کد خبر: 794945
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۵
بسياري از جرائم جنايي از طرف اتباع بيگانه رقم مي‌خورد...
مرد افغان كه بعد از قتل زني تنها در جنوب تهران به تركيه گريخته بود، جزئيات بيشتري از حادثه را شرح داد. گزارش بازداشت متهم شش تيرماه در اين صفحه چاپ شده بود.

به گزارش خبرنگار ما، عصر روز بيستم شهريور سال گذشته بود كه قاضي ايلخاني‌، بازپرس ويژه قتل بعد از اطلاع از قتل زني 41 ساله در طبقه اول ساختماني مسكوني در خيابان همداني محله خزانه در محل حاضر شد. در اولين تحقيقات مشخص شد كه زن ميانسال با ضربات متعدد چاقو هدف قرار گرفته است. پسر 9 ساله مقتول با زباني كودكانه گفت: وقتي از خواب بيدار شدم به دنبال مادرم در خانه گشتم و جسد او را ديدم و با گريه همسايه‌ها را خبر كردم. كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي به دستور قاضي در اين‌باره تحقيق و از چند مظنون بازجويي كردند،  اما از آنجا كه مداركي عليه آنها موجود نبود آزاد شدند.

كارآگاهان در تحقيق بيشتر به مرد23 ساله افغاني به نام غلام-الف معروف به روح‌الله مظنون شدند و فهميدند كه بعد از حادثه خاك ايران را ترك كرده است، بنابراين اين مرد به عنوان مظنون اصلي تحت تعقيب قرار گرفت. در حالي كه بررسي‌ها در جريان بود، كارآگاهان متوجه شدند كه غلام چهارم تيرماه بار ديگر به تهران بازگشته است، بنابراين وي را بازداشت كردند. او در بازجويي‌ها به جرمش اقرار كرد. سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: تحقيقات بيشتر از متهم در اداره دهم پليس آگاهي در جريان است.

گفت
وگو با متهم

فكر ميكردي كه دستگير شوي؟

نه. اصلاً.

چرا؟

چون افراد زيادي به خانه آن زن رفت و آمد داشتند به خاطر همين فكرش را نميكردم كه مأموران من را بازداشت كنند.

او را از كجا ميشناختي؟

من در كار خريد و فروش مواد در منطقه خانيآباد بودم. همين موضوع سبب آشنايي ما شد. بعداً فهميدم كه او هم به خاطر خريد و فروش مواد دستگير شده بود.

چرا به خانهاش رفته بودي؟

من گاهي به خانهاش ميرفتم. شب حادثه همسرم من را بيرون كرده بود. گاهي هم موادي را كه داشتم، در خانه او نگه ميداشتم به خاطر همين آن شب به آنجا رفتم. موقع خواب صداي تلويزيون زياد بود. خواستم صداي آن را كم كند كه دعوايمان شد و او را با چاقو كشتم.

تو كه فكرش را نميكردي دستگير شوي چرا فرار كردي؟

ترسيده بودم. به طور غيرمجاز راهي تركيه شدم. چند ماهي آنجا كارگري كردم. فكر كردم كه ماجرا فراموش شده است به خاطر همين دوباره به صورت غيرمجاز برگشتم و شروع به خريد و فروش مواد در همان محل كردم تا اينكه مأموران من را دستگير كردند.

چه شد كه به قتل اقرار كردي؟

چند روز مقاومت كردم و چيزي نگفتم. بعد از حادثه به يك مغازه رفتم و مقداري خريد کرده بودم. بعداً فهميدم كه مأموران تصوير من را از دوربين به دست آوردهاند. به خاطر خالي كه روي صورتم بود شناسایی و مجبور به اقرار شدم. البته با شواهدي كه پليس در اختيار داشت چارهاي جز اقرار نداشتم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار