کد خبر: 813991
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۵
نگاهي به ورزش در جبهه‌ها در سال‌هاي دفاع مقدس
هشت سال دفاع مقدس روزهاي به يادماندني و خاطره‌انگيزي در تاريخ كشورمان است، روزهايي سراسر حماسه و ايثار، روزهايي كه ورزش هم به عنوان ابزاري براي شور و نشاط بين رزمندگان نقش زياد و طرفداران بي‌شماري داشت
سعيد احمديان
هشت سال دفاع مقدس روزهاي به يادماندني و خاطره‌انگيزي در تاريخ كشورمان است، روزهايي سراسر حماسه و ايثار، روزهايي كه ورزش هم به عنوان ابزاري براي شور و نشاط بين رزمندگان نقش زياد و طرفداران بي‌شماري داشت كه علاوه بر بالا بردن آمادگي جسماني نيروها، روحيه آنها را نيز بالا مي‌برد. برخي رشته‌ها هم طرفداران بيشتر و محبوبيت ويژه‌اي بين رزمندگان داشتند و مورد توجه بودند، ورزش‌هاي زورخانه‌اي، فوتبال و... ازجمله اين ورزش‌ها بودند. در گزارش زير به ورزش‌هايي كه در جبهه رايج بود پرداخته‌ايم تا ياد و خاطره آن روزها زنده شود.
  باستاني ورزشي پرطرفدار
يكي از ورزش‌هايي كه طرفداران زيادي در جبهه‌ها داشت، ورزش‌هاي باستاني بود و با توجه به ريشه پهلواني آن، رزمندگان استقبال ويژه‌اي از اين ورزش داشتند. نقل شده در تيپ زرهي20 رمضان قبل از عمليات والفجر در جفير رزمنده‌هاي ايراني براي اولين‌بار با پوكه توپ به شماره‌ها و اندازه‌هاي مختلف، ميل ورزش باستاني درست كردند و نكته جالب اينكه اين ورزش تا حد لشكر و قرارگاه توسعه يافت. در روايت‌هايي كه از ورزش‌هاي باستاني در جبهه‌ها منتشر شده، نكات جالبي درباره نحوه آماده كردن تجهيزات اين ورزش بيان شده است. بعضي باستاني كار مي‌كردند در حالي كه قابلمه غذا ضربشان بود و تفنگ، ميل و تخته شنايشان و قبضه آر. پي. جي، كباده‌شان. از پوكه توپ 106ميل درست مي‌كردند، دسته‌اي به آن جوش مي‌دادند و اگر قابلمه غذا نبود، منبع آبي را كه با تركش ضدهوايي آبكش شده و بلااستفاده بود طبل مي‌كردند و به هر ترتيب، خودشان را حركت مي‌دادند. يا نقل شده كه اصغر وصالي يكي از ساختمان‌هاي پادگان ابوذر را براي نيروهاي داوطلب و رزمنده آماده كرده بود و با ثبت‌نام و مشخصات افراد و تقسيم آنها نظم خاصي در شهر ايجاد كرد. وقتي شهر كمي آرامش پيدا كرد، ابراهيم به همراه ديگر رزمنده‌ها ورزش باستاني را بر‌پا كرد. هر روز صبح با يك قابلمه ضرب مي‌گرفت و با صداي گرم خودش مي‌خواند. اصغر هم مياندار ورزش شده بود. اسلحه ژ3 هم شده بود ميل! با پوكه توپ و تعدادي ديگر از سلاح‌ها، وسايل ورزشي را درست كرده بودند.
   فوتبال با توپ‌هاي پارچه‌اي
مگر مي‌شود پاي ورزش به ميان بيايد و نامي از فوتبال برده نشود، پرطرفدارترين ورزش دنيا كه در جبهه‌ها با كمترين امكانات قابل بازي بود. يكي از رزمندگان روايت جالبي از فوتبال در جبهه‌ها دارد: «براي بازي فوتبال يك تيم ايراني مي‌شديم، يك تيم عراقي. به محض اينكه دروازه‌ دشمن گلباران مي‌شد، ‌همه با الله‌اكبر تشويق مي‌كردند و به هيجان مي‌آمدند. در ضمن بازي نيروهاي عراق (فرضي) را مسخره مي‌كرديم و به عربي شكسته بسته به آنها متلك مي‌گفتيم، اما وقتي عراقي‌ها به ما گل مي‌زدند همه عصباني مي‌شدند. يكي مي‌گفت: «آن دروازه را از جلوي چشم من بردار تا با توپ زير و رويش نكردم» و از اين حرف‌ها. گاهي آنقدر قضيه را جدي مي‌گرفتيم كه امر به خودمان هم مشتبه مي‌شد كه نكند ما واقعاً جزو نيروهاي بعثي هستيم! وقتي بنا به هر دليل زمين‌بازي يا توپ و كفش در اختيار نداشتيم يا در فاصله‌اي از خط بوديم كه امكان هيچ‌گونه تحرك و فعل و انفعالي نبود و كمترين سر و صدايي باعث لو‌رفتن موقعيت مي‌شد، با بچه‌ها‌يي كه آلوده فوتبال بودند، بي‌صدا بازي مي‌كرديم؛ فوتبال بدون توپ و دروازه (مثل پانتوميم)؛ هركدام در جاي خود بازي را با حالات و حركات به خصوص نمايش مي‌داديم كه واقعاً ديدني بود. توپ بازي ما، بعضي اوقات چيزي جز پارچه‌هاي مندرس و لباس‌هاي كهنه‌اي كه با طناب به هم پيچيده بود، نبود. حتي وقتي توپ پلاستيكي داشتيم، درون آن پر بود از همين قماش‌ها. مواقعي حتي همين هم نبود و مجبور بوديم كفش‌هاي كهنه و لت و پاره را ببنديم و آن را بيندازيم زير پا. بماند كه چند دفعه حين بازي اجزاي اين توپ‌ها از هم جدا مي‌شدند و همه چيز در گرماگرم بازي به هم مي‌ريخت! پشت خاكريز فوتبال بازي مي‌كرديم. بيشتر نوعي تفريح و سر‌گرمي بود تا مسابقه. موقع بازي به كساني كه خوب مي‌درخشيدند و درست و حسابي بازي مي‌كردند، نسبت شهيد مي‌داديم، مثل شهيد اول، شهيد دوم، شهيد سوم. جالب اينكه اغلب هم درست از آب درمي‌آمد و اگر عملياتي در پيش بود بدون شك سهميه‌اي هم از شهدا به آنها اختصاص داشت.»
 پوكه‌ها مهره‌هاي شطرنج بود
شطرنج هم از ديگر ورزش‌هايي بود كه در جبهه‌ها رايج بود. بعد از اينكه حضرت امام شطرنج بدون برد و باخت را جايز شمردند، در جبهه هر وقت فرصت پيدا مي‌شد، رزمندگان با كاغذ و مقوا صفحه‌ شطرنج را به همان ترتيب سياه و سفيد مي‌كشيدند. به جاي مهره‌ سرباز از پوكه‌ كلاش، به جاي اسب از پوكه دوشكا، به جاي وزير از پوكه ضد‌هوايي 57 ميلي‌متري و به جاي شاه از پوكه ضد‌هوايي تك‌لول استفاده مي‌كردند. حالا صفحه‌ اين شطرنج را با اقلام ذكر شده در نظر بگيريد! شطرنج در جبهه دو نفره نبود، اغلب سه، چهارنفره يا بيشتر بود. بعضي چفيه يا دستمال مربع شكل نخي را صفحه شطرنج مي‌كردند. به اين ترتيب كه تعدادي از مربع‌هاي آن را برابر صفحه‌ شطرنج واقعي سياه مي‌كردند. همچنين در جبهه با چاشني مين ام- 14 و يونوليت بچه‌ها براي خودشان شطرنج مي‌ساختند و هر وقت امكان داشت بازي مي‌كردند، تير رسام ژ- سه شاه بود و تير مشقي ژ- سه حكم وزير را داشت و بقيه مهره‌ها از تيرهاي عادي يا دوشكا تهيه مي‌شدند.
  ملحفه سوراخ تور واليبال مي‌شد
واليبال هم از ديگر ورزش‌هايي كه بود كه رزمندگان در جبهه‌ها انجام مي‌دادند. يكي از رزمندگان نقل مي‌كند براي رفع خستگي از گشت روزانه‌ عمليات خيبر، يك بازي ترتيب داديم. در محوطه‌اي خاكي و پر از چاله‌چوله دو قطعه چوب و چند تكه طناب را به هم گره زديم و تور واليبال درست كرديم. بيشتر اوقات سرگرمي ما واليبال بود، آن ‌هم با امكانات اندك. بعضي وقت‌ها وضع از اين هم بدتر بود و از پوكه‌ به جاي ميله و چوب و از ملحفه سوراخ سوراخ به جاي تور استفاده مي‌كرديم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار