يكي از چيزهاي ديگر حضور اساتيد ارزشي است. از اين اساتيد ارزشي استفاده كنيد. آنروز در جمعِ استادان دانشگاه كه اينجا تشريف داشتند گفتم؛ اوايل انقلاب، يكروزي بود كه همه اعضاي هيئت علمي ما در سراسر كشور حدود چهار پنجهزار نفر تخمين زده ميشد كه امروز خوشبختانه نزديك به 80 هزار نفر يا بيشتر، اعضاي هيئت علمي ما هستند. اكثر اين 80 هزار نفر، بچههاي مسلمان و انقلابي و علاقهمند و خوبند. البته بعضي هم هستند بيتفاوتند - اين را هم در همين دانشگاه خودمان داريم؛ بياطلاع هم نيستيم- آدمهايي را هم داشتيم كه حالا اميدوارم ديگر نباشند كه دانشجوهاي زبده را نشان ميكردند، اينها را ميخواستند، تشويق ميكردند به مهاجرت از كشور؛ [ميگفتند] آقا! اينجا ماندهاي چه كار كني؟ اينجا چه فايده دارد؟ برو. يعني استاد، دانشجو را به جاي اينكه تشويق كند كه در كشور بماند، تشويق ميكرد كه از كشور مهاجرت كند برود؛ از اينها هم داريم، اما خب اينها اقليتند؛ اكثراً اساتيد ارزشي، اساتيد مؤمن هم در وزارت علوم، هم در وزارت آموزش پزشكي همينجور است، عناصر بسيار خوبي هستند؛ از اينها استفاده كنيد در تشكلها. از اينها بخواهيد بيايند وقت بگذارند؛ [حتي] از خارج از دانشگاه... البته اين جنبه اثباتي قضيه است، جنبه سلبي هم اين است كه از عناصري كه نامطمئن بودنِ خودشان را اثبات كردند، مطلقاً استفاده نكنيد؛ مطلقاً استفاده نكنيد. بعضيها هستند كه نشان دادند و ثابت كردند كه عناصر نامطمئنياند. براي چه كسي نامطمئنند؟ براي شخص حقير؟ نه... بياعتمادي خودشان را براي نظام ثابت كردند، براي كشور ثابت كردند، براي جمهوري اسلامي ثابت كردند؛ هم براي اسلاميتش، هم براي جمهوريتش. همينهايي كه سال 88 آن بازي را راه انداختند... اينها نامطمئنند؛ من استفاده از اينها را مطلقاً توصيه نميكنم، بههيچوجه؛ نه به شماها و نه به هيچ دانشجويي و نه به هيچ دانشگاهي توصيه نميكنم.
20 تير 1394