
با اين حال جاي دريغ و درد است كه چنين فرامين و رهنمودهايي كه ريشه در فرهنگي نغز و پرمغز دارد، در نظام اداري حال حاضر كشور ما، نه تنها مورد تأكيد و توجه مسئولان ارشد دولتها نبوده و نيست، بلكه عملكردهاي مسئولان و دستگاههاي مختلف در دولتهاي حال و گذشته (كه بهزعم خود تحت لواي حكومتي اسلامي انجام وظيفه ميكنند) نشان داده كه اين فرامين خواسته و ناخواسته با مشي و منش آنان در تضاد و تقابل است!
شاهد مثال اين مدعا را ميتوان در موارد بسياري از جمله بحث پرحاشيه ساختمانسازي در حاشيه رودخانهها سراغ گرفت، براي مثال ميتوان به سيلاب ويرانگر روز بعد از عيد فطر امسال اشاره كرد؛ سيلابي كه بسياري از ساختمانهاي حاشيه رودخانهها را در سوادكوه، كن و سولقان چون علف هرزي از ريشه كند و ويران كرد. ساختمانهايي كه با دور زدن قانون و بدون ارزيابي زيست محيطي و تنها با قدرت رشوه و زيرميزي علم شدند و به حكم نرسيدن بار كج به منزل، عاقبت ويران شدند و كودكان و كهنسالان و زنان بيگناه قرباني تخلفاتي شدند كه زماني به تمام قوانين شهرسازي و زيستمحيطي تنه زدند و عاقبت خودشان به خاك افتادند.
كارشناسان علت خسارات بيش از حد تصور آن سيل ويرانگر را در دو مورد كلي همچون قطع درختان در مجاري ورودي شهرها و روستاها و رعايت نكردن اصول ساخت و سازدر حريم رودخانهها دانستند و تا مدتي هم در اثر جو سنگيني كه به واسطه وقوع حادثه بر جامعه غالب شده بود، بسياري از ادارات و سازمانهاي موظف به گشت و گذار پرداختند و با ساختمانهاي مشابه برخورد كرده و برخي را ويران نمودند اما در نهايت باز به جايي رسيدند كه از يك سوراخ دو بار نه!... چند بار گزيده شوند. چراكه با گذشت زماني بالغ بر۹ماه كه از وقوع سيلاب ويرانگر منظور نظر گذشته، باز دولت محترم مصايب مردم را به دست فراموشي سپرده و بر راه كج راهسازي در جنگلهاي شمال مصمم شده است! و این بار عزم آن دارد که با جنگل تراشی در منطقه هفت تن شیرگاه اشتباهات گذشته را تکرار کند!
ناگفته پيداست كه براي راهسازي بايد به جنگلتراشي اهتمام كنند و جنگلتراشي در نهايت موجب وقوع سيلابي سهمگينتر و فاجعهاي به مراتب سنگينتر خواهد شد و اين يعني از يك سوراخ چند ده مرتبه گزيده شدن!
اما نكته عجيب اين است كه دولت محترم از يك سو داد و فغان زيستمحيطي سر ميدهد و از يك سو در سكوت و خفا مجوزهايي ميدهد كه اين عملكرد دولت يادآور تمثيل «به شكار ميگويد بدو!... به تازي ميگويد بگير!...» است؛ رويهاي كه در آن انسان سرگشته و حيران است و نميداند كه قسم دولتمردان را باور كند يا دم خروس خفاكاريهاي آنان را؟!