم و مقام دوم را كسب كنم.  در زندان ادامه تحصيل دادم و هم اكنون دانشجوي رشته حقوق در مقطع كارشناسي هستم. همچنين در رشته‌هاي ورزشي نيز چندين مقام آوردم. به دستور رئيس زندان‌ها از زندان رجايي‌شهر به زندان فشافويه و بعد به زندان قزل‌حصار منتقل شدم و در هر زندان در مسابقات مختلف داراي مقام و رتبه شدم.
من قبل از زندان خيلي اهل نماز نبودم اما الآن نمازهاي واجبم ترك نمي‌شود، حتي نماز شب مي‌خوانم. خودم را عادت داده‌ام دائم‌الوضو باشم چون اعتقاد دارم آدمي كه دائم‌الوضو است، خطاهايش كمتر است.

قاضي: چه تضميني است وقتي آزاد شدي دوباره مرتكب جرم نشوي؟
قول مردانه مي‌دهم. من قبل از هركس به خدا و خودم قول داده‌ام و از خانواده و اجتماع مي‌خواهم مرا بپذيرند و قبولم داشته باشند تا فرصت جبران داشته باشم.

قاضي: بعد از آزادي مي‌خواهي چكار كني؟
با شرف زندگي كنم و براي جامعه با ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر فرد مؤثر و مفيدي باشم. براي پدر و مادرم نبودن‌ها و اذيت‌هايم را جبران كنم.
قاضي گفت: اينكه چند جزء قرآن را حفظ كرده‌اي خوب است، اما آن گونه كه در تاريخ آمده خيلي از افراد حافظ قرآن بوده‌اند و مرتكب جناياتي هم شدند كه در تاريخ به بدنامي ياد مي‌شوند.  اينكه بخواهي براي پدر و مادرت كاري انجام دهي انجام وظيفه مي‌كني اما آنها در اين مدت نشان دادند كه با هر سختي شده مي‌توانند زندگي‌شان را اداره كنند و نيازي به فرزندشان ندارند.

بهترين كمك در حق آنها اين است كه بدنامي اين چندساله را با فروبردن خشم، زندگي شرافتمندانه و مردانه به روزهاي خوشنامي رقم بزني و نمونه يك انسان كامل باشي و آنها را بعد از اين همه سرافكندگي سرافراز كني.  متهم در آخرين دفاعياتش گفت: مي‌خواهم به حرمت اين ايام هر چه زودتر آزاد شوم تا ديگر پدر و مادرم در مسير زندان اذيت و سرگردان نشوند.
هيئت قضايي بعد از شور رأي به آزادي متهم داد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار