
اين يك رفتار غيرعاقلانه است كه نشان ميدهد شما هيچ كنترل و تمركزي براي خريدهايتان نداريد. در كمترين زمان بيشترين ميزان پول را از حسابتان براي خريدهايتان خرج ميكنيد. اين اسمش باكلاس بودن نيست، بلكه يك بيماري است كه رفتار شما نشان داده نتوانستهايد مهارش كنيد. باور كنيد همانطور كه لباس دوختن، آرايشگر بودن، آشپز بودن و حتي حسابدار بودن مهارت و تخصص است و نياز به دانش و تسلط بر عقل دارد خريد كردن هم يك اتفاق كاملاً مهارتي و حرفهاي است كه كيفيت و كميت آن ارتباط كاملاً مستقيمي با ذهن شما، نوع تفكرتان و ميزان تسلط عقل بر احساستان دارد.
خريد كردن يك تخصص است و كساني كه از اين تخصص بهرهاي نبردهاند بيگدار به آب ميزنند. اينها همان كساني هستند كه عمدتاً زماني كه جيك جيك مستانهشان به راه است فكر زمستانشان نيستند. همان كساني كه شبهاي آخر سال تا خرخره خريد ميكنند و روزهاي ابتداي سال بعد را با مشكلات اقتصادي آغاز ميكنند. اين گروه همان كساني هستند كه تبعات خريدهاي غيرعاقلانهشان تا اسفند سال بعد حتي گريبانشان را خواهد گرفت. اين گروه همان كساني هستند كه وقتي چيزي ميبينند چشمانشان گرد ميشود، كاملاً احساس نياز به آن كالا ميكنند و به سرعت كيف پولشان را دست ميگيرند. اگر شما هم جزو كساني هستید كه سريع فريب چشمك ويترينها را ميخوريد ميتوانيد با چند راهكار ساده روي خودتان كار كنيد.
بيبرنامه وارد فروشگاه نشويد
مهارت اول اين است كه بدون فكر داخل مغازه يا مركز خريد نرويد. هميشه قبل از خريد فكر كنيد، نيازهايتان را مرور كنيد، از چند روز قبل خريدهايتان را يادداشت كنيد. زمان خريد كردنتان را به دفعات عقب بيندازيد و در اين فاصله ليستتان را مرور كنيد. تلاش كنيد براي هر خريدتان يك دليل منطقي بياوريد. هر زمان كه به اين نتيجه رسيديد كه خريدتان ارزش و ضرورت لازم را ندارد از ليست خط بزنيد. اين كار را در روزهاي مانده به خريد مدام تكرار كنيد. پيش از خريد كردن هميشه چند پرسش را در ذهنتان مرور كنيد و براي تك تك آنها يك پاسخ عاقلانه و حقيقي پيدا كنيد. «دقيقاً چه چيزي ميخواهيد؟ ميتوانيد بدون خريدن آن هم سپري كنيد يا نه؟ چرا به آن احتياج داريد؟ دقيقاً چه تعداد يا چه ميزان براي چه زمان بايد بخريد؟ ميتوانيد به خوبي از آن نگهداري و استفاده كنيد يا خير؟».
جواب تكتك اين سؤالها ميتواند ذهن شما را نسبت به كالاهاي مورد نظرتان عوض كند. گاهي اوقات شما در پاسخ به سؤال اول منطقي هستيد اما در مقابل سؤال دوم ميبينيد ميتوانيد بدون اين خريد هم سر كنيد پس نخريد. گاهي اوقات براي همه سؤالها تا آخر جواب منطقي و ضرورتسنجي داريد اما در سؤال آخر ميبينيد در حال حاضر شرايط نگهداري از اين خريد را نداريد، پس منتفياش كنيد. چند پرسش وجود دارد كه هميشه بايد وقت خريد آنها را از خود بپرسيد؛ دقيقاً چه چيز ميخواهم؟ چرا به آن احتياج دارم؟ بايد چه مقدار از آن را خريداري كنم؟ آيا شرايط نگهدارياش را در منزل دارم؟ اين پرسشها را در فروشگاههاي بزرگ و پرزرق و برق بايد بارها با خودتان تكرار كنيد و اگر نتوانستيد به آنها پاسخ بدهيد بهتر است از خريد منصرف شويد. هميشه پيش از خريد رفتن، روي كاغذ دقيقاً بنويسيد كه قصد خريد چه چيزهايي را داريد و در مركز خريد دقيقاً سراغ فروشگاههاي ويژه عرضه آنها برويد و به جز آنچه روي كاغذ نوشتهايد چيزي نخريد، مگر آنكه واقعاً كالايي مهم را كه مورد نيازتان بوده است، در فهرست از قلم انداخته باشيد.
نقشههاي فروشنده را خنثي كنيد
مهارت دوم اين است كه باور كنيد شما و فروشندهها در دو قطب مخالف هم هستيد. هر كاري كه او ميخواهد روي شما نتيجه بدهد شما بايد نگذاريد و نقشهاش را خنثي كنيد. همانطور كه فروشندهها براي فروش بيشترشان مهارت و ترفند سراغ دارند شما هم بايد براي مقاومت بيشتر براي نه گفتن و خريد نكردن مهارت بلد باشيد. با خودتان تمرين كنيد كه اگر فروشندهاي را ديديد و احساس كرديد در حال فريب خوردن هستيد مدام كلمه نه را در ذهنتان مرور كنيد. ميگويد جنسش خوب است و حراج خورده است، در ذهنتان بگوييد نه من نياز ندارم. تكرار ميكند فقط و فقط حاضر است به شما تخفيف ويژهاي بدهد با خودتان بگوييد نه هيچ گربهاي محض رضاي خدا موش نميگيرد.
لمس نكنيد، نپوشيد، بو نكنيد. مادامي كه شما نزديك نشويد لباس را نپوشيد، عطر را بو نكنيد و جنس را لمس نكنيد فريب نميخوريد. اما اگر چنين اتفاقي افتاد بدانيد قدم اول را به اصطلاح ما گاف دادهايد حالا بايد براي رهايي از اين بند تلاش كنيد. وقتي فروشنده اصرار ميكند كه حالا يك تن بزن نخريدي هم نخريدي. باور نكنيد، نپوشيد، چون او بهتر از خود شما ميداند اگر اولي را بپوشيد قطعاً دلتان ميخواهد يك سايز مناسب و رنگ دلخواه را هم تن بزنيد و همين ميشود وسيلهاي براي فريب شما.
وقتي شما دست ميبريد جنس كالايي را ميبينيد همان لحظهاي است كه فروشنده دلش غنج ميرود براي پرسيدن قيمت از زبان شما. نكنيد و از اين قدم فراتر نرويد. تا همينجا هم زيادي پيش رفتهايد. لمس كردن، يكي از مهمترين بخشهاي خريد است و به همين دليل اغلب فروشندههاي حرفهاي معمولاً به مشتري پيشنهاد ميكنند به جنسي كه حتي قصد خريدش را ندارد، دست بكشد و تماشايش كند.
فروشندهها بيشتر از همه ما ميدانند كه حس لامسه فريبدهندهترين عنصري است كه در خود مشتري ميتوانند سراغش بروند. فراموش نكنيد اگر به اين مرحله رسيديد و تا اينجا فريب خورديد بهتر است بگرديد در ذهنتان مرور كنيد و مشابه همين جنس را از ميان كمد لباسهايتان انتخاب كنيد. بپذيريد كه اين جنس را قبلاً هم خريدهايد و آنقدر كه مشتري تعريف ميكند راضي نبوديد. بنابراين براي پيشگيري از فريب خوردن در خريد، يادتان باشد كه اگر جنسي را در نگاه اول نامناسب تشخيص دادهايد، به پافشاري فروشنده براي لمس كردنش توجهي نكنيد.
نگاه عيبجويانه به كالا داشته باشيد
مهارت سوم اگرچه از نظر ما غيرمنطقي است اما حقيقتاً لازم است. در مقوله خريد كردن گاهي اوقات ما بيماراني داريم كه اعتماد به نفس كافي ندارند و تمامي اين مهارتها را ناديده ميگيرند. ميرسد به جايي كه حتي كالايي كه ميخواهند بخرند نه تنها كيفيت ندارد و خراب است بلكه قيمتش هم گران است. گروهي از افراد هستند كه در اين زمان تلاش ميكنند بهدنبال بهانههاي واهي خود را قانع به خريد كنند. اينجاست كه فروشنده هم دست بهكار ميشود براي هر ايرادي كه به ذهن شما رسيده و عنوان كردهايد يك دليل ظاهراً قانعكننده ميتراشد اما قانع نشويد. به خودتان بگوييد كه او دارد شما را ساده فرض ميكند. مدام با خودتان تكرار كنيد كه نبايد با چنين خريدي فروشنده را به هدفش برسانيد. تا ميتوانيد كالا را وارسي كنيد و از ذهن عيبجويتان بخواهيد كه اينجا از هر درز و هر شكاف اين جنس برايتان ديو بسازد. كار را به جايي برسانيد كه ذهنتان از چنين خريدي قانع نشود.
قحطيزده نباشيد
مهارت چهارم اين است كه مثل قحطيزدهها رفتار نكنيد. قحطيزدهها مدام فكر ميكنند قرار است اتفاق بدي در روزهاي آينده برايشان رخ بدهد. آنها كساني هستند كه معمولاً از سر ترس بيش از حد و تسلط نداشتن عاقلانه بر رفتارشان از هر چيز چند ده عدد ميخرند و به نيت انبار كردن براي روز مبادا پولشان را داخل جوي ميريزند. اگر شما هم چنين تفكري داريد زمان خريد كردن به خودتان نهيب بزنيد كه اين فروشگاه هميشه باز است و ميتوانيد روزهاي بعد از سر تفريح و قطعاً نياز به خريد بياييد، پس لازم نيست اينطور افراطي از هر كالا چند ده عدد خريد كنيد.