در حقيقت ميخواهم از جواب اين سوالها به اين نتيجه برسم كه چند مورد از يك سبد خريدتان مربوط به كالاهايي است كه يك: با سطح درآمدتان تناسب دارد و دو: براساس ضرورت و نياز خريد ميكنيد. براي هركدام از ما قطعاً پيش آمده كه خريدي نياز نداشتيم اما بعد از رفتن به خانه دوست و فاميل يا شنيدن خريدهاي اينها از زبان ديگري دست بهكار خريد كردن شدهايم. اين نوع خريدها ديگر اسمش خريد كردن از سر نياز نيست. وقتي شما خانه يكي مهماني ميرويد و ميبينيد مبلمان، پرده يا حتي لوازم تزئينياش چه مدلي است، فردا ميآييد همه عزمتان را جزم ميكنيد و يك تهرانگردي و بازارچرخي حسابي تدارك ميبينيد تا چيزي بخريد كه اين دفعه اگر او مهمان خانه شما بود چشمانش از تعجب گرد شود ديگر اسمش خريد نيست. فراموش نكنيد اسم اين حركت چشم و همچشمي با هدف چشم كوركني است!
بازار خريد چشمكوركنها گرم است
هميشه وقتي قرار است برنامه خريد چيده شود بخشي از سبد ما را كه اغلب پربها نيز هست كالاهايي از سر چشم و همچشمي پر ميكند. اين روزها كه بوي اسفند و خريدهاي شب عيد بيش از ساير روزهاي سال به مشام ميرسد، روزهايي كه بعد از آن ايام ديد و بازديد است، قطعاً آنچه به چشم ميآيد كالاهاي لوكس، بلااستفاده و صرفاً تزئيني است، بازار خريد چشمكوركنها گرم است. هرگز تصور نكنيد كه چشم و همچشميها مختص طبقه يا قشر خاصي است؛ اصلاً و ابداً. فرقي نميكند شما متمول باشيد يا از قشر سطح متوسط. حتي اگر فقير هم باشيد بازهم در بين خريدهايتان به راحتي ميتوانيد رد پاي خريد كالاهاي اينچنيني را ببينيد.
نكته جالب اينجاست كه وقتي ماه آخر سال ميآيد همه مدام به اين فكر ميكنند كه چطور خريد كنند. خريدهايشان را ليست ميكنند تا مبادا چيزي از قلم بيفتد. نگراني خريد خوراكيها، تغيير دكوراسيون و خريد پوشاك جزو مهمترين اولويتهاي خريد اين روزهاست. اما با اين وجود هر چقدر هم كه دخل در مقابل خرج خريدها كم بيايد بازهم خريدن چشم كوركنها جاي خود را دارد. براي خود من پيش آمده و ديدهام كه اطرافيانم به قيمت نخريدن كالاهاي ضروري حاضر بودهاند حتماً چيزي بخرند كه مشابهش را در خانه كسي ديده بودند يا ميدانستند قرار است براي عيد بخرد، حالا اين خريد براساس كدام فكر عاقلانه و به چه قيمتي است؟ بماند.
اگر شما جزو خانوادههايي هستيد كه خريدهاي اينچنيني برايتان اصلاً مهم نيست، اگر جزو گروه آدمهايي هستيد كه صرفاً نياز و سليقه خودشان و خانوادهشان در خريدها مهم است كه شانس آوردهايد، اما اگر جزو كساني هستيد كه اعضاي خانوادهتان در خريدهايشان دنبال اين ميگردند كه چيزي بخرند كه ديگري نداشته باشد يا از خريد فلان عضو فاميل سر باشد بد به حالتان است. دقيقاً آن وقت است كه خريدهاي سال نو بيشتر از آنكه برايتان لذتبخش و معنادار باشد يك كابوس سياه است كه حسابي آزارتان ميدهد.
بوي عيدي، بوي سيب، بوي كاغذ رنگي...
وقتي قرار است خصلتهاي خوب را مرور كنيم ميگرديم و از بين خاطرات چند دهه گذشته رفتارهاي خوب را پيدا ميكنيم. يك جمله «يادش بخير قديمها اينطور نبود...» هم اولش مياندازيم و براي جديديها تعريف ميكنيم. در زمينه خريدهاي ضروري و دوري از چشم و همچشمي آن هم در بين روزهاي آخر سال كه همزمان با افزايش مخارج و خريدهاي خانه است نميخواهم بروم و از ميان خاطرات 100 سال پيش چيزي پيدا كنم و بگويم. همين 20-10 سال پيش خاطرم است اگر قرار بود خريدي كنيم ميدانستيم براي چه ميخريم و قطعاً هدفي پشت خريدهايمان بود. ياد ندارم ما جايي چيزي ديده باشيم و تصميم بگيريم به اصطلاح خودمان براي روكمكني برويم چيزي بهتر بخريم. اصلاً و ابداً!
اگر قرار بود اينطور زندگي و رفتار كنيم كه ديگر روابط خانوادگي آنقدر گرم و روابط صميمانه نبود. من معتقدم در هر رابطهاي كه چشم و همچشمي راه باز كند ديگر خبري از محرم بودن دو خانواده نيست و رفته رفته دو طرف احساس غريبي و دشمني ميكنند. همين تفكر روي روابط خانوادهها تأثير ميگذارد. به مرور روابط كمرنگ ميشود و در نهايت روابط خانوادگي تنها از ترس نگراني چشم و همچشمي حذف ميشود. نه تنها به اعتقاد من بلكه به اعتقاد بسياري از جامعهشناسان از آنجايي كه سطح توقعات در زندگي افراد در سالهاي گذشته پايينتر بود چشم و همچشمي در موارد مختلف از جمله در هنگام خريدهاي نوروزي بسيار پايينتر از چيزي بود كه اكنون شاهد آن هستيم.
دقت كردهايد چند سالي، حدود 20 سال است كه وقتي نوبت خريدهاي شب عيد ميرسد عنان خرج از دست مدير اقتصادي خانواده كه اغلب مردها هستند خارج ميشود؟ دقت كردهايد يكي دو دهه است كه زمان خريد كردنهاي عيد پول زياد ميدهيم، اما در مقابل، در ازاي خريدهايمان كمتر خدمات ميگيريم، چون بيشتر لوكس و تزئيني ميخريم؟
دليل اين اتفاق آن است كه در روزهاي پاياني سال و زماني كه به عيد نوروز نزديكتر ميشويم نگراني والدين و خصوصاً مردها كه بايد مخارج زندگي را تأمين كنند بيشتر و بيشتر ميشود. آنهايي كه سنشان به يكي دو دهه قبل قد ميدهد به خوبي يادشان است كه عيدهاي قديم رنگ و بوي ديگر و خريدهاي سال نو لذت ديگري داشت كه اكنون آن لذت و شيريني با قيمتهاي بالاي اجناس و گاه بيكيفيت گره خورده است. قديمترها وقتي زمان خريد عيد و شبهاي آخر سال ميرسيد اگر قرار بود ليستي تهيه شود تا براساس آن خريدهاي شب عيد انجام شود آنچه در ليست ديده ميشد اغلب شيريني، شكلات، آجيل، ميوه و لباس بود. كمتر كسي يادش ميآيد روزهاي آخر سال پول خانواده را صرف خريد مبلمان، فرش يا لوازم تزئيني كنند. حقيقت اين بود، اما اين روزها نوع خريدهاي شب عيد تغيير اساسي كرده و دركنار خريد ميوه، آجيل، شيريني و لباس براي اعضاي خانواده خريدهاي ديگري نيز مانند تغيير كامل دكوراسيون منزل هم ديده ميشود.
از آن بدتر اينكه انگار چند سالي است رسم شده شب عيد خانه عوض كنند (بفروشند و خانه جديد بخرند) و ماشينشان را نو كنند. واقعبين باشيد. اين نوع خرجها واقعاً از سر دل سيري و بينيازي است. موضوعاتي كه معلوم نيست چگونه و چرا وارد فرهنگ خريدهاي نوروزي شدهاند و تنها ثمره ورود اينگونه رفتارها بر هم زدن نظم و آرامش خانوادهها و نيز افزايش هزينههاي زندگي است.
افرادي كه در كودكي تمام دلخوشيشان در روزهاي آخر اسفند هر سال خريد ماهيهاي قرمز رنگ كوچولو بود، همه ذوقشان در خريد كفش و لباس جديد خلاصه ميشد و بخش زيادي از لذتشان صرف خريد وسايل سفره هفتسين ميشد اين روزها كه بزرگتر شدهاند دغدغهشان تغيير كامل دكوراسيون منزل شده است و خانواده را مجبور ميكنند كه السيدي، ماشين لباسشويي، ميز ناهارخوري، پردهها، كمد، فرش و مبلهاي منزل را تعويض كنند.
رفتارهاي تجملگرايانه و چشم و همچشمي به عقيده كارشناسان و پژوهشگران حوزههاي اجتماعي ريشه در تفكر نادرست افراد دارد و اين رفتارها حتي ميتواند باعث به وجود آمدن اختلافات شديدي در بين زوجين شود.
قصه به اينجا ختم نميشود
دكتر سيروس قرباني
مردمشناس و استاد دانشگاه تهران
اگر سر كلاف چشم و همچشمي تنها به خريدهاي عيد محدود ميشد ميتوانستيم بدون نگراني از كنار آن عبور كنيم و تنها اميدوار باشيم كه مردم با فرهنگسازي متوجه اشتباهات رفتاريشان در اين خصوص شوند. اما مسئله اينجاست كه رد پاي رفتارهايي از سر چشم و همچشمي در مورد مسائل زناشويي بهويژه پروندههاي طلاق همه ديده ميشود.
بررسيهاي انجام شده روي حجم پروندههاي بسياري در حوزه طلاق نشان ميدهد كه اختلافات زوجين در ايام قبل از عيد نوروز و درست در زمان خريدها شدت مييابد و با تحقيق بيشتر ميتوان دريافت ريشه اين افزايش اختلافات چشم و همچشميهاي خانوادهها در هنگام خريدهاي آخر سال است.
كارشناسان حوزه خانواده در اين باره معتقدند چشم و همچشمي و افراط در خريد، نوروز را تحتشعاع خود قرار داده تا جايي كه در ايام پاياني سال اختلافات زوجين به دليل تغيير دكوراسيون و متقبل شدن هزينههاي بالا از سوي مردان، بيشتر به چشم ميخورد.
اين روزها كه بهجاي پرداختن به ويژگيهاي سنتي و باستاني نوروز، بهجاي لذت بردن از روزها و خريدهاي مربوط به آن، خودمان را درگير چشم و همچشمي و خريدهاي غيرضروري كردهايم، در حقيقت با دست خودمان لذت اين روزهاي خاص را كمرنگ كردهايم. متأسفانه رفتارهاي از سر حسادت باعث شده است نوروز به جاي اينكه سنتها را زنده كند از حالت طبيعي خود خارج و اسير تشريفات و هزينههاي بيمورد شود. هر ساله با آغاز فصل بهار و نوروز باستاني شور و هيجان و تلاش مردم براي تغييرات در خود و خانواده به وجود ميآيد تا به استقبال بهار بروند، اين در حالي است كه در كنار مسائل خوب نوروز، چشم و همچشمي، اسراف و تفريط در خريد، اين آيين ملي و سنتي را تحتالشعاع خود قرار داده است.
در سالهاي نه چندان دور خانوادهها همان وسيلههايي را كه داشتند حتي وسايل قديمي را تميز ميكردند و مورد استفاده قرار ميدادند اما امروزه نوروز بهانهاي براي اسراف و متحمل شدن هزينههاي گزاف شده است. گويي تغيير دكوراسيون و صرف هزينههاي بالا و البته بيمورد از واجبات نوروز شده است و افرادي كه توانايي آن را ندارند، تحقير ميشوند.
مسئله حسادت و چشم و همچشمي در خريدهاي نوروز كم بود، چند سالي است كه تلويزيون و رسانههاي تبليغاتي نيز با ورود به گود مصرفگرايي نه تنها در جهت حذف رفتارهاي اشتباه ما كاري نكردهاند بلكه به همه خصلتهاي بد ما مصرفگرايي را نيز اضافه كردهاند. مدلهاي مختلف تبليغاتي كه در حال حاضر در رسانه ملي نيز شدت يافته فراتر از وضعيت اقتصادي پيش رفته، اين مسئله به مصرفگرايي دامن زده است، همچنين اسراف و تجملگرايي در افرادي كه از ماهواره استفاده ميكنند به دليل تبليغات بيش از حد و رنگارنگ بيشتر به چشم ميخورد.
حقيقت اين است كه متأسفانه بررسيها و نتايج تحقيقات نشان ميدهد در ايام پاياني سال و پس از تعطيلات نوروزي اختلافات زوجين بيشتر ميشود. اين مسئله به دليل تقاضاهاي زنان براي خريد و تغيير دكوراسيون به هر قيمت است و از آنجا كه مردان توانايي پرداخت اين هزينهها را ندارند، ناسازگاري و در بيشتر موارد دعوا و جنجال بين زوجين به پا ميشود.
حال سوال اين است كه آيا بهتر نيست لذت روزهاي ناب نوروز و شيريني آن را با خريدها و رفتارهايي كه به روابط عاطفيمان دامن ميزند تلخ نكنيم؟ بهتر نيست خانوادهها از ايام نوروز بهترين استفاده معنوي را ببرند و براي سال جديد انرژي كسب كنند؟ آيا وقت آن نرسيده كه با پايين آوردن سطح خريدهاي بيمورد كمك به اقتصاد خانوادهمان كنيم و روحيه خانواده را نشاط ببخشيم؟
مسئله اينجاست كه اگر ما در روزهاي عادي سال مدام در حال چشم و همچشمي و خريدهاي غيرضروري هستيم، اگر مانع رفتارهاي خودمان نباشيم و برايش راهحلي پيدا نكنيم اين رفتارها در ايام خاص سال مثل نوروز شدت مييابد. در روزهاي عادي سال كه قرار نيست اتفاق خاصي رخ بدهد يا ما جايي برويم، اين مسئله چندان مشكلساز نخواهد شد اما در روزهاي آخر سال كه به تعطيلات نوروز منتهي ميشود، قطعاً ادامه چنين روندي به دلخوري ميان ما و خانوادهمان، ميان ما و همسرمان ميانجامد. دلخوريها زمينهساز دعوا و قهر ميشوند و در نهايت زندگي جهنم ميشود.
هر روز دريغ از نوروز
به نظر ميرسد نوروز به عنوان يك عيد باستاني كه در بردارنده ارزشهاي بسيار زيباي ايراني – اسلامي است، رفتهرفته نقش و كاركرد خود را در جامعه از دست داده و اين سنت زيبا با تغييرات محسوسي همراه بوده است.
در طول قرون مختلف، نوروز به عنوان يك عيد باستاني نمادي از تمام رفتارهاي خوب در يك جامعه به حساب ميآيد و در اين مقطع از سال شاهد سنتهاي بسيار ارزشمندي مانند به جا آوردن صله رحم، سر زدن به افراد فاميل و خويشاوندان، دستگيري از افراد ضعيف جامعه، آشتي كردن و رفع كدورتها، نو شدن و نگاه تازه به دنياي پيرامون هستيم، اما متأسفانه برخي از افراد با رفتارهاي ناشايست خود و با انجام اقداماتي كه نه ضروري به نظر ميرسد و نه عقلاني، اين سنت زيباي ايراني – اسلامي را تحتالشعاع رفتارهاي نازيباي خود قرار ميدهند.
تغيير كامل دكوراسيون منزل يا تعويض خودرو و خريد اتومبيلي با مدل بالاتر هنگام فرا رسيدن عيد نوروز رفتاري عقلاني به نظر نميرسد. كاملاً مشخص است كه اينگونه رفتارها از سوي افرادي سر ميزند كه از درون داراي ضعف شخصيتي و داراي ارادهاي سست هستند.
اين روزها از اثر انگشت گرفته تا علاقهمندي به خوراكيها ميتواند به روانشناسان كمك كند كه در تشخيص بيماريهاي شما بهتر عمل كنند شايد باورتان نشود كه يكي از راههاي تشخيص بيماريهاي رواني مشاهده و بررسي نحوه خريد كردن افراد است. روانشناسان ميگويند شيوه خريد كردن افراد يكي از روشهاي تشخيص اختلال رواني است و تحقيقات نشان ميدهد افرادي كه از دانش و معيارهاي صحيح مصرف برخوردار هستند، الگوهاي صحيح مصرف و شيوههاي انتخاب مناسب را هنگام خريد دانسته و مطابق با وضعيت اقتصادي و اولويتبندي وسايل موردنياز اقدام به خريد احتياجات خانواده ميكنند و در خريد مناسب موفقتر عمل ميكنند. اما به راستي علت اينگونه رفتارها چيست و چرا گاهي اوقات شاهد هستيم كه زوجين در مسائلي مانند خريدهاي نوروزي به مشكل برميخورند و به اعتقاد كارشناسان اين اختلافات گاه حتي باعث افزايش كدورت زوجين از يكديگر و نهايتاً تأثير منفي آن بر فضاي خانواده ميشود؟ فضايي كه با نگاهي به فرهنگ و سبك زندگي ايراني – اسلامي بايد فضايي گرم و اميدواركننده باشد به چالش كشيده ميشود و بدترين اتفاقها در بهترين روزهاي سال براي خانوادهها رقم ميخورد.