پس از به سلطنت رسيدن رضاشاه و در پي تغيير و تحولات اجتماعي مورد نظر استعمار، بهويژه در زمينه فعاليتهاي زنان، او تحت عنوان آزادي زنان و در واقع به تقليد از غرب اقدام به تشكيل جمعيتهاي زنان كرد و براي راهاندازي اين گروهها از كساني كمك گرفت كه اعتقادات ديني درستي نداشتند و تنها نشانه پيشرفت و تمدن در نگاه آنان اقتباس الگوهاي غربي بود. (1)
«جمعيتهاي زنان» درطريق ساختارشكني فرهنگي
براي تحقق اين اهداف نياز به سازمانها و مراكز متعددي بود تا برنامههاي استعمار در جهت امحاي ارزشهاي ديني و جايگزيني الگوهاي غربي در سراسر كشور و در جامعه مذهبي ايران اجرا شوند.
يكي از اين نهادها جمعيتهاي زنان بودند كه تحت لواي آزادي زن از يوغ ستم سعي داشتند به شكل عميقي در جامعه زنان نفوذ كنند و ارزشهاي ديني آنان را تغيير دهند و از اين طريق نهاد خانواده و ارزشهاي ديني و ملي را مورد هجمه قرار دهند.
حكومت پهلوي اساساً براي غربي كردن جامعه ايراني پديد آمد و رضاخان و دولتمردان دست نشانده او قصد داشتند هر چه سريعتر اين تغييرات را ايجاد و تعميق و ايراني را سراپا فرنگي كنند! اينان براي اعمال سياستهاي تجددگرايانه خود و در پي سياستهاي استعمار بينالملل كه كل خاورميانه را مورد هدف قرار داده و پيش از رضاخان در تركيه و با عملكرد آتاتورك موفق به ايجاد تغييرات سياسي و اجتماعي بنيادين فراواني شده بود، قبل از هر چيز، اصليترين نشانه تشخص قومي و ملي و ديني ايرانيان، يعني پوشش زنان و مردان را نشان گرفت و كشف حجاب زنان را در دستور كار خود قرار دادند و بسيار مشتاقتر از آنچه كه اربابانشان انتظار داشتند، به قلع و قمع نشانههاي ديني و ملي پرداختند و در اين راه حتي از كشتار و آزار متدينين نيز ابا نكردند.
مهمترين مانع رضاخان در دستيابي به اهداف دينستيزانه او انديشه شيعي ايرانيان بود، لذا رضاخان ناچار بود براي رسيدن به مقصود از نهادها و عوامل اجرايي متعددي استفاده كند. با نگاهي اجمالي به سياستهاي استعماري و تجددگرايي رضاخان، ماهيت و اهداف جمعيتهاي زنان در راستاي سياستهاي وي روشن ميگردد.
زمينههاي اجرايي شدن«كشف حجاب»
در تاريخ 8 شهريور سال 1309، يازدهمين اجلاس بينالمللي سازمان ملل متشكل از 8 نخستوزير و 22 وزير امور خارجه برگزار شد تا درباره رويكرد شرقيها به تجدد مورد نظر غرب به بحث و بررسي بپردازد.
در سال 1310 مجلس شوراي ملي، قانوني را تصويب كرد كه بر اساس آن قرار شد از طرف جامعه بينالملل كميسيوني براي جلوگيري از تجاوز به حقوق زنان در شرق به ايران اعزام شود. (2) پس از آن اولين قوانين در باره كشف حجاب به تصويب رسيدند و با برپايي جشنهايي در مدارس دخترانه، اختلاط مردان و زنان در اين جشنها و اجراي برنامههاي هنري توسط دختران بدون حجاب اولين اقدامات رضاخان براي كشف حجاب اجرا شدند. (3)
با تقويت اين سياستها توسط دولت، بهتدريج حضور آموزگاران و دختران دانشآموز باحجاب در دبستانها و دبيرستانها ممنوع گرديد و افسران ارتش نيز اجازه نداشتند همراه با همسران باحجاب خود در مجامع حضور پيدا كنند. در پي اين اقدامات كارمندان دولت هم بهتدريج تشويق شدند پوشش اعضاي خانواده خود را به سبك و سياق غربي تغيير دهند!(4)
در سال 1311 كنگره اتحاديه زنان شرق با حضور نمايندگان 10 كشور در تالار وزارت فرهنگ در مسعوديه برگزار شد. موضوع اين كنگره ترقي روزافزون زنان اروپايي و عقبماندگي زنان كشورهاي اسلامي و لزوم انجام اقدامات جدي توسط زنان روشنفكر ايراني بود. (5)
بديهي است كه منظور از ترقي، چيزي جز كشف حجاب زنان نبود و زن ايراني از تمدن و پيشرفت زنان دانشمند غربي نه خبر داشت و نه قرار بود در آن عرصهها فعاليت كند. رضاشاه در اين راستا به زنان طبقه مرفه و سياسيون دستور داد تا در منازل خود نيز لباسهاي اروپايي بپوشند. (6)
نكته جالب اينجاست كه در زماني كه مردم ايران در فقر و فلاكت دست و پا ميزدند و از ابتداييترين ضروريات زندگي محروم بودند، بالاترين اقلام رسمي واردات دولت كلاه زنانه بود!(7) در سال 1310 زناني كه ميخواستند چادرشان را بردارند، تحت حمايت شهرباني قرار گرفتند. (8)
از يك سو مجامع بينالمللي در جهت اعمال سياستهاي غربيسازي ملتها به نفع جهان سرمايهداري و از سوي ديگر رضاخان با اعمال سياستهاي تجددگرايانه به مقابله با تفكر شيعي مردم متدين ايران پرداختند. حكومت با استفاده از انواع شيوههاي تبليغاتي، جامعه را به سمت و سوي فرهنگ غربي سوق ميداد. هر چند رضاخان براي ايجاد تحولات عجله زيادي داشت، ولي سقوط اماناللهخان، پادشاه افغانستان كه در پي تعجيل براي متجدد كردن سريع آن كشور روي داد، رضاخان و اربابانش را وادار كرد كه در متجدد كردن جامعه مذهبي ايران احتياط بيشتري به خرج بدهند.
بنابراين حكومت رضاخان ابتدا با بهرهگيري از روشنفكران و تحصيلكردههاي مستفرنگي كه اعتقادات ديني عميقي نداشتند و دلباخته فرهنگ غرب بودند، مدتها قبل از كشف حجاب، از طريق روزنامهها و مجلات به ترويج و زمينهسازي براي تبليغ آزادي به سبك زنان غربي و مدل لباس و زندگي آنان پرداخت و در بسياري از اين نشريات، مردان صاحبمنصب، سياسيون و نويسندگان و متجددين مقالههاي فراواني را عليه حجاب نوشتند. (9)
سفر رضاخان به تركيه، بسترساز بيحجابي اجباري
در سال 1313 رضاشاه براي آشنايي نزديك با آثار اقدامات تجددگرايانه آتاتورك به تركيه سفر كرد. او پس از مراجعت به كشور رسماً به وزير فرهنگ وقت، علياصغرخان حكمت دستور داد كه برنامه كشف حجاب را در مدارس اجرا كند. (10)
درپي اين دستور، اقدامات زير انجام شد:
1- اختلاط مدارس تا پايه چهارم ابتدايي
2- برپايي جشن با حضور مردان در مدارس دخترانه
3- تأسيس كانون بانوان. (11)
همزمان جمعيتهاي زنان نيز مأموريت يافتند با تشكيل جلسات سخنراني و سمينارها به انتقاد از حجاب زنان به عنوان عامل محدوديت و ناديده گرفته شدن حقوق آنان بپردازند و نخستين گام در جهت آزادي زن را كشف حجاب معنا كنند.
در ارديبهشت 1314 كانون بانوان به رياست شمس پهلوي و با همكاري وزارت معارف به عنوان نخستين جمعيت زنان و با حمايت رسمي دولت آغاز به كار كرد. مهمترين وظيفه اين كانون بسترسازي براي ايجاد شرايط مناسب براي كشف حجاب زنان بود. بدرالملوك بامداد از اعضاي هيئت مديره كانون بانوان مينويسد: «ضمن انجام ساير اقدامات، منظور اصلي كانون كنار نهادن تدريجي چادر سياه بود؛ به اين ترتيب كه زنان عضو جمعيت خانوادههاي خود را راضي و يكي يكي به برداشتن چادر مبادرت ميكردند.»(12)
در اكثر جلسات سخنراني كانون بانوان، محور بحث ضديت با حجاب بود. در اساسنامه كانون بانوان، اهداف اصلي آن چنين ذكر شدهاند:
1ـ تربيت فكري و اخلاقي بانوان، تعليم خانهداري و پرورش طفل بر اساس قواعد علمي بهوسيله خطابهها، نشريات، كلاسهاي اكابر و...
2ـ تشويق به ورزش براي تربيت بدني بر اساس اصول صحيح
3ـ تشكيل مؤسسات خيريه براي كمك به مادران بيبضاعت و اطفال بيسرپرست
4ـ تشويق به رعايت سادگي در زندگي و استفاده از كالاهاي وطني(13)
همزمان با اين اقدامات طرح تغيير لباس و پوشش مردان نيز اجرا شد. (14)
در سال 1314 برنامههاي دولت براي اجراي كشف حجاب صورت جديتر و رسميتري به خود گرفت. بعد از تعطيلات نوروز آن سال 30 نفر از زنان بدون حجاب و با نظارت و حمايت دولت به خيابانها آمدند. (15) در پي اين تظاهرات، دختران دانشآموز يكي از مدارس شيراز در جشني به ورزش ژيمناستيك پرداختند. برخي از روحانيون به برپايي اين جشن اعتراض كردند و گروهي از معترضان دستگير و تبعيد شدند. (16)
هيئت مديره كانون بانوان اكثراً از وابستگان به صاحبمنصبان سياسي و همكاران رضاخان در برنامهريزي و اجراي طرحهاي ضد مذهبي بودند. برخي از اين افراد عبارتند از: بدرالملوك بامداد، هاجر تربيت، عصمتالملوك دولتداد، شمسالملوك جواهركلام، تاجالملوك حكمت، فخراعظم ارغون و صديقه دولتآبادي.
اين افراد قبل از تصويب قانون كشف حجاب با فعاليتهاي مطبوعاتي، شركت در جمعيتهاي زنان و تأسيس مدارس به سبك جديد، زمينههاي تغييرات اجتماعي زنان را تدارك ديدند و طرز تفكر خود را نشان دادند. به همين دليل هم از سوي حكومت و برنامهريزان كشف حجاب به عنوان عناصر مناسب و مؤثر انتخاب شدند و از ابتداي تأسيس كانون تا 17 دي سال 1314 كه كشف حجاب رسماً از سوي دولت اعلام شد، با تمام امكانات به تبليغ در باره كشف حجاب پرداختند.
در هنگام اعلام قانون كشف حجاب قرار شد ابتدا بانوان خاندان سلطنتي و سياسيون تراز اول كشور اين اقدام را عملي كنند؛ لذا در عمارت دانشسرايعالي پسران مجلسي برگزار شد و همسر و دختران شاه همراه با برخي از همسران رجال سياسي بدون حجاب شركت كردند و كشف حجاب با نطق رضاخان رسماً اعلام شد. (17)
پس از اين جلسه، بيحجابي به يك طبقه يا گروه خاص محدود نماند و براي همه زنان اجباري اعلام گرديد و مقاومت و اعتراض جدي مردم را به دنبال داشت. طبق اين قانون به مأمورين حكومتي اجازه داده شد براي برداشتن حجاب از سر زنان به اقدامات خشونتآميز هم متوسل شوند. (18)
در باره واكنش مردم و برخوردهاي خشن مأمورين با زنان باحجاب داستانها و كتابهاي بسياري نوشته شدهاند. همين مسئله نشان ميدهد كه بهرغم تبليغات گسترده رژيم پهلوي و خشونت رضاخان براي اجراي قانون كشف حجاب، بيحجابي هرگز به عنوان يك ارزش در بين زنان ايراني معنا نشد و با زمينههاي اجتماعي و فرهنگي جامعه ديني ايران فاصله بسيار داشت و تنها زناني از بيحجابي استقبال كردند كه تحت تأثير سبك زندگي غربي و از پيوندهاي مذهبي خود به دور بودند.
بيحجابي اجباري با چاشني جشن و سرور!
پس از 17 دي سال 1314، استانداران و رؤساي ادارات در شهرهاي مختلف مكلف شدند مهمانيها و جشنهايي را به صورت مختلط برگزار و به همراه همسران بيحجاب خود در مراسم شركت
كنند.(19) پس از اجراي قانون كشف حجاب، بسياري از كشورهاي غربي پيامهاي تبريكي را براي رضاشاه فرستادند و حمايت خود را از او اعلام كردند. (20)
كمي پس از كشف حجاب، ورود دختران به دانشسراي عالي آزاد اعلام شد و اولين گروه متشكل از 12 نفر دختران طبقات سياسي خاص وارد دانشسرا شدند. (21) اين افراد بعدها رهبري و مديريت جمعيتهاي زنان را به عهده گرفتند و به عنوان حاميان اصلي سياستهاي حكومت پهلوي در زمينه فعاليتهاي اجتماعي زنان وارد ميدان شدند. اين در حالي بود كه هنوز متدينين ايران در برابر كشف حجاب مقاومت ميكردند.
با شروع جنگ جهاني دوم، كشور آلمان بهسرعت پيشرفت كرد و در عرصه سياسي جهان تبديل به ابرقدرت گرديد. رضاشاه كه سخت تحت تأثير قدرتنمايي هيتلر قرار گرفته بود، به اين كشور تمايل پيدا كرد. اين گرايش به هيچوجه مورد تأييد روس و انگليس نبود، لذا در صدد برآمدند رضاشاه را از سلطنت كنار بگذارند. در همين ايام قواي آلمان تا كوههاي قفقاز پيشروي كرد و سپس نيروهاي متفقين به بهانه استفاده از راهآهن ايران براي كمك به نيروهاي شوروي وارد خاك ايران شدند. در نتيجه اشغال كشور توسط ارتش متفقين، بحرانهاي اقتصادي و سياسي متعددي گريبانگير مردم ايران شد و نهايتاً رضاشاه با دخالت قدرتهاي غربي، سلطنت را به پسر جوان و بيتجربهاش محمدرضا پهلوي واگذار كرد. با بركناري رضاخان قانون كشف حجاب اجباري ملغي گرديد و زنان مذهبي بار ديگر به حجاب روي آوردند. در اينجا بود كه جمعيتهاي زنان بار ديگر نقش مهمي را در پيشبرد اهداف حكومت پهلوي به عهده گرفتند و جمعيتهايي چون جمعيت زنان و كانون بانوان با انتشار مقالات در روزنامهها و مجلات سعي كردند مظاهر تجدد را همچنان ترويج كنند. آنان با ارسال نامه و نيز با ديدارهاي خصوصي با سياسيون تلاش كردند موقعيت خود را مستحكم كنند، اما حكومت جديد كه هنوز ثبات لازم را به دست نياورده و مستقر نشده بود، ترجيح ميداد وارد چنين چالشهايي نشود و از چنين تفكراتي حمايت نكند. (22)
در سال 1322 بعضي از جمعيتهاي زنان با يكديگر ائتلاف و سازمان همكاري زنان را تأسيس كردند تا بتوانند با تمركزو انسجام بيشتري فعاليت كنند. (23) به اين ترتيب در سالهاي اول حكومت محمدرضا پهلوي، جمعيتهاي زنان فقط تلاش كردند موجوديت خود را حفظ كنند.
پس از تحكيم پايههاي قدرت سياسي حكومت محمدرضا پهلوي و استقرار آن، اين جمعيتها بار ديگر توسط حكومت تقويت گرديدند و بهويژه در فاصله سالهاي 1322 تا 1325 انجمنهاي زنان متعددي به اشكال و با عناوين گوناگوني تشكيل شدند. اكثر اين نهادها از سوي حكومت و سياسيون مورد حمايت قرار گرفتند. مؤسسان اين جمعيتها پيش از اين هم دستي در سياست داشتند و انگيزه اصلي آنها سوق دادن افكار عمومي به سمت فرهنگ غربي و تغيير سبك زندگي ديني بود. (24) اينها در پوشش ظاهري آگاهي دادن به زنان، انجام امور خيريه به نفع طبقات كمدرآمد، تشكيل كلاسهاي اكابر براي بالا بردن سطح سواد و امثال آن، اهداف واقعي خود را دنبال ميكردند. (25)
حمايت حكومت پهلوي از جمعيتهاي زنان بهخوبي نشان ميدهد كه اين جمعيتها كاملاً با سياستهاي رژيم همسو و همگام بودند، وگرنه به دليل مخالفت اكثر مردم با اقدامات غربگرايانه آنان، امكان ادامه فعاليت درآن سطح گسترده و وسيع امكانپذير را پيدا نميكردند.
شباهت جمعيتهاي زنان دردوران پهلوي اول و دوم
جمعيتهاي زنان در دوران رضاخان و محمدرضا پهلوي هر چند ظاهراً با هم فرق داشتند، اما اكثراً اهداف يكساني را دنبال ميكردند. به همين دليل هم بود كه در مواقع لزوم و زماني كه سياسيون تشخيص ميدادند، بهسرعت با هم ائتلاف ميكردند. (26)
بررسي تك تك جمعيتهاي زنان به دليل تعدد بسيار و فقدان اسناد و مدارك مربوط به هر يك از آنها كار سادهاي نيست؛ لذا براي روشن كردن پيشزمينههاي اجتماعي و سياسي براي شكلگيري آنها به خلاصهاي از عملكرد آنان بسنده ميكنيم.
يكي از وجوه مشترك اغلب جمعيتهاي زنان برگزاري كلاسهاي اكابر به عنوان بهترين راه نفوذ در طبقات مختلف مردم بود. اين جمعيتها با تشكيل كلاسهاي فوقبرنامه، آموزش خياطي، آرايش، قلاببافي و... بهراحتي با اقشار مختلف ارتباط برقرار ميكردند و به ترويج انديشههاي خود ميپرداختند.
از جمله اين جمعيتها ميتوان به جمعيت پرورش كودك (تأسيس سال 1325)، انجمن مبارزه با بيسوادي زنان (1325)، انجمن معاونت عمومي زنان شهر تهران (1325)، جمعيت شير و خورشيد سرخ بانوان (1328) اشاره كرد.
بعضي از اين جمعيتها در مناطق مختلف شهرها تشكيل ميشدند و اهداف ظاهري آنها تأمين بهداشت و آباداني محلهها و مناطق مسكوني بود. تشكيل كلاسهاي آموزشي و فعاليتهاي تبليغاتي در دستور كار اين جمعيتها قرار داشت. انجمن كوي يوسفآباد و انجمن زنان و دختران نارمك نمونهاي از آنها هستند. (27)
بعضي از اين جمعيتها از جمله جمعيت راه نو و انجمن بانوان فرهنگي، هدف خود را ارتقاي سطح فرهنگي زنان و زمينه فراهم آوردن براي ورود زنان به عرصههاي مديريتي و سياسي عنوان ميكردند. (28)
تعدادي از اين جمعيتها هم با سرمايهگذاري كشورهاي خارجي تأسيس ميشدند و با همكاري زنان خارجي در داخل و خارج از كشور فعاليت ميكردند. از جمله باشگاه بينالمللي زنان كه توسط امريكاييها و ايرانيها تأسيس شد و به اتحاديه بينالمللي زنان در امريكا وابسته بود و اعضاي آن را اكثراً همسران سفيران برخي از كشورها تشكيل ميدادند. (29)
يكي از عوامل تشكيل جمعيتهايي چون جمعيت زنان كارمند و جمعيت دختران دانشجو اشتراكات شغلي و حرفهاي و هدف عمومي آنها تأمين حقوق شغلي و تحصيلي و امكانات ويژه آن گروهها بود.(30)
بعضي از اين جمعيتها از جمله سازمان زنان طرفدار اعلاميه حقوق بشر با انتخاب عناوين خاصي خود را به سازمانهاي بينالمللي منتسب ميكردند و با ايجاد ارتباط با آنها از آنان خط و الگو ميگرفتند. (31)
مديريت و سازماندهي اين جمعيتها بر اساس الگوبرداري دقيق از كشورهاي غربي بود. رؤساي اين جمعيتها، با سفر به اين كشورها و ايجاد ارتباط با جمعيتهاي زنان، اهداف و برنامههاي خود را تدوين ميكردند. (32)
پينوشتها در سرويس گفت وگو موجود است.