کد خبر: 763575
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۴ - ۲۱:۰۱
من هميشه دانش‌آموز خوبي بودم. فكر مي‌كنم دختر خوبي هم بودم. يعني تا يادم مي‌آيد همه با آب و تاب، پشت سر و پيش رويم مي‌گفتند: «به‌ به! چه دختر آروم و خانومي؛ بچه اينقدر آروم و بي‌سر و صدا، اينقدرم درسخون و باهوش... باريكلا!»
زهرا محسني‌فرد

اما راستش را بخواهيد همين بي‌سروصدايي كه هميشه به‌خاطرش پدربزرگ و خاله و ناظم مدرسه تشويقم مي‌كردند، در دانشگاه حسابي برايم دردسرساز شده؛ آنقدر كه امروز دكتر ربيعي، استاد مباني فلسفه‌مان، عين اين شاگرد تنبل‌ها از من خواست تا بعد از كلاس به اتاقش بروم.

خانم ربيعي را دوست دارم براي اينكه مثل خيلي از استادهاي ديگر بي‌انگيزه نمي‌آيد و بي‌حوصله نمي‌رود. نشسته بودم روبه‌رويش و هي با مقنعه‌ام ورمي‌رفتم. نمي‌توانستم حدس بزنم با من چه كار دارد. خوب شد خودش تا نشست بي‌مقدمه شروع كرد: «ببينم جلالي، تو چرا هيچي سر كلاس نميگي؟ چرا تو مباحث شركت نميكني؟ چرا اينقدر آروم و بي‌سروصدايي دختر؟!» بدون اينكه سرم را بالا بياورم، آب دهنم را قورت دادم و هرچه فكر كردم پاسخي به نظرم نرسيد.

- شما دانشجوها تو اينستا و پلاس و فيس‌بوكتون در مورد زمين و زمان حرف مي‌زنيد، بعد سر كلاس هيچ صدايي ازتون در نمياد... همش دو سه نفر حرف ميزنن... البته اين براي من عجيب نيست، اينكه شما چرا هيچ حرفي نميزني عجيبه! ديروز «كارنوشت» كلاسيت رو خوندم؛ با يك نگاه فهميدم حداقل دو، سه كتاب خوب در اين زمينه خوندي؛ مباني فلسفي رو ميشناسي؛ خب امروز در مورد همين موضوع سر كلاس بحث شد، چرا هيچي نگفتي پس؟

از اينكه از كارنوشتم تعريف كرد، خيلي خوشحال شده بودم، ولي هنوز هم نمي‌دانستم چه جوابي بايد بدهم. مثل هميشه با خجالت گفتم: «خوشحالم كه كارنوشتم خوب بوده به نظرتون؛ چي بگم، من هميشه سختمه حرف بزنم توي جمع؛ نگرانم نظرم خوب نباشه يا اطلاعاتم نامربوط باشه؛ بيشتر گوش ميكنم.»

- شماها دانشجوي ترم اول هستيد؛ چه استادي از شما انتظار داره نظرات كارشناسي شده يا اطلاعات عجيبي ارائه بدي؟ شما بايد جنب‌وجوش داشته باشيد دخترم؛ نظرتون رو بديد حالا هر چي كه هست... آدم علوم انساني‌خون بايد قدرت تكلم داشته باشه، قدرت تحليل داشته باشه.

همانطور كه سرم پايين بود گفتم: بله...

دلم مي‌خواست مي‌گفتم: «ما كه 12 سال در سيستم آموزشي هي كتابا را خورده‌ايم و همون‌ها را مو به مو تحويل معلم‌ها داده‌ايم، ما كه عمري براي سنگين ‌رنگين ‌بودن و ساكت نشستن تشويق شده‌ايم، چطوري يك‌شبه بشيم دانشجوي خلاق و تحليلگري كه مدام حرف ميزنه و نظر ميده...» ولي نگفتم، عين هر باري كه حرف‌هايم را براي خودم نگه مي‌دارم تا يكي از پسرها يا دخترهاي پرجنب و جوش كلاس به جاي من حرف بزند.

ديگر كم‌كم دارم مطمئن مي‌شوم دختر خوبي كه من مي‌شناختم با يك دانشجوي خوب، خيلي فرق مي‌كند. دختر خوبي كه صدايش بلند نيست، كمتر حرف مي‌زند، بيشتر گوش مي‌دهد، مدام اظهار فضل نمي‌كند و با پسرها كل‌كل نمي‌كند و... اما دانشگاه چيز ديگري مي‌خواهد؛ چيزي كه با امروز من متفاوت است و معلوم نيست چقدر به فردايم شبيه باشد.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۲۹ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۱
0
0
تو کارت خوبه شک نکن
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار