کد خبر: 798000
تاریخ انتشار: ۲۷ تير ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۷
بي‌اعتمادي ميوه درخت ترديد
شك هيچ وقت شكل نمي‌گيرد مگر اينكه ريشه بي‌اعتمادي و به قول خودمان دل چركين بودن در فرد وجود داشته باشد.
فهيمه قبيطي*
شك هيچ وقت شكل نمي‌گيرد مگر اينكه ريشه بي‌اعتمادي و به قول خودمان دل چركين بودن در فرد وجود داشته باشد. ابتداي بحث يك چيز را مشخص كنم ما اينجا صحبت از شك‌هاي بي‌مورد داريم و در خصوص زوجي كه به هر دليلي خيانت يكي از دوطرف به ديگري ثابت شده طرف صحبت ما نيستند. منظور من از بيان مسئله شك در زندگي زناشويي، رفتار و افكاري است كه پايه، سند و اساس ندارد و تنها براساس يك حس دروني منفي به رفتار و افكار ما جهت مي‌دهند. حقيقت اين است كه بخش زيادي از حريم‌شكني‌ها در خانواده‌ها ريشه در بي‌اعتمادي‌هايي دارد كه به هيچ وجه توجيه كننده نيست.

 يكي از نكاتي كه من هميشه در جلسات مشاوره پيش از ازدواج به زوجين عنوان مي‌كنم اين است كه لازم نيست همه چيز از گذشته‌تان را به طرف مقابل بگوييد، اما لازم است دروغ هم نگوييد. معناي جامع و كامل تمام گفتني‌هايي كه يك زوج بايد با يكديگر درميان بگذارند در لفظ «زندگي مشترك» واضح عنوان شده است و هيچ شكي وجود ندارد كه مسائل مربوط به برنامه‌ريزي زندگي مشترك، احساسات، اتفاق‌هاي دو طرفه و مسائلي كه ريشه در ارتباط‌هاي زوج و آينده آنها دارد، حتماً بايد گفته شود، اما هيچ ضرورتي وجود ندارد كه يك خانم يا آقا اتفاقات يا برنامه‌هاي خود را لحظه به لحظه با همسرش در ميان بگذارد. اتفاقاً بسياري از مسائل بايد ناگفته بماند تا حريم‌ها و اعتمادهاي ميان دو طرف سالم باقي بماند.
گاهي اين حريم‌شكني‌ها از روي بي‌اعتمادي است كه خود فرد ايجادش كرده است. «من پسر عمويي داشتم كه خواستگار من بود، خاطر‌خواه من بود و پدرم هم دوست داشت كه من با او ازدواج كنم»، «من در دوران مجردي دوستان و روابط دوستي بسياري داشتم» و «دختر‌خاله من سال‌ها به من علاقه داشت، مادرم هم دوست داشت كه او عروسش باشد اما نشد» اينها بخشي از سخناني است كه امروزه بيشتر از گذشته و به دلايل مختلف مثل برانگيختن حسادت يا ارزش‌گذاري بر خود، بين زوج‌هاي جوان گفته مي‌شود، زوج‌هايي كه به غلط تصور مي‌كنند زندگي مشترك مثل رابطه دوستي است كه موقتي است و نبايد براي آن آينده‌نگري داشته باشند.
دختر يا پسر جوان به تصور اينكه هيچ چيز پنهاني نبايد داشته باشند و به اسم اينكه با صداقت كامل براي زندگي قدم برداشته، تمام روابط، دوستي‌ها و خواستگاري‌هايش را براي همسرش عنوان مي‌كند غافل از اينكه همين گفته‌ها مي‌تواند اولين آجرهاي بي‌اعتمادي را در زندگي مشترك با دست خودش رقم بزند.
اينكه يكي از زوجين هر روز با طرف ديگر در تماس باشد، گزارش لحظه به لحظه از اموراتش بدهد، بگويد كه مثلاً الان ناهار خوردم، از خانه خارج شدم، سوار تاكسي شدم، پياده شدم، دوستم را ديدم و اتفاق‌هايي از اين دست، نه تنها گرهي از زندگي خصوصي يك زوج باز نمي‌كند بلكه گره خوردن و پيچيده‌تر شدن مسائل را هم تشديد مي‌كند. تصور غلط ما اين است كه اگر هر لحظه در جريان رفتارهاي طرف مقابلمان باشيم ديگر دليلي براي شك وجود ندارد اما اين تصور صد در صد غلط است.
ما بايد بدانيم كه احساس آزادي احساسي كوچك يا سطحي نيست، بالعكس گاهي آنقدر قدرتمند است كه به اندازه احساس قدرت مهم مي‌شود و تا جايي ممكن است پيش برود كه حتي خط باطلي روي احساس تعلق و وابستگي يك زوج بكشد. حقيقت غيرقابل انكار اين است كه كمتر زن و مردي را مي‌توانيد پيدا كنيد كه احساس آزادي خود را سركوب و قبول كنند تحت نظر و كنترل باشند.  بياييد باور كنيم كه حريم‌شكني‌ها براساس بي‌اعتمادي‌ها اتفاق مي‌افتد، هيچ زوجي به طرف مقابلش شك نمي‌كند مگر اينكه حس اعتمادش را از دست بدهد و در نهايت حس عدم امنيت بگيرد.
من معتقدم اگر هر يك از طرفين زندگي مشترك بيايد و تلفن همراه، كيف پول، پست الكترونيكي يا كارت‌هاي عابر بانك همسرش را كنترل يا به اصطلاح اداره كند حريم خصوصي او را نقض كرده و تنها دليل اين رفتار اين است كه از امنيت و حفظ همسرش اطمينان ندارد.
حد تعادل را در روابط و كنترلتان روي زندگي همسرتان نگه داريد. من نمي‌دانم چه دليلي دارد كه ما در جامعه شاهد دو نوع رفتار غالب ميان زوجين هستيم؛ دسته‌اي از نوع ذره‌بين به‌دست و شكاك و دسته ديگر زوجي كه بعد از 30 سال زندگي مشترك از فيش حقوقي يكديگر بي‌اطلاع هستند و آن را به همديگر نشان نمي‌دهند، يا آقا به هيچ وجه از پس‌انداز خانم يا خانه خريدنش مطلع نيست كه از نظر من اين دو مورد آخر به هيچ وجه يك زن و شوهر نيستند. تعريف زندگي مشترك اين نيست كه ما اطلاعات اساسي و مهم را از همسرمان مخفي كنيم و درمقابل دلخوش باشيم كه مي‌دانيم همسرمان ساعت 2 با چه كسي ناهار مي‌خورد يا ساعت 7 از اداره خارج مي‌شود.
بزرگ‌ترين ضعف زندگي مشترك از آنجايي شكل مي‌گيرد كه هريك از زن و شوهرها به تصور شفاف‌سازي براي همسرشان از جزئيات روابط و احساساتشان در گذشته سخن بگويند و نتيجه اين مي‌شود كه فضاي زندگي‌شان را با ترس و اضطراب عجين كنند. تصور كنيد وقتي در كنار كسي زندگي مي‌كنيد كه با خارج شدن او از خانه دنيايي از افكار بد و مشكوك به سراغ شما مي‌آيد آيا بازهم مي‌توانيد زندگي آرام و بدون استرسي داشته باشيد؟ قطعاً نه.
هر فردي در جامعه خود را در آينه ديگران پيدا مي‌كند و براساس اين تصوير رفتار مي‌كند. آينه زندگي مشترك زن و شوهر تصوير ذهني هر كدام از ديگري در ذهنشان است.
يك نكته را هميشه به ياد داشته باشيد؛ ما با ذهنيتمان نقش بي‌اعتمادي را براي همسرمان تعريف مي‌كنيم. متأسفانه بسياري از مراجعان به دفاتر روانشناسي كه از اين مشكلات رنج مي‌برند از پديده «نقش‌گيري» و «نقش‌پذيري» نه تنها غافل هستند بلكه كوچك‌ترين اطلاعي هم ندارند. بسياري از زوجين خبر ندارند كه در اثناي رفتار و گفتار توأم با شك آنها طرف مقابلشان نقش مي‌گيرد و تا آخر عمر اين نقش را حفظ مي‌كند.
بگذاريد واضح‌تر بگويم ما در زندگي فردي‌مان بسياري از رفتار و گفتارمان را مطابق نوع تفكر و تصور ديگران از خودمان لحاظ مي‌كنيم. در حقيقت براساس تفكر ديگران از خودمان رفتار مي‌كنيم و اين يعني نقش بازي كردن. اين اصلي است كه بسياري از زوج‌ها آن را ناديده مي‌گيرند و اين همان پديده بازي نقش است كه جزو اساسي‌ترين بنيان‌هاي شكل‌گيري نقش‌ها به شمار مي‌رود.
سؤال من اين است كه چرا تا زماني كه رفتارها و سؤالات واضح و مشخص براي رفع شك وجود دارد، چرا زماني كه مي‌توانيم راحت از طرف مقابلمان سؤال بپرسيم و به نتيجه برسيم مسير جاسوس بازي، شك و تجسس را انتخاب مي‌كنيم؟ چرا به‌جاي صداقت داشتن در زندگي‌مان رفتارهاي پليسي را انتخاب مي‌كنيم؟
از همه بدتر اينكه معمولاً زوجين زماني به طرف مقابلشان شك مي‌كنند كه دچار مشكلات، بي‌تفاوتي‌ و سردشدن‌هاي همسرشان شده‌اند. در اين حال چرا به‌جاي رفع مشكل و حل مسئله و گفت‌و‌گو ترجيح مي‌دهند او را زيرنظر بگيرند و كنترل كنند؟ تمام اتفاقاتي كه در زندگي زناشويي رخ مي‌دهد كاملاً دو سويه است. براي مثال اگر سردي و دور شدن از سوي يك مرد اتفاق مي‌افتد به طور قطع اين رفتار آينه‌اي از رفتارهاي متقابل همسر بوده است و بالعكس. به طور كلي اثرگذار بودن افكار، رفتار و اعمال ما روي رفتارهاي همسرمان جوهره زندگي مشترك به شمار مي‌رود.
بي اعتمادي، كنترل‌هاي پي‌در‌پي و پليس بازي‌هاي درون خانوادگي بيشتر در رفتار خانم‌ها و آقاياني ديده مي‌شود كه اعتماد به نفس كافي ندارند. اين افراد احساس قدرت و موفقيت نسبت به خودشان ندارند و براي رفع اين نياز به جاي آنكه سراغ كسب مهارت بروند به سراغ كنترل كردن همسرشان مي‌روند.

* دكتراي روانشناسي اجتماعي پژوهشگر و روانشناس خانواده


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار