ايالات متحده امريكا طي سالهاي پس از انقلاب اسلامي مجموعهها و افرادي وابسته به سپاه پاسداران را به بهانههاي مختلف در فهرست تحريمهاي خود قرار داده و تلاش كرده بدين وسيله از قدرت روزافزون اين نهاد انقلابي جلوگيري كرده و سطح اثرگذاري آن در پيشرفت و توسعه ايران اسلامي را تا حد ممكن تقليل دهد.
اين هدف در شرايط پسابرجام هم ادامه پيدا كرده و امريكاييها تلاش داشتهاند در ليستهاي تحريمهاي جديد خود نام مجموعهها و افراد سپاه پاسداران را هم گنجانده و بدين وسيله بهزعم خود زمينه زمينگير كردن اين نهاد را فراهم سازند. به عبارت بهتر خط جديدي كه عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي توسط نظام سلطه در حال دنبال شدن است و ايالات متحده با قدرت آن را دنبال ميكند، ايجاد نوعي حصار تحريمي ضد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. به واقع مقامات اين كشور به دنبال اين هستند كه هر گونه فعاليتهاي تجاري با جهان خارج را منوط به قطع ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كنند. «محدود كردن فعاليتهاي سپاه» نخست توسط برخي محافل مشكوك در داخل دنبال ميشد آن هم با اين توجيه كه فعاليت سپاه در حوزه اقتصادي مساوي با محدودشدن بخش خصوصي و زمينهسازي فساد! است و اين مسئله به آنجا رسيد كه بحث قطع كامل تأمين مالي پروژههاي داخلي – كه زير نظر سپاه بود - نيز مطرح شد اما در ادامه با مشخص شدن اينكه توان فني سپاه براي مقابله با فشارهاي خارجي ضرورت دارد، عملاً تمام اين تبليغات بياعتبار شد و همكاري دولت و سپاه همچنان در حوزههاي مختلف عمراني ادامه يافت.
به دليل توان چشمگير سپاه در عرصههاي مختلف سازندگي، دفاعي و نظامي است كه امريكاييها تلاش ميكنند بار ديگر زمينه نفوذ خود در درون كشور را مهيا كرده و تنها راه رسيدن به چنين هدفي هم آن است كه «سد نفوذ يا همان سپاه» از ميان برداشته شده يا حداقل تضعيف شود، به همين دليل است كه محور ثابت سياستهاي امريكا در مقابله با جمهوري اسلامي ايران «تحريم سپاه» است. در حقيقت مقامات ارشد امريكايي و از جمله كنگره اين كشور قصد دارند با محدودسازي فعاليتهاي سپاه در عرصه داخل وحتي منطقهاي از يك سو اقتصاد ايران را با چالش اساسي روبهرو ساخته و نقش اين نهاد را در بحثهاي عمراني كشور كاهش دهند و از سوي ديگر با استفاده از همين سلاح قدرت مانور اين نهاد در تحولات منطقهاي را به حداقل ممكن رسانده و نقشآفريني در كشورهاي عراق، سوريه، لبنان و. . . را با موانع جدي روبهرو كنند.
چندي پيش انديشكده بنياد دفاع از دموكراسي امريكا، با اشاره به طرحهاي مرتبط با تحريمسپاه مينويسد: «در حالي كه توافق با ايران وارد مرحله اجرا ميشود، كنگره به سمت تحريم سپاه پيش ميرود.» براساس گزارشهاي منتشر شده، پنج طرح و از جمله طرح قرار دادن نام سپاه در فهرست سازمانهاي تروريستي، براي اعمال تحريمهاي شديد عليه جمهوري اسلامي در كنگره امريكا دنبال ميشود.
بايد پذيرفت كه مقامات امريكايي به دنبال اين هستند كه با تحريمهاي گسترده و متعدد سپاه پاسداران را به عنوان يكي از موانع اصلي براي گسترش روابط تجاري ايران و غرب در افكار عمومي عنوان كرده و نهايتاً رويگرداني و بدبيني مردم به اين نهاد را رقم بزنند، به عنوان نمونه در يكي از اين قوانين (قانون تحريم سپاه پاسداران انقلاب ايران) كه ديون نونز، عضو جمهوريخواه مجلس نمايندگان آن را در تاريخ ۱۵ دسامبر سال 2015 به كنگره امريكا ارائه داده است، در مقدمه طرح به اين نكته اشاره ميشود كه هدف «محافظت از مردم امريكا و ايران و همچنين اقتصاد جهاني از نقض استانداردهاي قانوني جهاني در زمينه حقوق بشري و شهروندي توسط ايران و حمايت اين كشور از تروريسم بينالمللي و تخلفات اقتصادي مخرب سپاه پاسداران انقلاب ايران» است.
با نيمنگاهي به متن اين طرح ميتوان بهراحتي دريافت كه امريكاييها تلاش ميكنند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را به عنوان دشمني عليه كسب و كار آزادانه مردم ايران معرفي كرده و با استفاده از تحريمهاي يكجانبه شر چنين قدرتي از سر مردم ايران كم شود. اين طرح اتباع ايالات متحده را از هرگونه معامله اقتصادي، همكاري و تراكنش مالي با سپاه پاسداران و شركتهاي تحت مالكيت يا وابسته به سپاه ممنوع كرده و به رئيسجمهور امريكا اين اختيار را ميدهد كه در صورت نقض اين قانون، افراد يا شركتهاي متخلف را در فهرست سياه قرار دهد. طرح تحريم سپاه همچنين دولت امريكا را ملزم ميكند نهايتاً ظرف ۹۰ روز پس از نهايي شدن قانون، در مورد «نقش سپاه در اقتصاد ايران» به كنگره گزارش دهد و پس از آن هم به صورت فصلي اين گزارشدهي را ادامه دهد.
براساس طرح ديگري كه قرار است به مجلس نمايندگان امريكا ارائه شود، هر شركتي كه با سپاه پاسداران انقلابي همكاري كند مورد تحريم قرار ميگيرد. نويسندگان آن طرح ميگويند هدف از آن اعمال تحريم عليه هر مجموعهاي است كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران، به هر دليلي به صورت مستقيم يا غيرمستقيم، بيش از ۲۰درصد در آن ذينفع است. اين در حالي است كه پيش از اين، امريكا شركتها و مجموعههايي را تحريم ميكرد كه سپاه بيش از 50درصد در آنها سهم داشت. به اين ترتيب تمام شركتهاي داخلي و خارجي از همكاري با سپاه منع خواهند شد.
چندي قبل پايگاه «واشنگتنفريبيكن» از قول يك مقام كه اشارهاي به نامش نشده گزارش ميدهد كه رئيسجمهور آن كشور تحريمهاي وضع شده عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را مناسبترين روش براي مقابله با اين ارگان نظامي ميداند. ويكتوريا نولاند، دستيار وزير خارجه امريكا نيز در يكي از جلسات استماع در مجلس نمايندگان امريكا اظهارات مشابهي را بيان ميكند: «اعتقاد ما اين است كه تحريمهايي كه ما داريم، مناسبترين و مؤثرترين ابزار براي مقابله با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است و ما در برابر سپاه از اين اختيارات به طور كامل استفاده ميكنيم.» زماني ميتوانيم به دليل اصلي اصرار امريكاييها به تحريم عليه سپاه پي ببريم كه بدانيم برخي از مؤسسات و شخصيتهاي ديگر اين كشور درباره قدرت و توان اين نهاد انقلابي چگونه اظهار نظر كردهاند، به عنوان نمونه انديشكده امريكايي مركز امنيت دريانوردي بينالملل در گزارشي با موضوع توان نظامي نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مينويسد: «ايران يكي از بزرگترين دارندگان زيردريايي در جهان است كه با استفاده از قابليت حملات انتحاري و تاكتيكهاي نامتقارن توانسته در برابر نيروي دريايي امريكا در خليج فارس مقابله كند.»
«رابرت كاپلان» تحليلگر مشهور امور بينالملل طي يادداشتي كه در وبگاه تحليلي «هات اير» انتشار يافت در زمينه «برتريهاي فرهنگي و ساختاري حكومت ايران» مينويسد: «درك اين مسئله ريشهاي شايد دليل فهم شكست امريكا با سرمايهگذاريهاي عظيم در مسير آموزش ارتش عراق باشد. در اين بين حساب نيروي زميني و دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي جدا از ديگر بخشهاي نظامي ايران است. اين نيروها داراي قدرتي مرگبار و افراد خلاق هستند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايدئولوژي مقاومت را به طور راهبردي و عملگرايانه به ديگر كشورهاي عرب منطقه تفهيم كرده است. اين انعطافپذيري در تهران نه تنها به روشني نشاندهنده پويايي ايران است بلكه نمايشگر ارزشهاي زباني، قومي و فرهنگي ايران است و بخش زير دولتي ايران داراي گروهي فعال و پوياست كه با در كنار هم قرار گرفتن ارزشهاي فرهنگي و زباني، همانطور كه در انقلابيون ايران شاهد هستيم، آنها به رقيبي نيرومند مبدل شدهاند.»
«رابرت بائر» مأمور سابق سازمان جاسوسی سیا نيز بيان مي کند : «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از زمان پیدایش در سال 1979 به یکی از سرسختترین هستههای مرکزی انقلاب اسلامی [امام] خمینی تبدیل شد.» اظهاراتي که عبارت حضرت امام(ره) درباره سپاه را زنده مي کند مبني بر اينکه :«من از سپاه راضی هستم، و به هیچ وجه نظرم از شما برنمیگردد. اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی میدارم. چشم من به شماست.»
به هر روي آنچه مشخص است علت اصلي تلاش براي تحريمهاي بينالمللي عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در دوران پساتحريم هراس از قدرت روزافزون سپاه و اثرگذاري گسترده اين نهاد در حوزههاي مختلف نظامي، دفاعي، اقتصادي و عمراني است و تنها راهحل برداشته شدن اين تحريمها دست برداشتن سپاه از اهدافي است كه نظام بر عهده آن گذاشته است.