کد خبر: 751290
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۴
آسيب‌شناسي نگاه تك‌بعدي به عاشورا
در زمانه‌اي زندگي مي‌كنيم كه در آن همه چيز يا سفيد ديده مي‌شود يا سياه. همه يا با ما هستند يا بر ما.
رضا آرش

همه يا دوست هستند يا دشمن. «دوگانه»ها حكمراني مي‌كنند. جامعه ما پر است از دوگانه‌هاي مختلف. دوگانه شيعه، سني. دوگانه اصلاح‌طلب، اصولگرا. دوگانه عرب، عجم. دوگانه ايراني و مسلمان و بي‌شمار دوگانه‌هاي تفرقه‌انگيز ديگر. جامعه به شدت دوقطبي‌شده است و همه چيز حد و رسم محدود و معيني دارد. اين دوگانه‌ها از قديم هم بوده. كمي كه در آثار قدما و تاريخ نگاه كنيم، دعواي اشعري‌ها و معتضله، نزاع عقل و عشق و فلسفه و عرفان پررنگ بوده و جدي تا جايي كه بسيار همديگر را ملحد و مرتد و قرمطي خطاب كرده‌اند.

اين نوشته قرار است به دوگانه ديگري بپردازد كه اين روزها كه حال و هواي ايام محرم است مورد جدال و بحث بيشتري است. اين نوشته درباره دوگانه «شور و شعور» است. رابطه ما با عاشورا و قيام امام حسين (ع) بايد مبتني بر شور و عاطفه باشد يا تعقل و انديشه‌ورزي؟ آيا اين دو در مقابل هم هستند يا با هم جمع مي‌شوند؟

دكتر علي شريعتي از منتقدان شورمحوري عزاداري‌ها و هيئت‌ها بود. تأكيد او در نوشته‌هايش بر توجه به اهداف قيام امام حسين (ع) و استفاده از ظرفيت‌هاي درس‌آموز آن براي به كارگيري در هر زمانه‌اي بود. او مخالف مواجهه عاطفي صرف با عاشورا بود و اصرار داشت كه به جاي گريه در عزاي مصيبت عاشورا بهتر است در آن تفكر و تأمل كنيم.

اين نگاه در بيشتر آثار دكتر شريعتي با محوريت عاشورا و قيام امام حسين (ع) وجود دارد؛ براي مثال كتاب «حسين وارث آدم» كه در عاشوراي سال 1349 به صورت متن و مقدمه و با الهام از زيارت وارث توسط ايشان نوشته شده است. كتاب مذكور هفت بخش اصلي و يك بخش ضميمه دارد كه برخي از اين قسمت‌ها توسط دكتر شريعتي نوشته شده و قسمت‌هاي ديگر آن از مجموعه سخنراني‌هاي ايشان است كه از روي نوار پياده شده است. در بخشي از اين كتاب مي‌خوانيم:«حسين، در اتصال به آن تسلسل نهضتي كه در تاريخ ابراهيمي وجود دارد معني مي‌دهد و بايد معني شود و انقلابش بايد تفسير و توجيه گردد. به صورت مجرد حسين را در تاريخ مطرح كردن و جنگ كربلا را، به صورت يك حادثه تاريخي مجرد عنوان كردن و آن را از پايگاه تاريخي و اجتماعي‌اش جدا كردن، موجب مي‌شود كه آنچه را معني ابدي دارد و همواره زنده است، به صورت يك حادثه غم‌انگيز گذشته در‌بياوريم چنانكه درآورديم و در برابرش فقط بگرييم چنانكه مي‌گرييم!»

يا در جاي ديگري از همين كتاب مي‌گويد:«اين پيام حسين را كه شيعه مي‌خواهد و در هر عصري و هر نسلي شيعه مي‌طلبد ما خاموش كرديم، به اين عنوان كه به مردم گفتيم كه حسين اشك مي‌خواهد، ضجه مي‌خواهد و دگر هيچ، پيام ديگري ندارد. مرده است و عزادار مي‌خواهد، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت و پيرو. آري اين چنين به ما گفته‌اند و مي‌گويند!»

شهيد مطهري نيز كه دغدغه خاصي نسبت به عاشورا داشت نگران تحريف عاشورا و قيام امام (ع) با تأكيدات بيش از حد به جنبه‌هاي عاطفي و كاستن از مايه‌هاي فكري و انديشه‌اي ايشان بود. مهم‌ترين بحث‌هاي شهيد مطهري در اين زمينه در كتاب «حماسه حسيني» جمع شده است. «حماسه حسيني» عنوان سه جلد كتاب از استاد شهيد است. اين مجموعه مشتمل بر سخنراني‌ها و يادداشت‌هاي ابتدايي و غير تفصيلي استاد مطهري است كه از حدود سال 1347 تا 1356 شمسي ايراد و نوشته شده است. «حماسه حسيني» تاريخ‌نگاري نيست، بلكه تحليل تاريخ است و در آن به جنبه‌هاي درس‌آموز و الگوگيري از قيام امام حسين (ع) و لزوم پيراستن آن از تحريفات تكيه و تأكيد شده است.

شهيد مطهري پس از تقسيم تحريف به لفظي و معنوي از اين گلايه دارد كه هر دو نوع تحريف در حادثه عاشورا راه يافته است، اما تحريف معنوي را خطرناك‌تر از تحريف لفظي و نقل قطعات تاريخي نادرست مي‌داند؛ زيرا بدون اينكه از لفظ بكاهد و آن را كم يا زياد كند، حادثه و سخن را به گونه‌اي توجيه و تفسير مي‌نمايد كه برخلاف معناي واقعي آن باشد. در جايي از كتاب آمده: «مي‌گويند امام حسين كشته شد تا گناهان ما بخشيده شود. شايد اين مسئله را از دنياي مسيحيت گرفته باشند و امام حسين‌(ع) را «فادي» مانند مسيح ناميده‌اند، درحالي كه قطعاً اين كار خطا و دروغ است و اگر روزه‌دار در ماه رمضان عمداً اين سخن را بگويد واللّه روزه‌اش باطل است؛ زيرا دروغ بر امام حسين است.»

و در جايي ديگر از همين كتاب گفته‌اند: «حسين بن علي‌(ع) مكتب عملي اسلام را تأسيس كرد. او نمونه عملي قيام‌هاي اسلامي است. خواستند مكتب حسين زنده بماند و سالي يك بار حسين با آن نداهاي شيرين و عالي و حماسه‌انگيزش ظهور كند و فرياد كند: «اَلا ترونَ اَنَّ الحق لا يعمل به و اَنّ الباطل لا يتناهي عنه، ليرغب المؤمن في لقاء اللّه محقّا» خواستند «الموت اولي من ركوب العارِ»، مرگ از زندگي ننگين بهتر است براي هميشه زنده بماند. خواستند «لا اَري الموت إلاّ سعادة و الحياة مَعَ الظالمين الاّ بَرَما»، براي هميشه زنده بماند. . . نگذاريد حادثه عاشورا فراموش شود. حيات شما، زندگي و انسانيت و شرف شما به اين حادثه بستگي دارد. به اين وسيله مي‌توانيد اسلام را زنده نگه داريد. پس ترغيب كردند كه مجلس عزاي حسيني را زنده نگه داريد و درست است. عزاداري حسين بن علي واقعاً فلسفه صحيح و بسيار عالي دارد. اما متأسفانه عده‌اي اين را نشناختند.»

شايد در نگاه اول به نظر برسد كه معناي اين نقدها اين است كه گريه و مويه در عزاي امام حسين (ع) كاري ناشايست است يا اينكه اين بحث‌ها به معناي مخالفت با واكنش‌ها و مواجهه عاطفي با قيام عاشورا است. در نقد چنين مخالفت‌هايي امام خميني فرمود: « گريه كردن بر شهيد، زنده نگه داشتن نهضت است. اينكه در روايت هست كه كسي كه (خودش) گريه بكند يا (ديگري را ) بگرياند يا خودش را به صورت گريه‌دار (درآورد) جزايش بهشت است، براي آن است كه حتي آن (كسي) كه به صورتش، يك حال حزن مي‌دهد و صورت گريه‌دار به خودش مي‌دهد، اين (فرد) دارد نهضت را حفظ مي‌كند، نهضت امام حسين(ع) را حفظ مي‌كند.

بي دليل نبود كه مأمورين ساواك رضاخان، تمام مجالس عزا را قدغن كردند. رضاخان همچو نبود كه (در) اصل (و اساس) مخالف با اين مسائل بشود، رضاخان مأمور بود، مأمور بود براي آنهايي كه كارشناس بودند، آنهايي كه ملتفت بودند مسائل را، دشمن‌هاي ما كه حال ملت‌ها را مطالعه كرده بودند، مي‌ديدند تا اين مجالس هست و تا اين نوحه‌سرايي‌هاي بر مظلوم هست و تا آن افشاگري ظالم هست، نمي‌توان به مقاصد خودشان برسند.»

يا مقام معظم رهبري كه درباره مجالس عزاداري و حفظ و افزايش رابطه عاطفي با امام حسين (ع) مي‌فرمايند: «بايد چنين مجالسي، محبّت به اهل بيت (ع) را زياد كنند. چون رابطه عاطفي، يك رابطه بسيار ذي قيمت است. شما، روحانيون، بايد كاري كنيد كه محبّت شركت‌كنندگان در مجالس مذكور، روزبه روز نسبت به حسين بن علي عليه‌السّلام، خاندان پيغمبر و مناشي معرفت الهي، بيشتر شود. اگر شما خداي ناكرده، در مجالس مذكور وضعي را به وجود آوريد كه مستمع يا فرد بيرون از آن فضا، از لحاظ عاطفي به اهل بيت عليهم‌السلام نزديك نشد، بلكه احساس دوري و بيزاري كرد، نه فقط چنين مجالسي فاقد يكي از بزرگ‌ترين فوايد خود شده، بلكه به يك معنا، مضّر هم بوده است. حال شما كه مؤسّس يا گوينده چنين مجالسي هستيد، ببينيد چه كاري مي‌توانيد بكنيد كه عواطف مردم، براثر حضور در اين مجالس، نسبت به حسين بن علي عليه‌السّلام و اهل بيت پيغمبر عليهم افضل صلواة الله روز به روز بيشتر شود.»

حماسه عاشورا پيوند عقل و عشق بود و مصادره كردن قيام حسين (ع) به هر كدام از اينها باعث مخدوش كردن تاريخ حقيقت مي‌شود. در واقع همچنان كه اشك و زاري و انگيزش‌هاي عاطفي در مواجهه با عاشورا لازم است، تفكر و تأمل بر زمينه‌هاي اجتماعي، تاريخي آن و درس‌آموزي‌هاي مختلف از آن لازم و ضروري است. مقام معظم رهبري با توجه به اين دو بعد در كنار يكديگر مي‌فرمايند: «در مجالس عزاداري ماه محرّم، اين سه ويژگي بايد وجود داشته باشد: 1. عاطفه را نسبت به حسين‏بن‏علي و خاندان پيغمبر، عليهم‏صلواةالله، بيشتر كند. (علقه و رابطه و پيوند عاطفي را بايد مستحكم‏تر سازد. ) 2. نسبت به حادثه عاشورا، بايد ديدِ روشن و واضحي به مستمع بدهد. 3. نسبت به معارف دين، هم ايجاد معرفت و هم ايجاد ايمان - ولو به نحو كمي - كند. نمي‏گوييم همه منبرها بايد برخوردار از همه اين خصوصيات باشند و به همه موضوعات بپردازند؛ نه. شما اگر يك حديثِ صحيح از كتابي معتبر را نقل و همان را معنا كنيد، كفايت مي‏كند. برخي منبري‌ها، بعضي اوقات يك حديث را آن‏قدر شاخ و برگ مي‏دهند كه معناي اصلي‏اش از بين مي‏رود. اگر شما يك حديثِ صحيح را براي مستمع خود درست معنا كنيد، ممكن است بخشِ مهمّي از آنچه را كه ما مي‏خواهيم داشته باشد. وقتي شما از روي يك تعبير معتبر، راجع به يك آيه قرآنْ فكر و مطالعه كنيد، به تنقيح آن بپردازيد و براي مستمع بيان نماييد، مقصود حاصل است. اگر براي ذكر مصيبت، كتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدّث قمي» را باز كنيد و از رو بخوانيد، براي مستمع گريه‏آور است و همان عواطفِ جوشان را به‏وجود مي‏آورد. چه لزومي دارد كه ما به خيال خودمان، براي مجلس‏آرايي كاري كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفه واقعي‏اش دور بماند؟!. . . .»

در آخر مي‌توان اين‌طور جمع‌بندي كرد كه پروژه‌اي مي‌خواهد شور حسيني را در مقابل شعور حسيني قرار دهد و با نقد مجالس روضه و عزا كه مايه‌هاي عاطفي دارند، انرژي و حس و شور منبعث از اين خيمه‌ها و هيئت‌هاي عزاداري را بگيرد، در حاليكه در تاريخ كه نگاه مي‌كنيم، انقلاب اسلامي خودمان متأثر و منبعث از شور حسيني به شعوري انقلابي رسيد و از وانفساي تاريخ مدرن پلي دوباره زد به حقيقت دين كه در عاشورا تماماً جلوي كفر و طاغوت ايستاده بود.

ميان اشك و نوحه و عزاداري و با فلسفه فكري و عبادي عاشورا تضادي نيست. شور و شعور در كنار هم معنا دارد. عقل و عشق هر دو در كنار هم تكميل‌كننده يكديگرند. بحثمان را با پرسش و پاسخ نشريه خيمه با دكتر داوري اردكاني به پايان ببريم. در اين مصاحبه از رضا داوري اردكاني پرسيده شد: «مي‌خواهيم بدانيم امام حسين‌(ع) براي فيلسوفي چون رضا داوري اردكاني چه بهره‌اي دارد؟»

و دكتر رضا داوري اردكاني اين‌طور پاسخ داد: «بهره به زندگي عادي تعلق دارد. وقتي در برابر عظمت قرار مي‌گيريم، سوداي سود و زيان از ميان برمي‌خيزد. شما يك بار از نسبت علم و عمل پرسيديد. در كربلا علم و عمل يكي شد و حقيقت و خير و جمال يك جا جلوه كردند و شاهدش اينكه بانوي كربلا «ما رايت الا جميلا» گفت. براي من كه سرم در كتاب و درس و فلسفه است و قدري هم به سياست نزديك شده‌ام، مسئله اين است كه كار امام حسين (ع) نجات تاريخ است و نجات تاريخ به همه ما مربوط مي‌شود. وقتي زمان و تاريخ به تباهي و تبهكاري مي‌افتد، بايد تاريخ را نجات داد. در اين اوقات كساني پيدا مي‌شوند كه رشته‌اي را كه در حال گسيختن است، نگاه مي‌دارند. امام حسين (ع) منجي تاريخ است؛ به اين دليل نه فقط يك مسلمان شيعه، بلكه هيچكس نمي‌تواند نسبت به عاشورا بي‌تفاوت باشد و آن را نديده بگيرد؛ اما براي اينكه اشاره‌اي به بهره و بهره‌مندي هم كرده باشيم، مي‌گويم كه اگر كسي عظمت عاشورا را درك كند، از بركات آن نيز بهره‌مند مي‌شود.»

منابع:

- حسين وارث آدم؛ نوشته دكتر علي شريعتي.

- حماسه حسيني؛ نوشته شهيد مرتضي مطهري.

- صحيفه امام خميني.

- بيانات مقام معظم رهبرى‏در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بوير احمد» در آستانه ماه محرّم‏ 17/3/1373

- نشريه خيمه؛ شماره 64.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها