کد خبر: 815983
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
اسلام تكليف ما را مشخص كرده است
اگرچه به هيچ وجه نمي‌توان خطرات ناشي از روابط ناسالم ميان دختر و پسر و زن و مرد را دست‌كم گرفت اما ما نبايد با اين ترس كلاً روابط اجتماعي و كاري افراد را قطع كنيم...
حجت‌الاسلام و‌المسلمين محمدعلي همايوني
اگرچه به هيچ وجه نمي‌توان خطرات ناشي از روابط ناسالم ميان دختر و پسر و زن و مرد را دست‌كم گرفت اما ما نبايد با اين ترس كلاً روابط اجتماعي و كاري افراد را قطع كنيم. وجه تمايز آدمي نسبت به ساير موجودات عقل و سطح شعور اوست كه مي‌تواند براساس آموزه‌هايش رفتارهايش را كنترل كند.


ما نبايد براساس بدبيني‌هاي دروني‌مان هرگونه ارتباط ميان دو جنس مخالف را غيرمجاز و ممنوع عنوان كنيم و چنان سختگيري كنيم كه در بعضي موارد حتي منافع و محاسني هم كه وجود دارد را به طور كل حذف كنيم. شكي نيست كه معاشرت و مصاحبت دو جنس مخالف مي‌تواند در پاره‌اي از موارد يكي از لغزشگاه‌هاي بزرگ به حساب آيد، اما آيا مي‌توان به اين دليل حتي با رعايت‌هاي لازم، هرگونه ارتباطي را محكوم كرد.



ديدگاه شهيد مطهري



شهيد مطهري در مورد رابطه ميان زن و مرد و نظر جامعه غرب و بعضي به اصطلاح روشنفكران داخلي نوشته است:«اشتباه فرويد و امثال او در اين است كه پنداشته‌اند، تنها راه آرام كردن غرايز، ارضا و اشباع آنهاست... اينها چون يك طرف قضيه را خوانده‌اند، توجه نكرده‌اند ‌ همان طور كه محدوديت و ممنوعيت، غريزه را سركوب و توليد عقده مي‌كند، رها كردن و تسليم شدن و در معرض تحريكات و تهييجات درآوردن آن، موجب از قاعده خارج شدن آن مي‌شود... . به عقيده ما براي آرامش غريزه دو چيز لازم است: يكي ارضاي غريزه در حد حاجت طبيعي و ديگري جلوگيري از تهييج و تحريك آن. انسان از لحاظ حوايج طبيعي مانند چاه نفت است كه تراكم و تجمع گازهاي داخلي آن، خطر انفجار را به وجود مي‌آورد. در اين صورت، بايد گاز آن را خارج كرد و به آتش داد. ولي اين آتش را هرگز با طعمه زياد نمي‌توان سير كرد... در مورد «الانسان حريص علي مامنع» بايد گفت كه انسان به چيزي حرص مي‌ورزد كه هم از آن ممنوع شود و هم به سوي آن تحريك شود؛ به اصطلاح، تمناي چيزي را در وجود شخص بيدار كنند و آن گاه او را از آن ممنوع سازند.»


تكليف را دين تعادل مشخص كرده است


حالا تكليف ما چيست؟ تكليف ما را اسلام روشن كرده است. اسلام دين اعتدال است و در روابط زن و مرد هم تأكيد شده كه از هرگونه افراط و تفريط بپرهيزيم. يعني نه چنان سختگيرانه و تنگ‌نظرانه برخورد شود كه در نگاه عرف و عقلاً به هيچ وجه قابل عمل نباشد و نه چنان سهل‌گيرانه نظر داده شود كه باعث پيامدهاي ناگوار و منفي گردد. معيار و ميزان، ارتباط درست و سالم با حفظ همه حريم‌هاست.



فراموش نكنيم اگر ما مسلمان هستيم بايد همقدم با اسلام پيش برويم نه يك قدم كم و نه يك قدم زياد. در مورد محدوده رابطه ميان زن و مرد از ديدگاه اسلام اين ارتباط في نفسه ممنوعيتي ندارد و از نظر عقلي هم چنين نظري كاملاً صحيح است چون مثلاً در جامعه‌اي كه به نسبت برابر نيم جمعيت را زن و مرد تشكيل مي‌دهند چاره‌اي جز ارتباط دو جنس مخالف با همديگر نيست. به تعبير ديگر، اجتماع مجموعه‌اي از زنان و مردان است و قابل تقسيم به جامعه مردان و جامعه زنان نيست.
از اين ديدگاه زن و مرد بايد با نگاه به شخصيت انساني هم كه به طور قطع در روابطي سالم خود را نشان مي‌دهد، در تعاملات اجتماعي حضور يابند. عايقي مفيد و مؤثر به نام هويت انساني وجود دارد كه سبب ايجاد جرياني سالم و آسيب‌ناپذير در روابط ميان زن و مرد مي‌شود. بر اين مبنا، مرد بايد در زيرساخت‌هاي فكري خويش، تصوير درستي از زن به عنوان يك شخصيت ارجمند، پاك، باكرامت و با حرمت داشته باشد و زن نيز بايد در روساخت‌هاي رفتاري‌اش كه وجوه ارتباطي او را در پوشش، گفتار و حركات نمايان مي‌سازد، حرمت و كرامت زن بودن خود را نشان دهد. اين تنها طريقي است كه زن مي‌تواند مقام و موقعيت خويش را در برابر مرد حفظ نمايد. زن هر اندازه متين تر، باوقارتر و عفيف‌تر رفتار كند و خود را در معرض نمايش مرد قرار ندهد، بر حرمت و كرامتش افزوده مي‌شود.


حدود رابطه را رعايت كنيم


در اسلام عنوان شده است كه روابط اجتماعي زن و مرد نبايد به گونه‌اي باشد كه بحث روابط عاطفي و احساسي در آن متبادر شود چون اين نوع رفتارها تنها در زندگي مشترك دو زن و مرد محرم وجود دارد. اين روابط يك رابطه محدود به چارچوب خانواده است پس هر لذتي كه مربوط به اين رابطه باشد ميان دو نامحرم رد شده است و موجب تضعيف فعاليت‌هاي اجتماعي مي‌شود. تجربه هم نشان داده در جوامعي كه روابط كاري و اجتماعي به روابط عاطفي و احساسي ختم مي‌شود آمار ازدواج به شدت كاهش پيدا كرده است. تفاوت جامعه‌اي كه روابط جنسي ميان زن و مرد را به محيط خانوادگي و در قالب ازدواج سوق مي‌دهد با اجتماعي كه اين روابط را آزاد مي‌داند، پايان انتظار و محروميت در اجتماع اول و آغاز محروميت و محدوديت در اجتماع دوم است. در سيستم روابط آزاد جنسي، پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي‌دهد و آنها را ملزم مي‌سازد كه به يكديگر وفادار باشند، اما در نظام اسلامي، ازدواج به محروميت و انتظار آنان پايان مي‌دهد و هركس كه نامحرم است بايد در چارچوب روابط و نيازهاي دو نامحرم ارتباط برقرار كند ولاغير.


نوع پوشش مهم است


از نظر علما صرف مكالمه و گفت‌وگو ميان زن و مرد نامحرم منعي وجود ندارد حالا در اين زمينه فرقي ندارد كه موضوع بحث چه باشد تنها اينكه با هدف جلب توجه نباشد. ملاك دوم نوع پوشش است. در نظر علماي ديني اسلام آمده است كه بر زن واجب است هنگام حضور در جامعه و ارتباط با جنس مخالف، خود را بپوشاند. البته پوشش زن در برابر مردان بيگانه، اختصاص به شريعت اسلام ندارد و در ميان برخي از اديان ديگر، چه در گذشته و چه در حال، اين امر مطرح بوده و است. آنچه به عنوان پوشش براي زنان در اسلام مقرر شده است، بدين معنا نيست كه آنان را از حضور در اجتماع منع كند بلكه زن بايد در معاشرت و ارتباط با مردان خود را بپوشاند و به جلوه‌گري و خودنمايي نپردازد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها