
انسانها به طور ناخودآگاه، در شرايط متفاوت، رفتارها و واكنشهاي متفاوتي از خود بروز ميدهند، اما به طور قطع ميتوان گفت كه رفتارها به دو دسته درست و غلط تقسيم ميشوند و بروز اينها چه درست و چه غلط، هر دو بسته به آموزش فرد دارد؛ آموزش، تقريباً در هر سن و در هر مكاني ميتواند تأثير خود را داشته باشد. به همين دليل است كه بيلبوردها و تابلوهاي بزرگ كه در سطح شهر هستند اكثراً داراي محتواي آموزشي هستند و تابلوهاي بزرگ درون ايستگاههاي مترو هم از اين قاعده مستثني نيستند. مترو، يكي از مهمترين وسايل حمل و نقل عمومي است كه شايد در طول روز تعداد بسياري از ما، از آن استفاده ميكنيم. حتي در طول مسير به اقشار بسياري از جامعه برخورد ميكنيم؛ از دانش آموزان و دانشجويان گرفته تا كارمندان، مهندسان، پزشكان و استادان دانشگاه. چه فرقي ميكند مقصد كجا باشد؟ در هر حال، همه ما ممكن است در مسير، خسته شويم و بخواهيم با كسي كه كنارمان ايستاده يا نشسته است ارتباط كلامي برقرار كنيم. يا ممكن است از روز طولاني كه گذراندهايم خسته باشيم يا ديرمان شده باشد و بخواهيم زودتر به مقصد مورد نظرمان برسيم و به همين دليل رفتار و واكنشهاي غلطي نشان دهيم كه نهايتاً تمام اين رفتارها و تعاملها، نتيجهاي به دنبال دارند.
تعامل اجتماعي با يك لبخند ساده
تعامل، برخورد، رفتار و گفتوگوهاي ما، به عنوان عضوي از جامعه، نه تنها بر زندگي خودمان و اطرافيانمان تأثير بسزايي دارد، بلكه بر زندگي ديگران و همينطور پيشرفت يا پسرفت جامعه به ميزان بسيار زيادي تأثيرگذار است. تعامل اجتماعي صحيح باعث ميشود تا جامعه بهتري بسازيم. در اين رابطه مثالهاي بسياري ميتوان زد، از جمله آن ميتوان به تعاملات اجتماعي در وسايل حمل و نقل عمومي به خصوص مترو اشاره كرد. همانطور كه ميدانيد ايستگاههاي مترو معمولاً از ساعت شش و نيم صبح باز هستند و اولين قطارها از اين ساعت به راه ميافتد و رفتوآمد مردم عادي در ايستگاهها و همينطور شروع كار كارمندان داخل ايستگاه هم از اين ساعت است و اين روند هر روز تا ساعت 10 يا ده و نيم شب كه آخرين قطارها حركت ميكنند، ادامه دارد. خود را موجودي بسيار بزرگ تصور كنيد كه ذرهبيني بسيار قوي و بزرگ در دست داريد و قرار است رفتار و عملكرد افراد را در مترو زير نظر بگيريد. صبح زود خيليها در مترو هستند و بسياري از آنها هنوز خيليها خوابآلود به نظر ميرسند. برخي زير چشمهايشان پف كرده و برخي هم آنقدر خوابآلودند كه انگار دارند در خواب راه ميروند. از طرف ديگر تعدادي هم هستند كه ديرشان شده يا عجله دارند و بسيار سريع راه ميروند، شايد از اين منظر و خيلي وجوه ديگر مانند طرز لباس پوشيدن و غيره، اين انسانها متفاوت باشند اما از يك منظر همه شبيه يكديگرند. فرقي نميكند كه آن فرد يك دانشآموز باشد، يك دانشجو، يك كارمند، مهندس، پزشك يا حتي كارمند خود مترو كه پشت گيشه نشسته و به مسافران بليت ميفروشد، همه اين انسانها يك حالت چهره ثابت دارند؛ همه خشك و بيروح به نظر ميرسند، مانند روباتهايي كه از كنار هم ميگذرند؛ چهرههايي سرد و هميشه خسته كه سر در زندگي خستهكننده و روباتگونه خود فرو بردهاند و شايد به زور، جواب ديگري را بدهند. بدون اينكه سر خود را بالا بياورند و به اطرافشان نگاه كنند يا حتي تعداد بسيار كمي از ماهيچههاي صورت خود را به كار بگيرند و لبخندي بس كوچك بزنند! بعضي از مراجعهكنندگان كه به باجه بليت ميروند با برخورد سرد و گاهي بيروح و بدون لبخند كارمندان مواجه ميشوند. شايد فكرش را هم نكنيد كه يك لبخند ساده چقدر ميتواند در داشتن يك روز خوب مؤثر باشد! رفتار انسانها مانند زنجيري از اعمال، به هم وابسته است. با يك مثال اين قضيه را سادهتر ميتوان متوجه شد: اگر كارمندي كه در باجه بليتفروشي است صبح در برخورد با ديگران لبخند بزند و خوشبرخورد باشد، ناخودآگاه كسي كه از او بليت ميگيرد هم لبخند بر لبش مينشيند و بعد وقتي وارد قطار ميشود، به ديگران نيز لبخند ميزند و به اين شكل لبخند نيز بر لب ديگران مينشيند و اينطور، لبخند بين همگان پخش ميشود و واگن به واگن ميچرخد. وقتي آن فرد نيز سر كار ميرود، آن لبخند به طور ناخودآگاه باعث ميشود تا روزي خوب و با انرژي مثبت را سپري كند و بعد، وقتي به خانه باز ميگردد هم آن انرژي مثبت را با خود به اعضاي خانه هم انتقال ميدهد.
رفتار صحيح زير ذرهبين
رفتار صحيح در همهجا به خصوص در وسايل نقليه عمومي نيز به اندازه تعامل اجتماعي مهم است. از زماني كه وارد ايستگاههاي مترو ميشويد با تابلوهاي آموزشي بسيار، با تصاوير كارتوني و گرافيكي، همراه با نوشتههايي حاوي نكات آموزنده در رابطه با استفاده صحيح از مترو و رفتار صحيح در آن، مواجه ميشويد. تمامي اين تابلوها با هدف فرهنگسازي و ساختن جامعهاي بهتر، طراحي و نصب شدهاند. آيا هنوز آن ذرهبين بزرگ را در دست داريد؟ پس به دقت نگاه كنيد؛ آن كارمند بليت فروش را كه با چه بداخلاقي و ترشرويي، بدون آنكه سرش را بالا بياورد، بليت را به دست مسافر ميدهد، ميبينيد؟ آن فردي را كه روي پله برقي ميدود و با نهايت خودخواهي به ديگران تنه ميزند تا راه را براي خود كه ديرش شده و عجله دارد باز كند، ميبينيد؟ با اينكه تابلوهاي اطرافش را ميبيند، باز هم اين كار را انجام ميدهد و اگر هم كسي به او چيزي بگويد، با پرخاشگري و بي ادبي او مواجه ميشود. ميبينيد كسي را كه حوصله ندارد در صف پله برقي، هنگام شلوغي بايستد و خارج از صف ميخواهد از پله برقي استفاده كند و حق ديگران را به هيچ ميشمارد؟ ميبينيد فردي را كه با وجود پر بودن قطار، اصرار دارد سوار همان قطار شود و ديگران را هل ميدهد و باعث اذيت ميشود؟ ميبينيد كساني را كه با وجود ديدن تابلوي «ابتدا بگذاريد مسافران پياده شوند»، اجازه پياده شدن به مسافران را نميدهند؟ ميبينيد جواني را كه جاي خود را در قطار، به سالمندان و ناتوانان نميدهد؟... به راستي ديگر چه ميبينيد؟
براي تغيير رفتار هيچ وقت دير نيست
رفتارهاي بالا را كه با ذرهبينتان ديديد، چگونه ارزيابي ميكنيد؟ آيا آنها را تأييد ميكنيد؟ تا به حال فكر كردهايد كه آيا خودتان آنها را انجام ميدهيد يا خير؟ آيا كسي را با چنين رفتارهاي اشتباهي آزردهايد؟ رفتارهاي ما روي رفتار ديگران نيز مؤثر است، مانند مهرههاي دومينو. به رفتارهايتان دوباره فكر كنيد و اگر ميبينيد كه جايي اشكالي وجود دارد، درصدد رفع آن اقدام كنيد، چراكه هيچگاه براي ايجاد تغيير در رفتار دير نيست. تعامل اجتماعي را و مهمتر از همه، لبخند را فراموش نكنيد.