کد خبر: 765728
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۴
به بهانه انتشار اثرِتاريخي «سرچشمه‌هاي تصوف»
جعفر توانا

قدرت‌طلبان كه با جهانخواري نيز سيري ندارند و با استكبار جهاني تعريف مي‌شوند، پس از جنگ سرد و فروپاشي بلوك شرق، اسلام را دشمن اصلي خود شناخته و كوشيده‌اند با تمام امكانات علمي و عملي راه مبارزه مستقيم و غيرمستقيم با آئين مسلماني، نمادها و پايگاه‌هاي اجتماعي آنها را در پيش بگيرند تا با تهاجم به كشورهاي اسلامي در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و اعتقادي آن هم نه‌تنها با هدف محدودسازي، بلكه به انحراف كشاندن و سركوبي بيداري‌ها كه در دستور كار خود قرار داده‌اند مقصود خويش را تأمين كنند.

دستورالعمل مثلث شوم «قدرت»، «اطلاعات» و «ثروت» جهانخواران نه‌تنها به تضعيف اسلام و كشتار مسلمانان در جهان خلاصه نمي‌شود، بلكه دستكاري در اعتقاد مسلماني كه يك نوع آن با تقويت فرقه‌ها و مسلك‌هاست صورت مي‌گيرد و اگر با به انحراف كشاندن فرد در جامعه تأمين مقصود و منظور فرقه‌اي نكند كه مي‌كند، بدترين نوع زيان جبران‌ناپذيري است كه براي وحدت مورد نياز امروز جهان اسلام به شمار مي‌رود.

در همين زمان عده‌اي كه از مسير ديني مردم جدا افتاده براي خويش سير و سياستي ديگر از غيرمردمي يا ضدمردمي داشته، كوشيده‌اند به كار فرقه‌داري سر و ساماني بدهند و تأمين منظور كنند. به‌خصوص هرگاه مردم به دلايل متعدد جغرافيايي، اقتصادي، سياسي، روحي و نظاير آن از تشكل و تعامل فرهنگي دور و پراكنده شده‌اند، لاجرم فرهنگ سيلان و جريان مطلوب كمال يافته خويش را كم و بيش از دست مي‌دهند و چه بسا به انقطاع و گسيختگي مبتلا مي‌شوند و نمي‌توانند از بار فرهنگي و بنيه عقلاني خويش در هيئت اجتماع به نحوي كه مقتضاي روح دينداري است حداكثر بهره‌برداري را به عمل آورند، هم در استحصال و استخراج ذخاير وجود در حد اعلا توفيق يابند و هم تزويرها و خدعه‌ها را كه در چنين قالب‌هايي دلسوزانه مطرح مي‌شود، بشناسند. اگر اين بينش ـ كه بايد در تمامي شئون و عرصه‌هاي فردي و اجتماعي نقش و تأثير بنيادي اعتقادي به اصول و فروع ديانت تعيين‌كننده باشد ـ وجود نداشت، كرامت و شرافت ذاتي انسان سرمايه دست آنهايي قرار مي‌گيرد كه مي‌كوشند سرشت مادي و معنوي قابل رشد و شكوفايي بشر را در همه وجوه و زمينه‌هاي فردي و اجتماعي در اختيار بگيرند و او را در كمال‌جويي و آرمان‌خواهي در خدمت مقاصد خود در‌آورند و متأسفانه به لحاظ تأثيرپذيري انسان از عوامل مثبت و منفي تا اندازه‌اي موفق بوده‌اند.

چون چنين سودجويي از سعادت و دين فرد و جامعه مي‌طلبد هر كس به نوبه خويش در راه سالم‌سازي و زدودن علل و عوامل زمينه‌ساز تحريف و تحذيف اسلام كه مقدمه كفر و نفاق، فقر و فساد، ظلم و استبداد، سلطه و استكبار است، دست به كاري بزند كه غصه سر‌آيد. تدوين رساله حاضر را در عرصه اشاعه تصوف فرقه‌اي كه مدت‌هاست به لحاظ آشنايي طالبان زندگي عارفانه به عمد با سير و سلوك طريق عرفاني اسلامي ايراني يكي دانسته شده، از جمله وظايف تشخيص داده است، باشد كه راهنما و راهگشايي و به اين مهم يادآور شود. دين مبدأ همه خوشبختي‌هاي يك ملت است. به همين اعتبار بايد دانست خروج از فرهنگ اسلامي با انواع بدبختي‌ها توأم مي‌شود.

و اگر اين بدبختي به هر وسيله‌اي دامنگير سعادت انسان شود، بدترين‌هاست كه مي‌بايد با تمام توان از زندگي فرد و صحنه جامعه بيرون رانده شود. «و آن كه اين كار ندانست در انكار بماند»(1) در خدعه‌ها و تزويرهاي سوداگران عمر نازنين تلف كرد، از يار بماند و به مقصد نرسيد. «ما در اين باره با تو سخن‌ها داريم.»

پي‌نوشت‌:

(1) حافظ

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها