
خاطرهنويسي از سوي دستاندركاراني كه چندي در سياست و حكومت نقش و مسئوليت داشتهاند، ميتواند گوشهها و زواياي تاريك جريانها و تحولات سياسي ـ تاريخي را روشن سازد و راهگشاي درك بهتر و حل و فصل مسائل سياسي و تاريخي جاري و آينده باشد. در تاريخنگاري غرب «خاطرات» جايگاه ارزنده و شايستهاي دارد و رجال سياسي، رهبران و سران كشورها، نخستوزيران، وزراي امور خارجه، سفرا، وزراي مختار، نمايندگان پارلمان، فرماندهان نظامي و حتي مأمورين سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي به اين كار مبادرت ميورزند و به سهم خود كمك شاياني به مورخان، محققان و پژوهندگان و باز كردن گرههاي كور تاريخي و سياسي ميكنند. محققان و پژوهندگان مسائل تاريخي ـ سياسي نيز براي اينگونه خاطرات ارج فراواني قائلند، بهطوري كه به جرأت ميتوان گفت تاريخنويسي معاصر غرب مديون خاطرات سياسي افرادي چون سر جورج بوكانان، كلارمونت اسكراين، سر دنيس رايت، آرتور هاردينگ، ادوارد گري، وينستون چرچيل، آنتوني ايدن، كردل هول، ژنرال شارل دوگل، ژنرال ادموند آيرونسايد و ديگران است.
از ايران دوره قاجاريه نيز خاطرات امثال ميرزا عليخان امينالدوله، خاطرات تاجالسلطنه و معدودي ديگر مورد توجه محققان قرار گرفته و در روشن ساختن گوشههاي تاريك تاريخ عصر قاجار كمكرسان بوده است، اما متأسفانه در دوره پهلوي خاطرهنويسي متروك شد و تنها در سالهاي بعد از انقلاب اين امر رونقي يافت و حتي عدهاي را بر آن داشت تا خاطرات ديگران را نيز جمعآوري و منتشر كنند.
خاطرات در خاطرات، عنوان بخشي از خاطرات سياسي آقاي رحيم زهتابفرد است كه چندي به فعاليتهاي سياسي اشتغال داشت و يكي از افراد پاك و صالح و از فعالان سياسي وطنپرستي بوده كه آذربايجانيان او را خوب ميشناسند و با كارنامه مبارزات و فعاليتهاي سياسي وي آشنا هستند.
خاطرات آقاي زهتابفرد از آن جهت اهميت دارد كه ايشان از اوان جواني در كوران يكي از حوادث بزرگ كشور ما قرار گرفت و آنطور كه ميخوانيد در متن و بطن جريانات مربوط به غائله آذربايجان بود. اين خاطرات گوشههايي از تاريخ اين دوره را روشن ميكند كه در هيچ كتاب تاريخي به آن اشاره نشده و از فداكاري، همت، پايمردي و وطنپرستي آذربايجانيان غيور و گمنامي سخن رفته كه نامشان در هيچ تاريخي ثبت نشده است. در عين حال آقاي زهتابفرد خواننده خاطرات خود را با چهرهاي ديگر از سيدضياءالدين طباطبايي يكي از مهرههاي سياسي عمده انگلستان در ايران آشنا ميسازد و خلق و خوي، افكار، انديشهها و ديدگاههاي سياسي او را مينماياند، اما متأسفانه ايشان كه از نزديك با سيد ضياء آشنا بود و با او حشر و نشر داشت، درباره ارتباط سيد با انگليسيها سخني نميگويد. آقاي زهتابفرد كه از جواني با سيد آشنا و از محبتها، الطاف و راهنماييهاي او برخوردار شد، سخت تحت تأثير سيد و شخصيت او قرار گرفت و به همين دليل تنها محاسن سيد را شناخته و بازگفته و معايب وي را ناگفته گذاشته است. مثلاً ايشان در اين خاطرات به اين مطلب اشاره ندارد كه چرا سيدضياء در روزنامه «رعد» از قرارداد 1919 ايران و انگلستان، معروف به قرارداد وثوق ـ كرزن دفاع و حمايت كرد يا اينكه چرا در كودتاي سوم اسفند 1299 سيدضياء كانديداي نهايي نرمان، وزير مختار بريتانيا در تهران بود؟ مقامات انگليسي از طريق كلنل تيگ (Teague) ترتيبي داده بودند تا سيدضياء را به منظور سازمان دادن دستههاي چريكي در ايران براي مبارزه با نازيها روانه ايران سازند و اگر ايران به اشغال آلمان درميآمد از وجود سيدضياءالدين به عنوان رهبر «جنبش ايران آزاد» استفاده كنند. بالاخره انگليسيها پس از آنكه خيالشان از بابت نازيها و آلمان آسوده شد از وجود وي براي مقابله و مبارزه با نفوذ شوروي و حزب توده بهره جستند و بهوسيله چارلز آلن ترات ترتيب بازگشت او به ايران را دادند و نتيجه آن هم تشكيل حزب اراده ملي توسط سيد بود كه نتيجه مطلوب و دلخواه انگليسيها را هم به بار نياورد. با اين حال اين كاستيها چيزي از اهميت و ارزش اين خاطرات نميكاهد. متقابلاً در اين خاطرات به نكات، مسائل و تحولاتي اشاره شده كه نهتنها بيانگر اوضاع سياسي ايران آن دوره، بلكه نمايانگر اوضاع اجتماعي و اقتصادي آن نيز هست. مبارزه بيامان آذربايجانيان و حميت و غيرت آنها در مقابله با اجنبي و اجنبيپرستان بهخوبي تصوير شده است و قهرمانان ميهندوست و گمنام آذربايجاني باز شناسانده شدهاند.