اين دانشگاه مراكز و واحدهاي تحت پوشش زيادي در استانها و شهرستانهاي مختلف كشور دارد. روش آموزش در اين دانشگاه با دانشگاههاي ديگر يك تفاوت جدي دارد و آن آموزش از راه دور و نيمهحضوري است.
آموزش نيمهحضوري، نظام آموزشي است كه با بهرهگيري از فناوري آموزشي، استفاده از كتب درسي خودآموز و دانشجو محور، ضرورت حضور دانشجو در كلاسهاي درسي را كاهش ميدهد. در واقع، در اين نوع آموزش عملاً ميتوان كلاسهاي تدريس را به كلاسهاي مرور درس و رفع اشكال تبديل كرد. دانشگاه دامنه وسيعي از رشتههاي مختلف را بهطور متفاوت ارائه ميدهد و شيوه آموزشي اين دانشگاه، آموزش باز و از راه دور است.
دانشگاه پيام نور، مثل همه مؤسسات آموزشي ديگر، در كنار مزايايي كه دارد، دچار نقصهايي است كه لازم است آنها را بهمنظور تصحيح و بهبود، نقد كرد. محقترين افراد براي بيان نقصهاي دانشگاه پيام نور، دانشجوياني هستند كه در اين دانشگاه درسخواندهاند يا مشغول به تحصيل هستند. بيان نقصهاي دانشگاه پيام نور به معناي نفي نقاط قوت و موفقيتهاي كسبشده توسط اين دانشگاه نيست.
در اين گزارش پاي درد دل دانشجويان دانشگاه پيام نور نشسته و در جریان مشکلات آنها قرار گرفتهایم.
***
يكي از اولين مشكلاتي كه دانشجويان دانشگاه پيام نور به آن اشاره ميكنند، مدركگرايي اكثر دانشجوياني است كه وارد اين دانشگاه ميشوند.
فاطمه شايسته مهر، دانشجوي رشتهروانشناسي دانشگاه پيام نور تاكستان ضمن بيان مسئله فوق ادامه ميدهد: «روند نمره دهي در سيستم آموزشي دانشگاه ما اينگونه است كه 6 نمره از نمره پايانترم مربوط به نمره سر كلاس است، 14 نمره باقي ميماند براي امتحان پايانترم. با توجه به اينكه اكثر اساتيد 6 نمره را به همه دانشجويان ميدهند، دانشجو در پايانترم 4 نمره هم بگيرد قبول است! به همين خاطر خيلي از دانشجويان براي امتحان، به خواندن نمونه سؤالات سالهاي قبل اكتفا و راحت درس را پاس ميكنند!»
مشكل ديگري كه شايسته مهر به آن اشاره ميكند پرحجم بودن كتابهاي درسي دانشگاه پيام نور و عدم تناسب حجم زياد كتب آموزشي با واحدهاي درسي است؛ همين موضوع باعث ميشود اكثر دانشجويان فرصت كافي براي مطالعه كل كتاب را نداشته باشند و به نمونه سؤالات اكتفا كنند و با حداقل نمره درس را پاس كنند. او معتقد است اين روند علاوه بر معطوف كردن هدف تحصيل دانشجويان به مدركگرايي، باعث افت شديد كيفيت آموزشي و سواد علمي فارغالتحصيلان خواهد شد. او در ادامه بيان ميكند چند سالي است كه كتابهايي به بازار آمده كه خلاصهاي از كتب اصلي پيام نور است و برخي دانشجويان براي فرار از حجم زياد كتابهاي اصلي سراغ كتابهاي خلاصه ميروند؛ البته او قيمت بالاي كتابهاي خلاصه را از ديگر مسائل دانشجويان پيام نور ميداند.
موضوع ديگري كه جزو نقصهاي دانشگاه پيام نور محسوب ميشود ناشي از نيمهحضوري بودن سيستم آموزشي اين دانشگاه است. در سيستم آموزشي نيمهحضوري، كلاسهاي حضوري فقط در حد رفع اشكال برگزار ميشود اين درحالي استكه خيلي از رشتهها نيازمند كلاسهاي حضوري و تدريس استاد است.
شايسته مهر در اين زمينه ميگويد: «رشته ما روانشناسي است و شديداً لازم است علاوه بر خواندن كتابهاي آموزشي از تجربهاي كه اساتيدمان در طول سالها مشاوره دادن و درمان مراجعينشان به دست آوردهاند، استفاده كنيم.»
مشكل ديگري كه دانشجويان از آن گلهدارند، گران بودن كتب آموزشي مخصوص دانشگاه پيام نور است. زهره شيري دانشجوي تربيتبدني دانشگاه پيام نور بهار همدان معتقد است چون همه دانشجويان بايد كتابها را براي پايانترم مطالعه كنند نميتوانند از كتابها بهطور مشترك استفاده كنند و مجبورند همهكتابها را خريداري كنند، درحاليكه قيمت كتابها بالاست و خريداري همه آنها در توان همه دانشجويان نيست.
نكته ديگري كه شيري بدان اشاره ميكند، كافي نبودن تخصص علمي اساتيد دانشگاه است. او بيان ميكند كه مدرك اكثر اساتيد دانشگاهشان كارشناسي ارشد است و برخي از آنها واقعاً سطح علمي يك استاد دانشگاه را ندارند. او معتقد است اين مسئله باعث بيانگيزگي و بيعلاقگي دانشجويان به درس خواهد شد. همچنين شيري به تناسب رشتهاش به مشكلاتي همچون كافي نبودن تجهيزات ورزشي و عدم برگزاري كلاسهاي مهارتي مرتبط با رشته با هزينه كم براي دانشجويان در دانشگاه اشاره كرد. يكي ديگر از مشكلاتي كه دانشجويان پيام نور از آن گلهمند هستند، تستي بودن اكثر امتحانات پايانترم دانشگاه پيام نور است. زينب جوادي دانشجوي رشتهبرنامهريزي شهري دانشگاه پيام نور شهريار دراينباره ميگويد: «اكثر امتحانات ما تستي است. در حالي كه اين مدل از سنجش براي همه دروس مناسب نيست؛ مثلاً براي درسهايي همچون رياضي يا آمار.»
مورد ديگري كه جوادي به آن اشاره ميكند بحث اطلاعرساني ضعيف دانشگاه در موضوعات مختلف است. او بيان ميكند كه: «جديدالورودهاي دانشگاه خيلي با مشكل مواجه ميشوند چراكه اطلاعاتي كه لازم دارند را دانشگاه به آنها نميدهد و مجبورند مدام از دانشجويان سال بالايي كمك بگيرند.» البته ضعف در اطلاعرساني فقط وروديها را دچار مشكل نميكند. جوادي ميگويد: «راه من تا دانشگاه بسيار دور است و حدود دو ساعت بايد در راه باشم. با اينوجود گاهي براي پرسيدن يك سؤال مجبورم تا دانشگاه بروم چون عموماً دوستان آموزش دانشگاه، جواب تلفن نميدهند!» در ادامه او درباره فضاي دانشگاهش به نكتهاي اشاره ميكند كه بسيار قابلتأمل است: «دانشگاه ما يك دانشگاه مرده است...» و ادامه ميدهد: «شور و شوق دانشجويي و جواني بهندرت در دانشگاه ما ديده ميشود، تشكلها (انجمن علمي، بسيج و...) اسماً در دانشگاه هستند، اما انگيزهاي بين دانشجويان براي فعاليت وجود ندارد.» مسئلهديگري كه از مشكلات عمده دانشجويان پيام نور بهحساب ميآيد برنامهريزي نامناسب آموزشي است. زهره ساعدي فارغالتحصيل رشته علوم تربيتي دانشگاه پيام نور قم دراينباره ميگويد: «گاهي پيش ميآمد براي يك درس، يكترم استاد در نظر گرفته ميشد و يكترم خير! همين مسئله خيلي براي ما مشكل درست ميكرد. بستگي به شانسمان داشت كدام ترم به آن درس برخورد كنيم. يا بايد قيد استاد را ميزدي و با سختي در درس قبول ميشدي يا بايد يكترم عقب ميافتادي.»
از ديگر مشكلات دانشجويان پيام نور، فقدان كلاسها و آزمايشگاههاي عملي براي رشتههاي مهندسي است. خيلي از مباحث آموزشي در رشتههاي مهندسي نيازمند فضايي است همراه با امكانات خاص آن رشته، كه خود دانشجو با تجربه كردن آنها را بياموزد. فاطمه سبحاني فارغالتحصيل رشته مهندسي كامپيوتر دانشگاه پيام نور قزوين دراينباره ميگويد: «آزمايشگاههاي مدار منطقي، مدار الكتريكي و مدار الكترونيكي در رشته ما بسيار مهم است و اگر دانشجو چنين موقعيتي براي تجربه كردن و آموختن نداشته باشد تقريباً ميتوان گفت جز انباني از مسائل تئوريك چيز خاصي نياموخته؛ اين در حالي است كه ما در آزمايشگاههاي مذكور هر 10 نفر سر يك مدار كار ميكنيم!»
نكته ديگري كه سبحاني به آن اشاره ميكند سطح علمي اساتيد و ضرورت آموزش متناسب با سيستم درسي پيام نور است. او بيان ميكند كه در دانشگاههاي ديگر استاد بين 16 تا 20 جلسه فرصت ارائه واحد درسي را دارد، اما در دانشگاه پيام نور براي ارائه همان درس در بهترين حالت 10 تا 12 جلسه زمان دارد. همين مسئله نشان ميدهد كه اتفاقاً اساتيد دانشگاه پيام نور بايد بسيار متخصصتر و مجربتر باشند تا بتوانند در زمان كمتر محتواي آموزشي را با كيفيت بهتري به دانشجو منتقل كنند. سبحاني معتقد است تعداد اساتيد اينچنيني در دانشگاه پيام نور بسيار كم است.
بهطور خلاصه ميتوان مشكلات دانشگاه پيام نور را در چند محور بيان كرد:
1- فقدان روحيه دانشجويي و جواني در فضاي دانشگاهي(فعال نبودن تشكلهاي دانشجويي و...)
2- عدم تناسب حجم كتابهاي آموزشي دانشگاه پيام نور با واحدهاي درسي
3- افزايش شهريه دانشگاه ترم به ترم
4- بالا بودن هزينه كتابهاي آموزشي دانشگاه
5- نبود اساتيد متخصص و مجرب كافي
6- فقدان كلاسهاي حضوري و كاربردي در رشتههايي كه نياز به آزمايشگاه و كلاس حضوري دارد.
7- نقص در سيستم آموزش و پاسخگويي به دانشجو
8- مدركگرايي
9- نامناسب بودن نحوه امتحانات پايانترم
10- كمبود امكانات خدماتي دانشجويي (مثل خوابگاه، غذاخوري دانشجويي، سايت كامپيوتر، كتابخانه و...)