اين عدم تغيير سرفصلهاي علوم انساني كه گفتند و زمانهايش را هم مطرح كردند، من اطلاع دارم؛ كاملاً درست است. واقعاً اين عيب است كه ما 20 سال، 25 سال سرفصل فلان دانش را اصلاً تغيير نداده باشيم؛ اين نشاندهنده عدم جرئت ورود در مناقشه است؛ اين همين چيزي است كه ما از آن بيمناكيم. جرئت ندارند كه مناقشه كنند؛ همان را كه هست، درس دادند، باز هم درس ميدهند؛ 10 سال ديگر هم ممكن است همان را درس بدهند؛ در حالي كه به تعبير اين برادر محترم، هر پنج سال در علوم انساني گاهي تغييرات عمدهاي به وجود ميآيد؛ لااقل در بعضي از علوم انساني حتماً اينجور است... يكي از آقايان اشاره كردند كه ما در برخورد با علوم انسانىِ كنوني، به جاي برخورد سلبي با رويكردهاي غربي، برخورد ايجابي كنيم؛ به معناي اينكه رويكردهاي اسلامي را مطرح كنيم. بله، اساس قضيه همين است؛ شكي نيست.
در خلأ كه نميشود زندگي كرد. وقتي مسئله مطرح شد، پاسخ ميخواهد؛ يا پاسخ اوست يا پاسخ ماست؛ منتها مهم دو چيز است: يكي اينكه همين پاسخي كه ما داريم، بايد تدوين شود - اين كار را شما بايد كنيد، اين را اساتيد حوزه و دانشگاه بايد كنند؛ كي اين كار را بكند؟ اينكه ديگر كار دولتي نيست- دوم اينكه جرئت مناقشه در رويكرد كنونىِ غربىِ ناشي از ليبرال دموكراسي به وجود بيايد؛ اين دو چيز لازم است. اين هر دو چيز دست شماست؛ دست اساتيد متخصص در علوم انساني است. البته اينكه گفته شود يك مديريتي لازم است، يك ساختار ويژهاي لازم است، اينها قابل تأمل است، قابل توجه است؛ بايد رويش مطالعه كرد، حرف درستي هم هست - لااقل كلياتش درست است- ليكن به هر حال كار، كار اساتيد علوم انساني است.
14 شهريور 1389