حق نداريم امام حسين (ع) را محدود كنيم
مسئول و افتتاحكننده هيئت عشاقالعباس(ع) مصطفي باغباني جانباز جبهه و جنگ است. او كه تجربه حضور در عملياتها و مناطق جنگي مختلفي را دارد يادگارهاي جسمي زيادي از دوران جنگ را همراه خود دارد و ويلچرش عينيترين مدعا براي جانباز بودنش است. باغباني ميگويد: اين ظلم و اوج خودخواهي است اگر بخواهيم به واسطه مسلمان بودنمان عشق به سيدالشهدا(ع) و شهداي كربلا را مختص و محدود به مسلمانان و شيعيان كنيم. ما نميتوانيم سايرين را از اين فيض بزرگ محروم كنيم. مگر نه اين است كه بارها و بارها در هيئتها شنيدهايم كه يك غيرمسلمان به هيئت ما آمده و بعد از گرفتن حاجتش از اهلبيت(ع) رفته، اما مريد اين خاندان مانده است؟ معجزه محرم و عشق به امام حسين(ع) كاري به دين و مسلك انسانها ندارد. نمونهاش ارادتي است كه ارامنه كشور خودمان به سيدالشهدا دارند و هر سال در ايام محرم پابهپاي ما عزاداري ميكنند و نذري ميدهند. عشق به حضرت اباالفضل(ع) از كودكي با من همراه بوده است. اولين جرقه افتتاح هيئت به سال ۷۸ روز ميلاد حضرت اباالفضل(ع) بازميگردد. ما آن سال در محله سنايي كه بخشي از ساكنين آن از هموطنان ارمني ما هستند مراسم مولودي برپا كرديم كه حدوداً ۵۰ نفر از ارامنه هم در اين مراسم شركت كردند. چند دقيقهاي بعد از مراسم آقاي بلندقدي وارد شد و رو به من گفت: «شما مسئول هيئت هستيد؟» گفتم من نوكر اين هيئتم. او كه از ارامنه بود، لبخندي زد و گفت: «عباس فقط مال شما نيست، مال ما هم هست». با اين حرف او مجلس شور و شعف ديگري به خودش گرفت و يك مجلس خاص شد. آن روز گذشت. مدتي بعد ماشينم خراب شد و يكي از دوستانم آن را به تعميرگاه برد. دوستم وقتي براي تحويل گرفتن ماشين به تعميرگاه مراجعه كرد دست خالي برگشت. به او گفته بودند صاحب ماشين خودش بيايد. وقتي به تعميرگاه رفتم، مكانيك مدام از مولودي باشكوه چند روز پيش تعريف ميكرد. تعميركار ارمني آن روز به من گفت: «ما ارمنيها امام حسين و حضرت عباس را دوست داريم. همتي كن و هيئتي راه بينداز.» همين درخواست مكانيك ارمني باعث شد هيئت عشاقالعباس(ع) را راهاندازي كنم و همين هيئت سر فصلي شد براي ارتباط بيشتر من با ارامنهاي كه به حضرت عباس(ع) و امام حسين(ع) علاقه داشتند و از آن پس در اين هيئت علاوه مسلمانان، ميزبان ارامنه نيز بوديم. من از قبل هم ميدانستم كه ارامنه در ميان همه اهلبيت(ع) ارادت خاصي به حضرت عباس(ع) دارند. بارها شنيده بودم كه با توسلشان حاجت گرفتهاند و ازآن پس جزو دوستداران حضرت شدهاند، نذري ميدهند يا حتي در روضهها شركت ميكنند اما نديده بودم حداقل در محله ارمنيها اطراف منزلم كسي هيئت ويژه ارامنه داشته باشد. آن روز وقتي ديدم چقدر مراسم مولوديام به دل ارامنه نشسته، وقتي ديدم خودشان اصرار ميكنند كه هيئتي تشكيل بده، ما حمايتت ميكنيم تصميم گرفتم حرفشان را زمين نيندازم. علاوه بر اين حضرت عباس(ع) شخصيت بزرگ و مهرباني است كه متعلق به همه آزادههاي جهان است. عشق و ارادت هموطناني كه مسلمان نيستند مثل همين ارامنه گواه خوبي بر اين مدعاست. حضرت اباالفضل(ع) در بين ما هم به «بابالحوائج» معروف است مگر ميشود بابالحوائج ما محدود به دين و اقليت باشد؟ اگر بود كه بابشالحوائج نبود. دقيقاٌ به خاطر همين محدود نبودن است كه بسياري از اقليتهاي مذهبي شيفته اين يار باوفاي امام حسين شدهاند. باورتان نميشود در اين چند سال هيئتداري من رفتار و ارادتي از ارامنه نسبت به حضرت اباالفضل (ع) ديدهام كه مثال زدني است. گاهي اوقات آنقدر به حاجت دادن حضرت ايمان دارند كه با اعتقاد محكم از ايشان حاجتي ميخواهند و اتفاقاً «حاجتروا» هم ميشوند. در بين ارامنه درست مثل مسلمانها اينطور است كه اگر كسي حاجت بگيرد به ديگري ميگويد اگر نفر دوم هم حاجت بگيرد به چند نفر ميگويد. در كمترين زمان قصه حاجت خواستن و گرفتن دهان به دهان ميچرخد و اين ميشود كه تعداد زيادي ارمني ميآيند و ميگويند ما از عباس (ع) شما حاجت بزرگي گرفتهايم.
از ساختن مسجد خيلي خوشحال شديم
در بين همه ارامنهاي كه به هيئت عشاقالعباس(ع) ميآيند بانوهرانوش آذريان هم شخصيت شناخته شدهاي است. او از جمله كساني است كه هر سال در بين نذريهاي هيئت سهم مختص خودش را دارد. وقتي ميخواهم كه برايم از تجربه اولين هيئت آمدن و عزاداريهايش بيشتر توضيح دهد ميگويد: «زماني كه به اين محله آمديم تعداد خانههاي اين محله به انگشتان دو دست هم نميرسيد و همه جا زمين كشاورزي بود. اتفاقاً من و شوهرم 45 سال قبل قصد داشتيم زميني را كه اكنون در آن مسجد حسيني قرار دارد بخريم ولي متوجه شديم كه قرار است در آن مسجد ساخته شود. شايد ما مثل شما مسلمانان مسجد برايمان مسجد نباشد اما خانه خداست و فوقالعاده ارزشمند است. آن روزها وقتي چنين خبري را شنيديم بهشدت خوشحال شديم كه در نزديكي خانه ما، خانه خدا ساخته ميشود. از همان سالها ايام محرم هر اندازه كه در توانم باشد براي عزاداري نذري ميدهم. آن سالها كه مسجد حسابي فعال شده بود روزي به مسجد رفتم تا نذري ايام محرم را به مسئولان مسجد بدهم. از در ورودي آقايان كه وارد شدم يكي از افرادي كه در مسجد بود به من گفت برگردم و از در ورودي خانمها وارد مسجد شوم! در حال برگشت بودم كه يكي از همسايهها كه داخل مسجد بود مرا شناخت و گفت: «با مادام كاري نداشته باشيد او ميتواند از اين در هم وارد شود. اين احترام در ذهنم ماند و هميشه به خوبي از آن ياد ميكنم. من ايمان دارم كه نذري هديه ماست به همين خاطر نذر كردهام خودم و خانوادهام سالم باشند. براي همين هر سال هنوز اول محرم نيامده نذري را به مسئولان مسجد ميدهم تا براي عزاداران حسيني خرج كنند. من و بچههايم نه تنها نذري ميدهيم بلكه از اينكه همسايهها نذري براي ما ميآورند خوشحال ميشويم. نوههايم غذاهاي نذري مثل شلهزرد را خيلي دوست دارند همسايهها از اين موضوع خبر دارند و هيچ وقت ما را فراموش نميكنند.»
آزادمردي كه براي آزادي شهيد شد
وانيك وارطانيان يكي از ارامنهاي است كه حدود 30 سال است پختن غذاي نذري تاسوعا و عاشورا در هيئت را برعهده دارد. اين بانو كه امسال بهخاطر كسالت نتوانسته در هيئت حضور بيشتري داشته باشد در مورد علاقهاش به امام حسين(ع) ميگويد: «نزديك 50 سال است در اين محله زندگي ميكنم و 40 سال آن را مخلصانه به هيئت امام حسين(ع) رفتهام. از كاري كه در هيئت انجام ميدهم لذت ميبرم و ايمان دارم كه حضرت عباس(ع) و امام حسين محدود به مسلمانان نيست بلكه براي همه كساني است كه او را ميشناسد. انساني كه خون خودش و خانوادهاش را براي آزادي ملتها نثار كرده متعلق به مذهب خاصي نيست و مسلمانان و مسيحيان حق ندارند امام حسين را به خودشان و دينشان محدود كنند. امام حسين(ع) براي همه اهل كتاب و پيروان اديان آسماني است كه به واسطه دينداريشان آزاده هستند. من ميدانم كه حضرت اباالفضل (ع) يكي از ياران شجاع امام حسين(ع) است كه براي آزادي ملتها مخلصانه جنگيد تا به شهادت رسيد و دقيقاً به خاطر همين خصلت رفتاريشان است كه علاقه خاصي به ايشان دارم. حتي چند سال قبل براي زيارت امام حسين (ع) به كربلا رفتم. اصلاً باورم نميشد. وصف امام حسين (ع) را از كودكي در هيئتهاي عزاداري شنيده بودم و هميشه تصور ميكردم اگر قرار باشد بروم كربلا چه چيزي ميبينم. دوست داشتم از نزديك حرم را زيارت كنم و ببينم چقدر با آنچه در ذهن و شنيدههايم داشتم مطابقت ميكرد. براي همين وقتي به كربلا رفتم مثل اين بود كه در دنياي ديگري هستم. هنوز باورم نميشود. وقتي حرم امام حسين (ع) را ديدم براي اداي احترام از ته دل تعظيم كردم. به دليل همه رشادتهايش، معرفت و انسانيتش.»
حسين با مسيح برايم فرق ندارد
روبين ماركاريان كه يك جوان 20 ساله ارمني است از همان كساني است كه از دوران كودكي پدر و مادرش دستش را گرفته و او را به هيئت عشاقالعباس(ع) آوردهاند. روبين از هيئت عشاقالعباس(ع) خاطرات، ديدهها و شنيدههاي بسياري دارد؛ «بعضي از ارمنيها وقتي هيئتي از جلوي درخانهشان رد ميشود گوسفند قرباني ميكنند چند سال قبل خانواده خودم هم قرباني كردند. به هر حال هر سال يكي از همسايههاي ارمني اين كار را انجام ميدهند». او در پاسخ به اين سؤال كه دليل علاقهاش به امام حسين(ع) چيست، ميگويد: «راهش درست مانند راه خودمان است. حضرت محمد و حضرت مسيح فرقي نميكنند و حسين فرزند رسول خداست. هر دو رسول عدالتند بنابر اين فقط بايد دستوراتشان را درست انجام دهيم.» روبين مثل ساير هيئتيها علاقه وافري به امام حسين(ع) و حضرت عباس(ع) دارد. او معتقد است حسين آزاده راه خداست و كربلا سرزميني است كه بهترين خونها براي خدا در آن ريخته شده است. نميشود از كنار چنين امام و چنين سرزميني ساده عبور كرد.
غذايي كه برايشان محترم است
نذري امام حسين(ع) هرچه كه باشد عزيز است و ايرانيها چون اعتقاد دارند نذري يك حاجت گرفته بدن و روحشان را بيمه امام حسين(ع) و حضرت عباس(ع) ميكند فرصت محرم را مغتنم ميشمارند براي فيض بردن. ما ايرانيها معتقديم طعم غذاي نذري با هيچ غذايي قابل مقايسه نيست و علاوه بر اين تبرك غذاهاي امام حسين (ع) مشكلگشاست. مصطفي باغباني مؤسس هيئت عشاقالعباس(ع) درباره اعتقاد ارامنه به غذاي امام حسين (ع) ميگويد: «ارمنيها غذاهاي امام حسين (ع) را براساس اعتقادي كه دارند و احترامي كه قائل هستند به عنوان تبرك داخل غذايشان ميريزند. از طرفي چون معتقدند غذاي حضرت شفابخش است تا ميتوانند يك نذري را بين خودشان تقسيم ميكنند. من شخصاً اين علاقه و اعتقاد را از زبان تعداد زيادي از ارمنيهاي هيئت شنيدهام. براي خودم پيش آمده وقتي بعضي از ارمنيها با من درد دل ميكنند و مشكلشان را ميگويند، به آنها توصيه ميكنم حاجتشان را از حضرت بخواهند. وقتي حاجتشان را ميگيرند به سرعت به فكر اداي نذر هستند فرقي نميكند چه چيزي نذر كرده باشند ارمنيها حتي خدمت كردن در هيئت را هم اداي نذر ميدانند به همين دليل است كه در ايام ولادت و شهادت اهلبيت در هيئت ما مثل بچه شيعهها نوكري ميكنند.»
هيئت ميزبان تمام عاشقان اهل بيت است
اگرچه اين عشق و علاقه ارامنه به حضرت عباس(ع) بود كه باعث جذب آنها به هيئت عشاق العباس(ع) شد اما فقط ارامنه جزو شركتكنندههاي هيئت عشاقالعباس(ع) نيستند. مصطفي باغباني در اين باره ميگويد: «در سالهاي اول تأسيس هيئت جمعيت ارامنه كم بود؛ محدود به همان كساني كه من را ميشناختند، حاجت گرفته بودند و پيشنهاد هيئت را داده بودند. اما بعد از آن خودشان پيشگام هستند و خيلي وقتها حتي از من هم بيشتر به فكر هيئت هستند. اسلام دين پرجاذبهاي است. شيعيان بايد بيش از هرچيز براي جذب حداكثري و دفع حداقلي به اهلبيت(ع) تلاش كنند. هميشه به دوستانم در هيئت يادآوري ميكنم كه با همه - به خصوص با اقليتهاي مذهبي - با عزت و احترام برخورد كنند. هدف ما در اين هيئت اين است كه روزبهروز بر تعداد عاشقان حضرت اباالفضل(ع) اضافه كنيم و تا امروز در اين راه موفق بودهايم. من هميشه معتقد بوده و هستم ارمنيها در هيئت بايد احساس عزت و سربلندي كنند. اين عزت و احترام در هيئت ما از پشتي گذاشتن براي ارمنيها تا كفش جفت كردن را شامل ميشود. اين احترام و تكريمها تأثير فراواني در جذب آنها به اهلبيت(ع) دارد. همين رفتار و احترام گذاشتن ما باعث شده كه هيئت عشاقالعباس(ع) نه تنها مأمني براي مسلمانان و ارامنه باشد بلكه كليميها هم به ما اعتماد ميكنند و ميهمان هيئت ميشوند.»
وقتي مايكل به ابوالفضل(ع) رسيد
مصطفي باغباني در مورد دليل ارادت و علاقه ارامنه به حضرت عباس (ع) ميگويد: « امكان ندارد شما در هيئت ارامنه و ساير پيروان اديان مذهبي رفت و آمد داشته باشي اما از معجزات و حاجت دادنهاي حضرت تعريف نشنوي. شنيدن نام ابوالفضل در بين كودكان ارامنه چيز عجيبي نيست. آنها يا قبل از فرزنددار شدن يا بعد از حاجت گرفتنشان اسم فرزندانشان را به ابوالفضل تغيير ميدهند. مصطفي باغباني در اين زمينه ميگويد: «نام فرزند يكي از دوستانم مايكل بود از شدت عشقي كه به حضرت عباس(ع) داشتند اسم پسرشان را به ابوالفضل تغيير دادند. قبل از اين اتفاق عشق به حضرت عباس در رفتار و گفتارشان مشخص بود اما بعد از اين اتفاق كلاً اين خانواده ارمني ابوالفضلي شدند.»