بحث حق پخش از مباحثي است كه ساليان سال است جزو دردسرهاي فوتبال ايران بهشمار ميرود. همين موضوع باعث شده روابط تيره و تاريكي ميان مسئولان سازمان صدا و سيما و فدراسيون فوتبال وجود داشته باشد. جالب اينكه هيچ وقت روي خوشي براي حل مشكلات به هم نشان ندادهاند. واقعيت اين است كه حق پخش در همه كشورها وجود دارد اما در ايران به اين موضوع با ديدي ديگر نگريسته ميشود.
اين واقعيت تلخي است كه در فوتبال ايران و در خصوص حق پخش مسابقات آن وجود دارد. فدراسيون فوتبال در طول تاريخ خود را متكي به حق پخش كرده، به همين سبب درآمدزايي خاصي ندارد و به امروز وقتي پول حق پخش پرداخت نميشود كاسه چه كنم چه كنم دست ميگيرد. فدراسيون فوتبال به بهانه پرداخت نشدن حق پخش هرازگاهي نامهاي به صداسيما ميزند كه نتيجهاي ندارد. علي كفاشيان در دوره رياستش بارها و بارها به اين بهانه با رئيس صدا و سيما جلساتي برگزار و نامهنگاريهايي كرده است كه البته هر بار به دربسته خورده، يعني صداوسيماييها جواب او را ندادهاند كه او بخواهد قدم بعدي را بردارد. البته كفاشيان پيش از اين يك بار تهديدات هميشگي فوتبال مبني بر جلوگيري از ورود دوربينها به ورزشگاه را عملي كرد كه بعد از دو هفته همه چيز به حالت قبلي برگشت چراكه بازنده اين جريان فقط فوتبال است و در نهايت چيزي تغيير نميكند و مشكل همچنان پابرجاست.
جيب فوتبال خالي است و صدا و سيما از دادن حق پخش طفره ميرود و همين سبب شده كفاشيان در جديدترين اقدام خود دوباره به تاج دستور بدهد تا در سال جديد از ورود دوربينها به ورزشگاه جلوگيري به عمل آيد و اين يعني ناديده گرفته شدن حق مسلم هواداران. با توجه به اينكه در حال حاضر استقبال چنداني از رقابتهاي فوتبال نميشود اين مسئله ميتواند در نهايت به ضرر تيمها تمام شود، چراكه بازي بدون تماشاگر يا با تماشاگران كم انگيزه تيمها را نيز از بين ميبرد. حالا تصور كنيد كه اين تيمها بيننده تلويزيوني هم نداشته باشند. به نظر ميرسد فدراسيون فوتبال بايد چارهاي ديگر بينديشد؛ چارهاي به جز درافتادن با صدا و سيما و لجبازي با مسئولان رسانه ملي كه ثابت شده در اين درگيريها بازنده فدراسيون و فوتبال است، فدراسيونيها يكبار براي هميشه بايد راه حلي مناسب براي اين معضل پيدا كنند و آن نيست جز بررسي درست و صحيح و با مديريت راههاي مختلف درآمدزايي؛ چيزي كه راه نجات فدراسيون تنها در آن است.