ني قصه آن شمع چه گل بتوان گفت
ني حال دلسوخته دل بتوان سوخت
غم در دل تنگ من از آن است كه نيست
يك دوست كه با او غم دل بتوان گفت
از جمله شيوههاي پسنديده فرهنگي، علمي و ادبي نوشتن خاطرات، حوادث و مسائلي است كه زندگي فردي و اجتماعي افراد مبارز و سرشناس را به زندگي عمومي جامعه پيوند ميدهد. اين شيوه مرضيه در تاريخ ادبيات سياسي و اجتماعي نمونههاي فراواني دارد كه متأسفانه در دوران معاصر، بهويژه در دهههاي گذشته همانند بسياري از فعاليتهاي فكري و فرهنگي به علت جو اختناق، استبداد و تنزل ارزشهاي والاي معنوي متروك مانده بود.
دامنه اين جو بدانجا كشيده شد كه آرزوي انعكاس نظريهها و چنين خاطراتي شايد امكان دهان به دهان گشتن داشت و تنها در قالب آرزو و خواسته همواره در انتظار تبلور بهسر ميبرد. در اين راستا دكتر حسين فاطمي از جمله چهرههايي است كه چنين آرزويي در سر داشت. او خود در يادداشتهاي دوران دربهدرياش چنين مينويسد: «... بر فرض كه هيچكس هم نفهمد و صداي ما را خفه كنند.» «در تاريخ و در پرونده باقي خواهد ماند و فرداي روشن ممكن است.» «مورد استفاده نسلهاي آينده و همچنين نسل معاصر قرار گيرد...»
در گذشته رجال و اهل سياست و صدور ديوان كه خود در دوره دانش سياسي و فرهنگ زمان خود بهسر ميبردند با نگارش حوادث، وقايع و خاطرات زندگي خود خميرمايه تاريخنويسي و نقد اسناد و مدارك دوران خويش را فراهم ميكردند و هم امروز رجال علم، ادب و سياست در تمام كشورها نيز در اين زمينه به غناي تاريخ، فرهنگ و مواريث معنوي جامعه خود كمكهاي شاياني ميكنند. اكنون اين مهم به عهده كساني است كه بار مبارزه انقلابي ايران را با همه وجود به دوش كشيدهاند. در پي اين روند تاريخ انقلاب ايران توشه و خميرمايه اصلياش را از خاطرات كساني ميگيرد كه بهگونهاي مستقيم يا غيرمستقيم در آن شركت جستهاند و هم آنانند كه در اين روند از حداكثر صداقت و ايمان انقلابي و بينش اجتماعي برخوردارند.
دكتر حسين فاطمي در اين معيار نمونهاي جالب به شمار ميرود. گرچه دكتر فاطمي آنچنان فرصتي نيافت كه به ذكر و نگارش چنين خاطراتي دست يازد، اما سير حوادث او را به چنين كاري لاجرم واداشت كه نتيجهاش دستنوشتههايي است كه از وي باقي مانده و در مجموعهاي كه ازآن سخن ميرود، تحت عنوان «يادداشتهاي دوران دربهدري و مبارزات دكتر حسين فاطمي» تدوين شده است.
در مجموعه مزبور كه بخشي از خاطرات و عقايد حسين فاطمي را دربردارد، به پارهاي مسائل حساس تاريخي در آن مقطع پاسخ داده شد و به موازات آن بينش اجتماعي و سياسي وي نيز بهخوبي آشكار ميشود. تاريخ معاصر ايران و همچنين علل و ريشه حوادث اجتماعي و سياسي آن و فراز و فرود مراحل انقلاب اخير ايران همچنان ناشناخته است، بيم آن ميرود كه ريشههاي واقعي حوادث در پوشش حوادث سياسي زمان، نظير كشتي طوفانزدهاي دستخوش تلاطم امواج شود و مكتوم بماند و سره از ناسره، سقيم از صحيح و نقد اسناد و مدارك تاريخ معاصر ايران ناشناخته بماند.
باشد كه انتشار يادداشتهاي دوران دربهدري و مبارزات دكتر حسين فاطمي كه خود بر آرزوي وي جامه عمل ميپوشاند، منبعي باشد كه نسل جوان انقلابي امروز با مروري بر آن به آگاهيهاي سياسي خود بيفزايد و همواره اين نكته را به خاطر داشته باشد كه تاريخ صبور و افشاگر است. اين مجموعه گواهي زنده بر اين فرآيند است.