
در اينكه انتخابات تا چه اندازه ميتواند در تعيين سياستهاي داخلي و جهتگيريهاي آن تأثير گذار باشد، تقريباً براي همه آحاد جامعه شناخته شده است و مردم طي سال 37 گذشته كه شاهد برگزاري انتخابات متعدد در عرصههاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي، شوراهاي شهر و روستا و مجلس خبرگان رهبري بودهاند ، به روشني تأثير عملكرد متفاوت دولتها و مجالس را در زندگي خود حس كردهاند. هرچند شايد اين تأثير در حوزه سياست خارجي به اين وضوح نباشد اما واقعيت اين است كه تأثير انتخابات داخلي بر عرصه سياست خارجي نه تنها دستكمي از سياست داخلي ندارد بلكه چه بسا در برخي موارد از آن هم مهمتر است، چراكه در عرصه سياست خارجي برخلاف سياست داخلي، كساني كه در طرف مقابل قرار دارند نه دولت ملي و اتباع داخلي بلكه دولتها و رژيمهاي بيگانه هستند كه در خوشبينانهترين حالت رقيب محسوب ميشوند و برخي از آنها در رديف دشمنان قرار ميگيرند كه از هر فرصت ممكن براي ضربه زدن استفاده ميكنند. يكي از اين فرصتها، برگزاري انتخابات است و در اين ايام همچنان كه شواهد موجود نشان ميدهد، دشمنان در تلاشند از فضاي رقابتي حاكم بر انتخابات براي دو بههمزني احزاب و گروههاي رقيب عليه يكديگر استفاده كنند و بدبيني و بياعتمادي آنها را عليه يكديگر برانگيزند. به نظر ميرسد يكي از اهداف رسانههاي غربي و در رأس آن بيبيسي فارسي از تظاهر به حمايت از برخي جناحهاي داخلي دامن زدن به بي اعتماديها ، بدبينيها و در نهايت اختلافات داخلي است. اين در حالي است كه يكي از مهمترين رموز موفقيت سياست خارجي، اجماع داخلي است و هرچه در داخل اجماع و اتحاد باشد، به همان ميزان سياست خارجي قويتر ميشود و به پشتوانه حمايتهاي داخلي اهداف و منافع ملي را با قدرت پيش ميبرد. با توجه به اينكه دشمنان جمهوري اسلامي ايران تاكنون نتوانستهاند در عرصههاي سختافزاري اهداف خود را عليه ايران عملي كنند و بنابراين تمام تلاش خود را بر حوزههاي نرمافراري متمركز كردهاند و اگر از اين ديد به اهميت انتخابات نگاه شود اين نتيجه گرفته ميشود كه حضور گسترده و هوشمندانه در انتخابات روز جمعه (كه تشكيل مجلسي كارآمد و همسو با اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را به همراه داشته باشد )علاوه بر اينكه پشتوانه محكمي براي سياست خارجي ايران فراهم ميكند، قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران را نيز به موازات قدرت سخت آن افزايش ميدهد. در شرايطي كه اغلب كشورهاي اسلامي و عربي منطقه در تضاد ميان ارزشهاي اسلامي و ديني و ارزشهاي دموكراسي دست و پا ميزنند، جمهوري اسلامي ايران به بركت انقلاب اسلامي الگوي جديدي از نظام سياسي ارائه داده است كه توانسته دين و سياست را در كنار هم قرار دهد و به طور هنرمندانه آنها را با هم تلفيق كند. از اين رو حضورآگاهانه در انتخابات ميتواند به حفظ و استمرار اين الگو كمك كند و بهتدريج زمينه را براي استقبال منطقهاي و جهاني از آن فراهم كند.
و در نهايت بايد به اين واقعيت اذعان كرد كه آنچه به برگزاري انتخابات باشكوه روز جمعه اهميت مضاعف ميبخشد، شرايط حساس منطقهاي است و اگرچه محور مقاومت به رهبري جمهوري اسلامي ايران توانسته به برتري تاريخي بيسابقهاي دست يابد و به اعتراف دوست و دشمن خود را به قدرت منطقهاي قدرتمند ارتقا دهد اما هنوز با توجه به سيال بودن تحولات و سنگاندازيهاي گسترده دشمنان و در رأس آن عربستان و رژيم صهيونيستي هنوز براي تثبيت اين موقعيت به حمايتهاي گسترده داخلي نياز دارد و از اين ديد انتخابات پيشرو فرصتي براي حمايت از تثبيت قدرت منطقهاي ايران است.