بيترديد مجامع ديني و سخنرانيهايي كه در آن انجام ميشد، يكي از شاخصترين رسانههاي نهضت اسلامي ايران در دوران خود بود. از اين رو، بدون مطالعه درباره اين تريبونها، پژوهش در باب بسترهاي پيروزي انقلاب اسلامي ناتمام خواهد بود. مقالي كه پيش رو داريد، ابعادي از كاركرد اين منابر و تريبونهاي مذهبي را بر شمرده است.
در ساليان نهضت اسلامي ايران، منابر، مساجد و حسينيهها و گفتههاي انتقادي متوليان آن، از رسانههاي مؤثر، فراگير و پرنفوذ انتقادي به شمار ميرفت. اسناد ساواك و ساير مستندات تاريخ انقلاب نشان ميدهد كه اين تريبونها، از قويترين و مهارناشدنيترين ابزارهاي تبليغ معارف انقلاب تلقي ميشدهاند. وعاظ در هيئتهاي مذهبي براي آگاهي مردم از موضوعات مختلف مملكتي و حتي مسائل جهاني سخنراني ميكردند. بيشتر موضوع سخنراني وعاظ بازگويي انتقاد طبقات مختلف جامعه از اوضاع كشور، كمونيسم، تبعيد امام و روحانيت، دينزدايي رژيم، حمله رژيم صهيونيستي به فلسطين و... بود.
انتقاد وعاظ از طبقات مختلف جامعه (مردم، سران مملكتي، بخشهاي دولتي و...)
وعاظ هيئتهاي مذهبي قبل از آغاز نهضت امام خميني(ره) مستقيم و غيرمستقيم سران حكومت و حتي شاه را مخاطب قرار ميدادند و از اوضاع مملكت انتقاد ميكردند و در مقابل از مردم ميخواستند در مقابل اوضاع مملكت ساكت نباشند و با تظاهرات مذهبي موجوديت خود را ثابت كنند. (1)
در صورت نبود خفقان و فشار رژيم، سخنرانان نام سران مملكتي را ذكر ميكردند و آنها را بازخواست و از آنها انتقاد ميكردند. براي نمونه شيخ عباسعلي سبزواري در هيئت بنيالزهرا (س) از دكتر اقبال نخستوزير وقت به دليل بياعتنايي به دين، احكام اسلامي و جاهطلبي انتقاد ميكرد. در انتقاد از وزارت كشاورزي به مسائلي همچون عدم استفاده از وسايل مدرن كشاورزي واردشده به كشور براي توليد محصولات و گراني محصولاتي مانند روغن و تخممرغ اشاره ميكند. (2) فقر جامعه موجب شده بود تا وعاظ نه تنها از سران مملكت به دليل گرفتن وام از بيگانگان و عدمبهرهبرداري از منابع طبيعي كشور، بلكه از ثروتمندان به خاطر ندادن خمس و زكات اموال و كوتاهي و قصور درباره اين معضل اجتماعي انتقاد كنند. (3) اما هميشه شرايط جامعه به اين منوال نبود كه مستقيم اشخاص را زير سؤال ببرند. با خفقان موجود در جامعه از شخصيتهاي تاريخ اسلام بهمنظور انتقاد استفاده ميشد. بهطور مثال شيخ محمود حلبي در هيئت بنيالزهرا(س) طرفداران شاه را به مردهباد و زندهبادگويان طرفداران ابوبكر تشبيه ميكند. (4)
با آغاز نهضت امام خميني(ره) سخنراني وعاظ هيئتها شدت ميگيرد. وعاظ، شاه و اقدامات او را زير سؤال ميبردند و مردم را به جهاد با ظلم دعوت ميكردند. يكي از مباحث مطرحشده توسط وعاظ، انتقاد از رژيم به خاطر تبعيد امام خميني(ره) و محدوديت قائل شدن براي روحانيت بود. برخي از وعاظ مانند شهيد باهنر در هيئت مكتبالحسين(ع) و شهيد محلاتي در هيئت متحده انصارالقرآن به صراحت وضع مملكت را مشابه دوران امامت امام حسين(ع) و ائمه(ع) توصيف و دليل آن را عيش و نوش زمامداران و هدر دادن بيتالمال، تبعيد، شهادت و زنداني كردن روحانيت معرفي ميكردند. در مقابل، وعاظ هيئتها وظيفه هر فرد مسلمان را پرداختن به امر به معروف و نهي از منكر ميدانستند. (5)
برخي از وعاظ هيئتهاي مذهبي با تفسير آيات مربوط به جهاد، ويژگي ابرار و مقربون، انقلابيون و امام خميني(ره) را مطرح ميكردند و از اين طريق موجب تشويق و ترغيب حضار، بهخصوص جوانان به حمايت از انقلابيون ميشدند. براي نمونه آيتالله هاشمي رفسنجاني در هيئت انصارالحسين(ع) با مطرح كردن ويژگي ابرار و مقربون و عينيتسازي اين دو مفهوم با شخصيتهاي انقلابي يعني امام خميني و انقلابيون موجب ترغيب مردم براي كمك به انقلابيون و مبارزه با رژيم شاه ميشد. (6)
در مقابل توصيف انقلابيون، وعاظ ويژگي زمامداران و سران مملكت را نيز مطرح ميكردند. مهمترين ويژگي مقامات مملكتي فساد آنان بود. وعاظ آشكارا رواج فساد اجتماعي را نتيجه فساد زمامداران مملكت ميدانستند. شهيد محلاتي در هيئت متحده انصارالقرآن و هيئت قائميه برخي از صفات رجال مملكتي و سياستمداران را برميشمارد. مهمترين ويژگي رجال از ديد شهيد محلاتي عبارت است از ناسزاگويي سران مملكت به يكديگر و تشكيل جلسه مشترك در كاباره، حقهبازي، بيتوجهي به آسايش و رفاه مردم (كمك نكردن به زلزلهزدگان خراسان)، رواج فقر در جامعه، رباخواري، مقامپرستي، ثروتاندوزي و.... (7) عاملي كه مقامات بهواسطه آن بسيار بازخواست ميشدند، جمعآوري ماليات و استفاده نكردن از آن براي رفاه مردم بود. آيتالله علياصغر مرواريد در هيئت انصارالحسين(ع) به مبحث جمعآوري ماليات و مشخص نبودن موارد هزينه شده ماليات اخذشده ميپرداخت. (8)
يكي از زمينههاي انتقاد وعاظ، برگزاري رفراندومهاي نمايشي بود. شهيد محلاتي در هيئت متحده انصارالقرآن نمايندگان مجلس و... را همانند ماجراي شوراي خلافت ابوبكر تقلبي و نمايشي ميشمرد. همچنين بيان ميكرد با رشوه دادن به مقامات بالا و پر كردن شكم مردم، اسامي مورد نظر خود را از صندوقهاي رأي بيرون آورده و رأي مردم براي كانديداهاي مورد نظر بيفايده است. (9)
وعاظ هيئتها با توجه به سخن امام در زمينه ويژگيهاي رهبر در حكومت اسلامي و مباحث ولايت فقيه ويژگيها و خصايص رهبر جامعه اسلامي را با بررسي ويژگيهاي حكومت پيامبر(ص) و امام علي(ع) و خصايص فرعونهاي زمان مانند معاويه، يزيد و... مطرح ميكردند. بهطور مثال آيتالله هاشمي رفسنجاني با اشاره به داستان موسي(ع) و فرعون در قرآن، فرعون زمان، شاه را ديكتاتور و جلادتر از فرعون زمان حضرت موسي(ع) ميدانست. (10) آيتالله خامنهاي در هيئت انصارالحسين(ع) رژيم شاه را در ظلم و ستم به حكومت معاويه تشبيه ميكردند و از مردم ميخواستند ظلم و ستم رژيم شاه را تحمل نكنند و با آن به مبارزه برخيزند.(11) شهيد باهنر در هيئت انصارالحسين(ع) سه ويژگي را براي رهبر جامعه اسلامي برميشمرد كه عبارتند از:
1ـ شخصي باشد كه همه از او راضي باشند.
2ـ كساني كه در قلمروي حكومتي او زندگي ميكنند نبايد گرسنه و محتاج باشند.
3ـ آگاه نسبت به وظايف خود باشد.(12)
برخي از وعاظ رژيم شاه را از حكومت نادرشاه به دليل فراهم نكردن زمينههاي رفاه و آسايش مردم كمتر ميشمردند. براي نمونه ميتوان به سخنراني آيتالله مكارم شيرازي در هيئت بنيفاطمه(س) اشاره كرد. (13)
در دهه 1350 يكي از مسائل مورد توجه وعاظ هيئتها، بيقانوني يا وضع قانون بر اساس تمايلات سران مملكت بود. آنها ضمن آنكه اين امر را برخلاف قانونگذاري اسلامي ميدانستند آن را در مقابل قانونگذاري كشورهايي مانند فرانسه و انگليس كه بر اساس رأي اكثريت است، زير سؤال ميبردند.(14)
سال 1357 وعاظ هيئتها مستقيماً از شاه انتقاد و حكومت شاه را حكومت يزيد معرفي ميكردند و از جوانان ميخواستند فريب وعده و وعيدهاي حكومت را نخورند و به جهاد با حكومت ظالم بپردازند تا بر آن چيره شوند. فخرالدين حجازي در عيد سال 1357 به صراحت اعلام ميكند حكومت طاغوت در سال جاري از بين ميرود.(15) يكي از هيئتهايي كه صراحتاً از شاه انتقاد ميكرد، هيئت جوانان متوسل به حضرت علياكبر بود. در يكي از جلسات هيئت شخصي به نام منصور باقري ضمن سخنراني از رژيم و هيئت حاكمه انتقاد و بدگويي ميكند و از جوانان ميخواهد تا با خون خود اسلام سرخ را در مقابل اسلام سياه استعمارگران به وجود آورند. همچنين از آنان ميخواهد شاه را كه نوكر استعمار است، از كشور بيرون كنند. ايشان امام خميني(ره) را تنها جايگزين شاه معرفي ميكند.(16)
حمله رژيم صهيونيستي به فلسطين
وعاظ هيئتهاي مذهبي علاوه بر مطرح كردن مسائل داخلي، مسائل جهان را نيز شرح ميدادند. مهمترين مسئله جهان اسلام حمله رژيم صهيونيستي به فلسطين بود. امام خميني(ره) فتوايي مبني بر اختصاص وجوه شرعي زكات براي مجاهدين فلسطين صادر كرد. وعاظ فتواي امام را در هيئتهاي مذهبي مطرح كردند و به اين طريق توجه مردم را به حساسيت مسئله فلسطين جلب ميكردند. به عنوان نمونه شهيد باهنر در هيئت مكتبالحسين(ع) فتواي امام خميني(ره) و همچنين آيتالله حكيم را درباره فلسطين مطرح كرد. (17) وعاظ در سخنرانيهاي خود اقدامات اعراب و مسلمين جهان را قصور و كوتاهي مقابل مسئله فلسطين تقبيح ميكردند. در ماجراي آتشبس بين اعراب و صهيونيسم وعاظ بر مصر و الجزاير به خاطر قبول نكردن آتشبس درود ميفرستادند و از مسلمانان ميخواستند تا به مبارزه خود براي ريشهكني رژيم صهيونيستي ادامه بدهند. در پايانِ اغلب سخنرانيها وعاظ هيئتها براي پيروزي مجاهدين فلسطيني دعا ميكردند.(18) وعاظ هيئتها علاوه بر انتقاد از مسلمانان جهان و كشورهاي عربي از مردم و قشر روحانيت نيز انتقاد ميكردند. بهطور مثال آيتالله هاشميرفسنجاني بعد از مقدمهچيني درباره كمفروشي، علت تجاوز رژيم صهيونيستي و پيروزي آنها را عدم حمايت مسلمين و كم جرئتي روحانيت در صدور فتوا براي حمايت از مردم فلسطين برميشمارد. (19) مهدي اليگودرزي در هيئت انصارالمهدي علت پيروزي يهوديان بر مسلمين را دوري مسلمين از قرآن ميدانست.(20) مهمترين حادثه فلسطين آتشسوزي مسجد بيتالمقدس توسط رژيم صهيونيستي بود. شهيد محلاتي در يكي از سخنرانيها به اين مسئله پرداخت و بعد از شرح آن از مردم به دليل عدم اعتراض و تظاهرات عليه اقدام صهيونيسم انتقاد ميكرد. اين در حالي بود كه مسلمانان ساير كشورها در اعتراض به اين عمل رژيم صهيونيستي تظاهرات وسيعي به راه انداخته بودند. شهيد محلاتي دليل اقدام نكردن مردم را كمجرئتي آنها ميداند.(21) در مسئله آتشسوزي بيتالمقدس شخصي به نام غلامحسين حقپناه در يكي از جلسات هيئت انصارالعباس(ع) در انتقاد از مردم به اكتفاي آنها به نگارش اعلاميهاي قلابي اشاره ميكند و از آنان ميخواهد به توزيع اعلاميه بسنده نكنند و مانند كشورهاي ديگر تظاهرات كنند.(22)
آيتالله مكارم شيرازي علاوه بر مطرح كردن مسائل فلسطين و غصب اراضي فلسطين توسط رژيم صهيونيستي به نكتهاي اشاره ميكند كه وعاظ ديگر بدان نپرداخته بودند. ايشان جنگ رژيم صهيونيستي و اعراب را به نفع اعراب ميداند، زيرا موجب شد تا اعراب دست از تنبلي بردارند و درصدد دفاع از خود برآيند.(23) بعد از شكست اعراب آنان را ملزم ميداند با برنامهريزي صحيح در آينده همانند پيشرفت اروپاييان بعد از دو قرن بر رژيم صهيونيستي پيروز شوند.(24)
دينزدايي رژيم و بيگانگان
اقدامات رژيم شاه و بيگانگان براي دينزدايي در كشور عبارت بود از رواج فساد از طريق مطبوعات، گسترش بهائيت، دلمشغولي به امور بيهوده و.... وعاظ هيئتها دولت را مسبب دينزدايي و بهائيگرايي جوانان ميدانستند و از مردم ميخواستند در مقابل دينزدايي بايستند و مانع از آن شوند.(25) براي نمونه شهيد باهنر در هيئت مكتبالحسين(ع) مردم را به مبارزه برميانگيخت و در پايان جلسه براي بازگشت امام خميني(ره) دعا ميكرد.(26)
شهيد باهنر علت تبعيد امام خميني(ره) را بيعت نكردن با شاه ميدانست و ميگفت در صورتي كه امام با شاه بيعت ميكرد، مورد محبت شاه نيز قرار ميگرفت. علت ديگر را امر به معروف و نهي از منكر در موارد مختلفي همچون عدم چپاول اموال عمومي، نسپردن پول به بانك و... ميدانست.(27) بنابراين با توجه به اسناد و مدارك وعاظ هيئت مكتبالحسين(ع)، مرتضي خاتمي، شهيد سعيدي، آيتالله مهدويخراساني و شهيد باهنر در علتيابي تبعيد امام از ايران به موارد زير اشاره ميكنند: بيان حقايق، بيعت نكردن با شاه و امر به معروف و نهي از منكر.
مقوله كمونيسم و چپگرايي
پيروزي انقلاب روسيه و همسايگي ايران با اين كشور زمينهساز گرايش جوانان به كمونيسم بود. وعاظ هيئتها با احساس خطر براي اسلام، مانع از گرايش جوانان به كمونيسم ميشدند. در ميان وعاظ هيئتها شهيد محلاتي در هيئت متحده انصارالقرآن به مسئله كمونيسم و كشورهاي كمونيستي ميپرداخت.
شهيد محلاتي نظريه كمونيسم درباره برابري را دروغ دانست و علت آن را رفتار كمونيسم با كشورهاي كوچك و ضعيف ميدانست.(28) شهيد محلاتي در سخنرانيهاي خود به علت روي آوردن مردم، بهخصوص جوانان به كمونيسم پرداخته است. علل اقبال كمونيسم در ميان مردم از نظر ايشان عبارتند از: شعار محروميت، شعار حمايت از كارگران، تبليغات گسترده، رفتار رجال و ثروتمندان.(29) فخرالدين حجازي در هيئت بنيفاطمه(س) از جوانان ميخواهد وارد مكتبهاي مختلف مانند دموكرات ـ سوسيال، ليبراليسم و كمونيسم نشوند و علت آن را حضور افراد الكلي و خائن به ناموس و نداشتن مرامنامه مطرح ميكرد.(30)
رواج بيحجابي و بيعفتي در جامعه
يكي از مسائل حاد جامعه ايران در آن زمان بدحجابي و بيعفتي، بهخصوص در ميان خانمها بود. شيخ عباسعلي اسلامي، مؤسس جامعه تعليمات اسلامي در هيئت قائميه و هيئت بنيالزهرا(س) راهحلهايي براي اين مسئله ارائه داد كه عبارت بود از:
1ـ ثبتنام فرزندان در مدارس اسلامي، بهجاي كلاسهاي هنرپيشگي، رقص و آواز
2ـ تربيت اسلامي فرزندان با آموزش مسائل ديني بهجاي سرگرمي آنها با تلويزيون و سينما. (31)
وعاظ هيئتها عللي را براي رواج بيعفتي در جامعه ذكر كردهاند كه عبارتند از:
1ـ بيحجابي زنان
2ـ ترويج مدهاي جديد
3ـ زمامداران فاسد.
براي نمونه شهيد محلاتي در هيئت متحده انصارالقرآن علت رواج بيعفتي در جامعه را بيحجابي زنان با الگوگيري از غرب ميدانست. همچنين بيعفتي زنان را با نقش آنان در تربيت مبارزان متعارض ميخواند. (32)
تبعيض نژادي
يكي از مسائلي كه امروز نيز مطرح است، تبعيض نژادي است. شهيد محلاتي در يكي از جلسات هيئت انصارالقرآن به چند مورد در اين باره اشاره كرده است كه عبارتند از:
1ـ تمامي نمايندگان ملتهايي كه داد برابري و آزادي نژاد سياه و سفيد را ميزنند، خود اعمال ضد انساني مرتكب شدهاند. در اين باره به كشته شدن زنها و بچههاي اردني در حمله يهوديها اشاره ميكرد.
2ـ سازمان ملل را فاقد قوه اجرايي ميدانست.(33)
مطابق پيوست شماره 4 آيتالله مكارمشيرازي در هيئت بنيفاطمه(س) كشمكشهاي دولتها را از بين برنده سرمايههاي مالي و انساني ميشمارند. ايشان علت اين كشمكشها را حفظ منافع دولتها مطرح ميكند و براي روشن شدن مسئله دو مورد را به عنوان شاهد ذكر كرده است:
1ـ تجهيز كانالهاي دوم سازمانهاي جاسوسي. تجهيز و تقويت كانالهاي جاسوسي هزينههاي هنگفت بسياري دارد. اين امر باعث ميشود تا دولتها سالانه بودجهاي را براي تقويت كانالهاي جاسوسي اختصاص بدهند. از سوي ديگر يك خبر جاسوسي باعث درگيري بين ارتشهاي دولتها ميشود.
2ـ فروش اسلحه به سفيدپوستان ساكن آفريقا از سوي دولت انگليس.
آيتالله مكارمشيرازي به دو مورد درباره اين موضوع اشاره ميكنند:
1ـ با اينكه 200 هزار سفيدپوست در مقابل يك ميليون سياهپوست در آفريقا وجود دارد، اما سفيدپوستان همه كاره هستند. اين نوعي تبعيض نژادي است.
2ـ با سركوب سياهپوستان هم منافع دولت انگليس در آفريقا حفظ ميشد و هم اسلحههاي آنها به فروش ميرسيد.
پينوشتها در سرويس تاريخ موجود است.